از "بازی‌های کودکانه" تا "تامین منابع مالی" - پروژه چند تن از دانش‌آموختگان مدرسه پرتو برای حمایت از کودکان مبتلا به سرطان

هانی بخشایی دانشجوی مقطع دکترای دانشگاه مک گیل کانادا در رشته مهندسی مکانیک است. وی که دوره لیسانس و فوق لیسانس را در دانشگاه صنعتی اصفهان گذرانده است، در دوره دانشجویی خود در این شهر با چند نفر دیگر از همکلاسی‌هایش برنامه‌ای را شروع می‌کند که هم‌اکنون به عنوان پروژه‌ای بزرگ به ثمر نشسته ‌است.
سال ۱۳۸۴ هانی و دوستانش تصمیم می‌گیرند که به صورت مداوم به دیدار کودکان مبتلا به سرطان بیمارستان سیدالشهدای اصفهان بروند و آنها را سرگرم کنند چرا که این کودکان عمده اوقات خود را تنها هستند و سرگرمی جالبی نیز ندارند. اکنون پس از گذشت ۷ سال، این همیاری کوچک و صادقانه عده‌ای دانشجو با کمک تلاش‌های شبانه‌روزی خانم‌ها مریم، هما و میترا مولوی و گروهی دیگر از همراهان زحمت کش پروژه تبدیل به مؤسسه‌ای برای کمک به کودکان مبتلا به سرطان به نام "گروه امید" شده است. در این راستا، برای تزریق کمک‌های مالی به این گروه، هانی و دوستانش سازمان غیردولتی "امید برای کودکان مبتلا به سرطان " را در کانادا ثبت کرده‌ا‌ند.
به دلیل موفقیت این پروژه، پرتو مصاحبه‌ای با خانم مولوی و آقای بخشایی ترتیب داده است که مشروح آن را در زیر می‌خوانیم.

پرتو: پروژه شما در شکل اولیه خود چه طور بود؟ هدف نخستین چه بود و گروهتان چند نفر بود؟
ه.ب: ما یک گروه ۱۰ نفره از دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان بودیم که ابتدا پروژه را به صورت دیدار از کودکان سرطانی و با هدف "حضور و ارتباط با بچه‌ها" شروع کردیم. در دوره‌هایی تعدادمان به ۱۴ نفر هم رسید. برنامه این بود که هر شب حداقل دو نفر برای سرگرم کردن بچه‌ها در بخش حضور داشته باشند. کار ما کاملا جنبه فرهنگی داشت و شامل جنبه‌های دارویی و درمانی نمی‌شد. ما با بچه‌ها بازی می‌کردیم، آواز می‌خواندیم، برایشان کتابخانه درست کردیم و با هم کتاب می‌خواندیم، موسیقی تمرین می‌کردیم، برای آنها مدل نقاشی پرینت می‌گرفتیم و به آنها در رنگ کردن آن مدل‌ها کمک می‌کردیم و غیره. گاهی برای آنها اسباب بازی نیز می‌خریدیم.

پرتو: هزینه این خریدها را چگونه تأمین می‌کردید؟
ه.ب: هزینه خرید اسباب بازی‌ها را خودمان می‌دادیم و گاهی نیز دیگر دوستان و دانشجویان که از پروژه ما مطلع بودند به ما کمک مالی می‌کردند.

پرتو: چه مدت این برنامه شما به طول انجامید؟
ه.ب: پس از وقت گذراندن با بچه‌ها متوجه شدیم که پدر و مادرهای آنها مشکلات بسیاری دارند و عده زیادی از آنها در تأمین هزینه‌های درمان ناتوانند. در نتیجه، به فکر گسترش فعالیت‌های خود افتادیم. از مؤسسه خیریه محک که برای کمک به کودکان سرطانی در تهران است کمک خواستیم اما به دلیل اینکه در آن زمان یک گروه رسمی نبودیم ، امکان همکاری ما با محک وجود نداشت. در این اثنی در سال ۱۳۸۷ من فارغ التحصیل شدم و برای ادامه تحصیل به کانادا مهاجرت کردم. دیگر اعضا هم فارغ التحصیل شدند و اکثرا برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفتند. پروژه برای اندک مدتی متوقف شد، سپس به لطف زحمت‌های فراوانی که شیرین فقهی، یکی از اعضای هسته اولیه گروه کشید، مادر ایشان یعنی خانم مریم مولوی، کار را پیگیری کردند.

