اشتغالزایی روستایی؛ راهی برای کاهش مهاجرت روستاییان به شهر

آواز پرندگان، سبزی یک دست درختان و صدای پای آب؛ همه آنچه را که ساکنان تهران می‌جویند می‌توان در روستاهای ایران یافت. از کناره خزر گرفته تا دشت کویر و دامنه زاگرس هریک جذابیتی منحصر به فرد دارد. با این حال این زیبایی ها نیز نتوانسته‌ا موج فزاینده مهاجرت روستاییان به شهرها را متوقف سازد؛ روستاییانی که خانه و کاشانه خود را ترک کرده، برای بهبود وضعیت اقتصادی و استفاده از امکانات بیشتر به شهرهای اطراف، مراکز استان و یا پایتخت کوچ می‌کنند. همه می دانیم که این هجرت همیشه آسان نیست؛ چه استعدادهایی که در این میان به هرز می‌روند و چه خانواده‌هایی که از هم می‌پاشند. این کوچ اجباری بسیاری را به این فکر وا می‌دارد که راه حل چیست؟

یاسر خانی یکی از آنهاییست که همیشه دغدغه آن دسته هموطنانی را داشته که در جستجوی کار از دیار خود دل کنده و به شهرها مهاجرت می‌کنند. وی که از دانش‌آموختگان پرتو نیز می‌باشد، متولد سال ۱۳۶۶و فارغ التحصیل مهندسی کشاورزی است. او پس از مدت‌ها تحقیق و کند و کاو روی علل مهاجرت روستاییان به شهر، اشتغال را یکی از ریشه‌های اصلی مهاجرت می‌یابد و برای تشویق مهاجرت معکوس از شهر به روستا وارد عمل می‌شود. در سال ۱۳۸۸ به سازمانی غیردولتی می‌پیوندد و به طور فعال مشارکت خود را در پروژه‌های اشتغالزایی در مناطق محروم و روستایی کشور آغاز می‌کند. وی تا کنون در پروژه‌های کارآفرینی روستایی در استان‌های خوزستان، فارس، کرمان و زنجان همکاری داشته و از نزدیک فرصت‌ها و چالش‌های کارآفرینی را در مناطق روستایی کشور لمس کرده است. در این مصاحبه، یاسر از فراز و نشیب‌های پروژه‌های اشتغالزایی روستایی می‌گوید:

پرتو: چرا کارآفرینی روستایی را انتخاب کردید؟
ی.خ: انگیزه اصلی من همیشه خدمت به محرومین جامعه بوده است. پس از آسیب‌شناسی‌هایی که توسط من و هم‌گروهیانم -فارغ‌التحصیلان رشته‌های اقتصاد، توسعه روستایی، مدیریت صنعتی، مدیریت بازرگانی و مهندسی کشاورزی- صورت گرفت، به این نتیجه رسیدیم که مهمترین مسئله به ویژه در مناطق محروم و روستایی بحث اشتغال است. مطالعات ما نشان داد مهمترین دلیل مهاجرت روستاییان به شهر اشتغال است و تا این مسئله برطرف نشود، مهاجرت ادامه خواهد داشت. در ضمن، به این خاطر که کارهای روستایی عمدتا در حوزه تولید است، این رکن اصلی اقتصاد کشور نیز تقویت می‌شود.

پرتو: کار خود را چطور و با چه پروژه‌ای شروع کردید؟
ی.خ: پیش از این که من به تیم بپیوندم، هم‌گروهیانم که همگی دانشجو بودند پروژه‌ای را در روستاهای استان ایلام آغاز کرده بودند. این گروه ۱۲ نفره استان ایلام را به عنوان پایلوت (پروژه آزمایشی) انتخاب کردند چرا که ایلام یکی از محروم‌ترین استان‌های کشور است و در آنجا آسیب‌های اجتماعی مانند "اعتیاد و خودکشی" بالا و "امید به زندگی" پایین می‌باشد. هدف در این پروژه، ایجاد تعدادی شرکت تعاونی تولیدی به منظور اشتغال جوانان روستایی ایلام بود، اما می‌توان گفت که این پروژه به اهداف مورد نظر نرسید.