پرتو: چگونه برنامه دیدار از کودکان تبدیل به گروه امید به شکل امروزی شد؟
م.م: همان‌گونه که گفته شد من و خواهرانم و چند دوست دیگر برنامه را پیگیری کردیم. ما سعی در کمک‌رسانی مالی و دارویی به والدین داشتیم. بنابراین محک را به آنهایی که نمی‌شناختند معرفی کردیم تا حمایت مالی شوند. اما مشکل این‌جا بود که آنها باید برای بازکردن پرونده و دریافت کمک هزینه برای درمان به تهران سفر می‌کردند و چنین سفرهایی برای والدین بیماران خسته‌کننده و حتی طاقت‌فرسا بود. تیرسال ۱۳۸۸ محک به من پیغام داد که مایل است فعالیت‌های ما را در اصفهان حمایت کند. این بهترین موقعیت برای شروع کمک‌های مالی به والدین بود. ما موفق شدیم سفر والدین کودکان به شهر تهران را به یک سفر برای باز کردن پرونده کاهش دهیم و بازپرداخت‌های هزینه‌های بیمارستان را خودمان در اصفهان انجام دهیم. این را مدیون کمک خیرین اصفهانی بودیم. آنها به ما مبلغی را دادند تا ما هزینه‌های درمان را پوشش دهیم و سپس رسید آن را به محک بفرستیم تا محک آن مبلغ را جهت بازپرداخت به ما بازبپردازد. اکنون خودمان در اصفهان پرونده تشکیل می‌دهیم و دیگر نیازی نیست که والدین به تهران بروند.

پرتو: چه خدمات دیگری به کودکان ارائه می‌دهید؟
م.م: مثلاً در بحث دارویی و خدمات درمانی، ما هزینه‌های دندان پزشکی بچه‌ها را تا حدی تأمین می‎کنیم چرا که دندان‌هایشان پس از انجام شیمی درمانی بسیار آسیب می‌بیند. دیگر اینکه اگر آنها یا پدر و مادرشان نیاز به مشاوره، مدیریت استرس و یا روان‌ درمانی داشته باشند هزینه‌هایش را متقبل می‌شویم. در ضمن برای بچه‌ها و پدر و مادرها کلاس‌ و جلسات اطلاع‌‌رسانی برگزار می‌کنیم و سعی در فرهنگ‌سازی داریم. مثلاً ما از مشاوران کودک کمک می‌گیریم تا با پدر و مادرها درباره چگونگی رفتار با کودکان بیمار خود صحبت کنند و نحوه درست برخورد با این بچه‌ها را به آنها آموزش دهند. درضمن، در مراحلی در تجهیز بیمارستان نیز کمک کرده‌ایم. برا ی مثال هزینه خرید دستگاه جدا کننده سلول که مربوط به راه اندازی بخش پیوند مغز استخوان در اصفهان می‌باشد را پرداخت کرده‌ایم تا بیماران مجبور نباشند برای پیوند مغز استخوان به تهران سفر کنند.
از دیگر فعالیت‌هایمان آموزش موسیقی به کودکان است. ما با کمک استاد موسیقی به بچه‌ها سه‌تار، تار، سنتور و آواز آموزش می‌دهیم ودر بهمن ماه ۱۳۹۰ کنسرتی توسط این کودکان در دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شد. بعلاوه ما به اسکان پدر و مادرهایی که از شهرهای دیگر به اصفهان آمده‌اند کمک می‌کنیم. مهمان‌سراهایی را پیش بینی کرده ایم که اسکان پدر و مادرهایی را که جایی برای ماندن در اصفهان ندارند به عهده می‌گیرند.