پرتو: به نظر شما چه عواملی باعث شد تا این پروژه به اهداف خود نرسد؟
ی.خ: عوامل این عدم موفقیت تنها محدود به این پروژه خاص نبود. اصولا در پروژه‌های روستایی یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت ایجاد اعتماد بین ذینفعان و مجریان پروژه است و به این دلیل که این پروژه‌ها عمدتا توسط افرادی غیرمحلی و معمولا ساکن تهران پیش برده می‌شود، این اعتمادسازی به یکی از بزرگترین چالش‌های این گونه پروژه‌ها تبدیل شده است. اعتمادسازی نیازمند ارتباط مستقیم و شخصی است و در نتیجه نیازمند حضور مجریان پروژه در منطقه می‌باشد. اما در این پروژه خاص، به این دلیل که تیم اجرا کننده پروژه همگی ساکن تهران بودند و مسافت بین ایلام و تهران نیز قابل توجه است، آنها نمی‌توانستند به طور مرتب به روستاها سفر کنند و در نتیجه اعتماد لازم بین آنها و جوانان روستایی که ذینفعان پروژه بودند هیچ وقت ساخته نشد.
اما در کنار این مسئله که چالش عمده همه پروژه‌های اشتغالزایی روستایی است، مشکلات دیگری نیز در این پروژه وجود داشت؛ از جمله آن که گروه ۱۲ نفره مجری این پروژه قصد داشتند حدود ۷۰ روستا را در پروژه خود پوشش بدهند که از توانشان خارج بود. در ضمن، مسائل فرهنگی هم نقش مهمی در این عدم موفقیت داشت چرا که فرهنگ کار گروهی در منطقه بسیار ضعیف بود.

پرتو: از پروژه بعدی بگویید؛ آیا توانستید در آن پروژه به نتیجه مطلوب برسید؟
ی.خ: در تجربه بعدی ما با نگاه آسیب شناسانه به پروژه ایلام نگاه کردیم. ودرنهایت در پروژه‌ جدید، ما زنجان را به عنوان استان پایلوت انتخاب کردیم و این انتخاب پس از هفته‌ها مطالعه صورت گرفت.

پرتو: چرا زنجان را انتخاب کردید؟
ی.خ: تجربه پروژه پیشین به ما نشان داده بود که مسافت، نقش مهمی ایفا می‌کند؛ به عبارتی، فاصله زیاد ایلام از تهران باعث شد که سفرها با مشکل مواجه شود و با تعداد کم سفرها اعتمادسازی صورت نگیرد. در نتیجه باید این بار جایی را انتخاب می‌کردیم که بتوانیم حضوری نسبتا مداوم در منطقه داشته باشیم و زنجان به دلیل نزدیکی به تهران از لحاظ بعد مسافت بسیار مناسب بود. توجه داشته باشید که بحث راه‌اندازی کسب و کار در روستا با شهر بسیار متفاوت است. ما نیاز به ارتباط تنگاتنگ با مخاطب داشتیم. در عین حال، روستاهای نسبتا محرومی در این استان شناسایی شده بودند و با وجود این که تحقیقات آکادمیک زیادی روی این منطقه انجام شده است از لحاظ عملی اقدام خاصی تا به حال صورت نگرفته بود، در نتیجه ما تصمیم گرفتیم وارد عمل شویم.
پس از بررسی زندگی مهاجران این مناطق در تهران، مشاهده کردیم که آنها اصولا به عنوان کارگران ساده و غیرماهر در بازار تهران و یا جاهای دیگر مشغول به کار –عمدتا در حرفه‌هایی چون سیمان کاری و یا خیاطی- می‌شوند و برای سال‌ها در شرایطی مشابه باقی می‌مانند و مهارتی به آنها آموزش داده نمی‌شود. این سیل مهاجرت به شهرها به ویژه حومه تهران هم‌چنان در جریان است و استعدادهای فراوانی در این راه هدر می‌شوند و بلااستفاده می‌مانند. اما آمار و تحقیقاتی که پیش‌تر انجام شده بود حاکی از این مسئله بود که روستاهای زنجان از لحاظ سرمایه‌های اجتماعی بسیار قوی هستند. پس ما تصمیم گرفتیم با ایجاد کسب و کار در این نواحی، جوانان محلی را تشویق به ماندن کنیم. پیش از اقدام به اجرای مرحله آزمایشی این پروژه، به مدت شش ماه مطالعه امکان سنجی روی این پروژه توسط گروهمان انجام گرفت که به نظر من بخش بسیار مهمی بود.

پرتو: چند روستا را برای پروژه خود انتخاب کردید؟
ی.خ: ۸ روستا از توابع یکی از شهرستان‌های استان زنجان.

پرتو: کمی بیشتر راجع به این پروژه بگویید.
ی.خ: ما چندین پروژه داشته‌ایم، پروژه‌ای که هم اکنون در حال اجراست پروژه ایجاد واحدهای پرورش طیور است. هدف نهایی این است که اشتغالزایی محلی صورت گیرد، آن هم از این طریق که جوانان منطقه با سرمایه‌گذاری اندک در این پروژه مسئولیت واحد را در دست گیرند. در حال حاضر، ما درگیر آماده‌سازی این واحدها هستیم. در مرحله اول برای این که از موفقیت آمیز بودن پروژه اطمینان حاصل کنیم، تصمیم گرفتیم با حجم محدود پروژه را اجرا کنیم. در این مقطع، هدف ایجاد اشتغال برای۵ نفر است. پس از انجام بازارسنجی و بازارسازی، تیمی ۲۰ نفره را آموزش اولیه دادیم و سپس از این تعداد ۵ نفر را در نهایت برای اجرا انتخاب کردیم که هم اکنون در حال فعالیت هستند.

پرتو: مبانی شما برای این انتخاب چه بود؟
ی.خ: روند یادگیری افراد در آموزش‌ تکنیکی، مستعد بودن برای کار اقتصادی و سخت کوش بودن و داشتن همت کافی برای راه‌اندازی بنگاه‌های اقتصادی و ریسک پذیری. در کنار این موارد، برای ما بسیار مهم بود افرادی را که انتخاب می‌کنیم دلسوز باشند و قصد ماندن در روستا را داشته باشند. ما سعی کردیم بسیار محتاطانه و دقیق عمل کنیم و آنهایی که احتمال می‌رود از روستا مهاجرت کنند را در نظر نگیریم.

پرتو: آموزش را چگونه انجام دادید؟
ی.خ: برای آموزش اولیه از وزارت جهاد کشاورزی درخواست همکاری کردیم و این سازمان بازدیدی یک روزه از یک واحد پرورش بوقلمون را برای ما هماهنگ کردند و یک کارگاه یک روزه برگزار نمودند. مراحل بعدی آموزش که تخصصی‌تر بود توسط خود ما انجام شد و روی بحث‌های فنی پروژه بود. در کنار این‌ها، برخی نشریه‌های جهاد کشاورزی که مرتبط با پروژه بود را در اختیارشان قرار دادیم، از نمایش فیلم‌های ترویجی- آموزشی استفاده کردیم، کارگاه‌های آموزشی برگزار کردیم و جلسه‌های گپ و گفت با افراد موفق در این حوزه هماهنگ نمودیم تا در مورد موفقیتشان با افراد تحت آموزش صحبت کنند.

پرتو: این آموزش‌ها چه مدت طول کشید؟
ی.خ: کمی بیش از چهار ماه.

پرتو: برای اجرای پروژه با چه چالشی مواجه بودید؟
ی.خ: مانند پروژه پیشین، در این پروژه نیز بزرگترین مشکل ما اعتمادسازی بود. آذری زبان بودن مردم منطقه نیز به پیچیدگی این روند اعتمادسازی افزود. ما همگی فارس زبان بودیم و در نتیجه برقراری ارتباط با جمعیت هدف مقداری سخت بود. لازم می دانم به این نکته نیز اشاره کنم که، این که ما کارآفرینان اجتماعی به دنبال سود مالی نیستیم، مخاطبین پروژه یعنی روستاییان را دچار شبه بیشتری می کند و باعث می‌شود آنها به طور کلی با دید تردید به پروژه بنگرند.