پرتو: در حال حاضر چه تعداد کودک را تحت پوشش دارید؟ در چه بازه سنی قرار دارند و از چه مناطقی هستند؟
م.م: حدودا ۴۰۰ بیمار زیر پوشش ما هستند. شرایط پذیرش بیماران ما سن ۱۴ و کمتر از آن است. پس از تشکیل پرونده حمایت‌های ما تا پایان بیماری فرد ادامه دارد، فارغ از اینکه چندین سال به طول انجامد. هم اکنون بیماران تحت پوشش "امید" از نوزاد تا نوجوان ۱۸ ساله‌ هستند.
علاوه بر استان اصفهان، ما بیماران بسیاری از مناطق دیگر مثل استان‎‌های خوزستان، لرستان، کهگیلویه و بویراحمد، فارس و چهارمحال بختیاری داریم. در واقع از بیشتر استان‌هایی که به ما نزدیک‌تر هستند تا به تهران، بیمار داریم.

پرتو: در حال حاضر گروه امید در ایران چند عضو دارد؟
م.م: در حال حاضر ۵ نفر هستیم که تمام وقت خود را به این پروژه اختصاص داده‌ایم. من و دو خواهرم به طور داوطلبانه همه وقت خود را در اختیارگروه قرار داده‌ و کارهای اجرایی و فرهنگی را انجام می‌دهیم. دیگر اعضا نیز درحسابداری و کارهای بانکی به ما کمک می‌کنند.

پرتو: هنگامی که پروژه را شروع کردید با چه چالش‌هایی روبرو بودید و هم‌اکنون چالش‌های عمده شما چه هستند؟
م.م: هنگامی که می‌خواستیم پروژه را آغاز کنیم نه حمایت مالی داشتیم و نه جا و مکانی برای شروع. کسی نیز ما را نمی‌شناخت. پس از رایزنی‌های طولانی با مدیریت بیمارستان، توانستیم ایشان را قانع کنیم تا محلی را در خود بیمارستان برای شروع فعالیت‌هایمان در اختیار ما قرار دهند. پس از آن، عدم آشنایی ما با مقررات بیمارستان، نقص مدارک ارسالی به محک به دلیل عدم اطلاع کافی از استانداردهای مستندسازی محک و نیز گردش مالی پایین، بزرگترین چالش‌های ما بودند. اما کم کم همه این مسائل حل شدند. اینکه دفتر ما در بیمارستان است برای ما به فرصتی تبدیل شد که بتوانیم بهتر خود را به پدر و مادر کودکان بیمار بشناسانیم و راحت‌تر به آنها خدمت‌رسانی کنیم چرا که دیگر لازم نیست آنها برای استفاده از خدمات ما مسافتی را بپیمایند. در نظر داشته باشید که عمده بیماران ما از شهرستان‌ها و حتی استان‌های اطراف هستند و با داشتن کودکی بیمار، رفت و آمد برای آنها بسیار خسته‌کننده است.
اما بزرگترین چالش ما در حال حاضر دریافت پول از خیرین و حامیان مالیمان است. ما نمی‌توانیم به طور مستقیم از داوطلبان حمایت مالی، پول دریافت کنیم و باید این انتقال از سوی محک انجام شود. در نتیجه ما شماره حساب محک را در اختیار کسانی که داوطلب پرداخت مالی هستند قرار می‌دهیم تا مبلغ را به آن واریز کنند، که در این میان متاسفانه عده اندکی از حامیان مالی خود را از دست می‌دهیم.

پرتو: تیم مستقر در خارج از کشور چند نفر هستید و چگونه با ایران همکاری می‌کنید؟
ه.ب: ابتدا من خودم به تنهایی اقدام به جلب حمایت مالی ایرانیان خارج از کشور برای گروه امید کردم. ویدیویی در یوتیوب (youtube) ساختم و آن را به ۵۰ نفر از افرادی که می‌شناختم از جمله کسانی که هسته اولیه گروه دانشجویی ما بودند و در خارج از کشور به سر می‌بردند ایمیل کردم که ۲۳ نفر به درخواست من پاسخ مثبت دادند و قرار شد مبلغی را به صورت ماهیانه به من پرداخت کنند. پس از آن، کار گسترش یافت و ۶ نفر در کانادا و ۳ نفر هم در سنگاپور به طور فعال درگیر جلب حمایت مالی برای گروه امید هستیم. در حال حاضر بیش از ۱۵۰ عضو در کانادا و سنگاپور داریم.

پرتو: آیا برنامه خاصی برای جمع‌آوری حامیان مالی بیشتر دارید؟
ه.ب: بله، ما به دلیل موفقیتی که در جمع‌آوری کمک‌های مالی برای ایران داشتیم، به این نتیجه رسیدیم که باید این روند را به طور رسمی دنبال کنیم و برای دریافت کمک‌ها از شخصیت حقوقی استفاده کنیم. در ضمن، داشتن شخصیت حقوقی و رسمی کار ما را برای ارسال پول به ایران ممکن می‌سازد. بنابراین، ما از چندین ماه پیش شروع به انجام کارهای مقدماتی برای ثبت یک سازمان غیردولتی در مونترال کانادا کردیم که یک ماه پیش به انجام رسید و سازمان غیردولتی ما به نام "امید برای کودکان سرطانی" ثبت شد.

پرتو: از چه روش‌هایی برای جمع‌آوری کمک‌های مالی استفاده می‌کنید؟
ه.ب: به غیر از ایمیل که پیش‌تر توضیح دادم، از فیس‌بوک و شبکه ارتباطی شخصیمان ، به ویژه بین دانشجویان خارج از کشور نیز استفاده می‌کنیم. اکنون با ثبت سازمان غیردولتی می‌توانیم تبلیغات رسمی خود را آغاز کنیم.

پرتو: چه مراحل دیگری پیش‌نیاز ممکن‌سازی انتقال پول به ایران است؟
ه.ب: ما از طریق حساب سازمان و همکاری با محک قادر به ارسال پول به ایران خواهیم بود. برای این کار ما نیاز به جلب رضایت محک داریم، بنابراین پیش‌تر با محک تماس گرفتیم و ایده‌مان را مطرح کردیم. آنان از ما خواستند که طرح پیشنهادیمان را برایشان ارسال کنیم وهم‌اکنون ما در حال آماده‌سازی طرح هستیم. در این طرح ما به دفتر روابط بین‌الملل محک توضیح می‌دهیم که چرا می‌خواهیم نماینده رسمی محک در کانادا شویم و چه برنامه‌ای پیشرو داریم. اگر محک پیشنهاد ما را بپذیرد، امیدواریم که بتوانیم بدون مانع تحریم‌ها، شروع به انتقال پول به محک کنیم.

پرتو: مدرسه پرتو چه نقشی در فعالیت های شما داشته است؟
ه.ب: اصولی‌ترین کمکی که دروس مدرسه پرتو به من کرد، این بود که نظام مشخصی به افکار من داد. پیش‌ از پیوستن به پرتو، همه ایده‌ها به نحوی بی‌نظم در ذهنم بودند و نمی‌دانستم برای پیاده‌سازی باید از کجا شروع کنم. پرتو به من مدیریت برنامه‌ریزی آموخت. من یاد گرفتم که کدام بخش از افکارم واقع بینانه نیست و قابل پیاده‌سازی نمی‌باشد و کدام نوع از ایده‌ها را می‌توان با پیاده‌سازی مناسب ثمربخش کرد. درضمن، از طریق پرتو من به اهمیت مستندسازی پی بردم و ناگفته نماند که شبکه ارتباطی که پرتو در اختیار ما می‌گذارد نیز بسیار مفید است.
م.م: پرتو به من روش تسهیلگری آموخت و در مدیریت ارتباطات کمک بزرگی به من کرد. بعلاوه، من از طریق پرتو آموختم که چگونه بیانیه ماموریت و چشم انداز خود را تعریف کرده و بنویسم. پس از نوشتن بیانیه، آن را در اختیار تمام کارکنان دفتر مددکاری محک در اصفهان گذاشتیم وهمگی بسیار از این مسئله خشنود بودند.

پرتو: با تشکر فراوان از شما دوستان و با آرزوی موفقیت‌های روزافزون؛ امیدواریم که در آینده ای نزدیک دوباره پای صحبت‌هایتان بنشینیم و از موفقیت های بیشتری که کسب کرده‌اید مطلع شویم.
ه.ب: با سپاس.
م.م: متشکرم.

*عکس مقاله متعلق به پروژه مربوطه می‌باشد.

سلامت و بهداشت