پرتو: چگونه با این مشکل مقابله کردید؟
ی.خ: کم کم با گذشت زمان و حضور بیشتر در روستاها و برقراری رابطه صمیمی و دوستانه توانستیم اعتماد سازی بیشتری صورت دهیم.

پرتو: آیا چالش عمده‌ای به نظرتان می‌رسد که هنوز حل نشده باشد؟
ی.خ: چالش‌های پروژه‌های کارآفرینی اجتماعی در محیط‌های روستایی فراوان است؛ برای مثال چشم و هم چشمی در فضای روستاها خود یک مشکل بزرگ است و سنگ‌های بسیاری جلوی پای کارآفرینان اجتماعی می‌گذارد. اما مهم‌تر از آن، فرهنگ کسب و کار در روستاست. این فرهنگ بسیار متفاوت از فرهنگ کسب و کار در شهر است به نحوی که شاید بتوان گفت در برخی روستاهای کشور متاسفانه فقر فرهنگ کسب و کار وجود دارد.عمدتا فضای کسب و کار فعالانه نیست، مردم اهل ریسک نیستند و کمتر علاقمند به راه‌اندازی کسب و کارهای جدید هستند. به نوعی، به حداقل‌ها قانع ‌اند و ایجاد تغییر در این فضا مشکل است. گروه مخاطب ما که جوانان روستایی هستند، برای مشارکت در پروژه‌های ما از حمایت بسیار ناچیزی برخوردارند و خانواده‌ها - یا به عبارتی بزرگتر‌ها- نه تنها آنها را حمایت نمی‌کنند، بلکه به آنها مرتبا هشدار می‌دهند که قدم در راه خطرناکی گذاشته‌اند وپشیمان خواهند شد. این مسئله باعث تضعیف روحیه ذینفعان ما می‌شود و چالش بسیار بزرگی است که در برخی موارد هنوز نتوانسته‌ایم بر آن فائق آییم ولی اگر پروژه‌های کسب و کار به ویژه همین پروژه واحد تولیدی طیور خوب پیش برود این فرهنگ غالب روستا نیز دچار تزلزل خواهد شد و به تدریج کم رنگ خواهد شد.

پرتو: منابع مالی پروژه از کجا و چه طور تامین می‌شود؟
ی.خ: مقدارکمی از این منابع توسط خود مخاطب تامین می گردد و مقداری توسط خیرین و برخی نهاد های حامی داخلی؛ البته تا جایی که امکان داشته سعی در کاهش هزینه ها با ابتکار و نوآوری داشتیم به طوری که حتی برخی هزینه ها تا ۵۰ درصد کاهش پیدا کرده است. برخی نهاد ها هم بعضا حمایت و پشتیبانی میکنند، ولی درکل تامین مالی پروژه ها یکی از معضلات کار است.

پرتو: برای فراهم آوردن محل اجرای پروژه چه کردید؟
ی.خ: محلی را که پیش‌تر به عنوان انباری استفاده می شد، اجاره کردیم و با انجام بازسازی‌های جزئی، آن را مناسب اجرای پروژه ساختیم. تجهیزات تهویه را نیز یکی از همگروهی‌های ما که مهندس مکانیک گرایش تاسیسات است ساخته و آنجا نصب کرد. دستگاه جوجه‌کشی هم خودمان طراحی کرده و ساختیم.

پرتو: به نظر می‌رسد در قدم‌های پایانی طرح پایلوت هستید. برنامه بعدی چیست؟
ی.خ: بله، دیگر در مراحل پایانی هستیم. اگر این طرح پایلوت به نتایج مورد نظر برسد و موفقیت حاصل شود، ۷ روستای دیگر را نیز پوشش خواهیم داد. در هر روستا هم قصد داریم برای ۷-۸ نفر ایجاد اشتغال کنیم.

پرتو: پس با این حساب در انتهای پروژه، برای نزدیک به ۶۰ نفر ایجاد اشتغال خواهد شد. پروژه‌هایی از این قبیل همت عالی می‌خواهد. آفرین بر این همه پشت کار و نوآوری. امیدواریم خبر موفقیت این پروژه و پروژه‌های دیگر را بشنویم. موفق باشید.
ی.خ: ممنونم.

اشتغال و کارآفرینی