درمان تکمیلی کودکان مبتلا به سرطان از طریق تصویرسازی ذهنی؛ پروژه‌ای پیشرو و موفق

خانم لادن قائدی، فارغ التحصیل رشته روانشناسی بالینی از دانشگاه آزاد اهواز است. وی فعالیت داوطلبانه خود را در سال ۱۳۸۴ در موسسه خیریه شفاجویان کودکان مبتلا به سرطان (مُشک) در اهواز آغاز می‌کند؛ خیریه‌ای که با جمع‌آوری کمک‌های مالی به تامین هزینه‌های درمان کودکان مبتلا به سرطان کمک می‌نماید. پس از پیوستن به خیریه مُشک، لادن با دیدن وضعیت روحی کودکان و خانواده‌های آنان، دست به ابتکاری جالب می‌زند و با کمک تخصص روانشناسی خود شروع به حمایت روانی بیماران از طریق بازی درمانی و تصویرسازی ذهنی می‌کند؛ پروژه‌ای که هر چند کوچک، به نجات چندین کودک از بیماری سرطان می‌انجامد. وی جزئیات این پروژه جالب را در گفتگویی با پرتو شرح داده است:

پرتو: چه‌طور شد که به فکر درمان کودکان مبتلا به سرطان از طریق تصویرسازی و هیپنوتیزم افتادید؟
ل.ق: من در زمان پیوستن به خیریه مُشک به دلیل تحصیل در رشته روانشناسی و به واسطه آشنایی با دکتر شاهین فرهنگ از تاثیر "تصویرسازی ذهنی" به عنوان یک روش مکمل درمان برای سرطان آگاهی پیدا کردم و پس از پیگیری ‌دانستم که برای مثال در آمریکا از طریق تقویت روحیه و تصویرسازی ذهنی به درمان بیماران مبتلا به سرطان کمک کرده‌اند و موفق هم بوده‌اند. بعد از پیوستن به خیریه مُشک که پس از محک قدیمی‌ترین خیریه فعال در حوزه کودکان مبتلا به سرطان محسوب می‌شود، از نزدیک شاهد فشارهای روانی وارد بر کودکان مبتلا به سرطان و خانواده‌های آنها و نیازشان به روان درمانی بودم. بنابراین، تصمیم گرفتم در قدم اول از بار این فشار روانی روی کودکان و والدینشان بکاهم و در قدم دوم از روش‌های روان درمانی تصویرسازی ذهنی نیز در کنار درمان‌های معمول برای بهبودی کودکان بیمار استفاده کنم.

پرتو: چگونه این اقدامات را پیاده‌سازی نمودید؟
ل.ق: پس از دو سال فعالیت داوطلبانه در خیریه مُشک، به استخدام بیمارستان فوق تخصصی آنکولوژی و هماتولوژی شفا در اهواز در آمدم و در آن‌جا شروع به دعوت از روانشناسان برجسته کردم تا برای کودکان و والدین آنها سخنرانی کرده و جلسات مشاوره‌ برگزار نمایند. در ضمن، برای کاهش فشار روانی روی کودکان با کمک خیرین موسسه خیریه مُشک یک اتاق بازی در بخش اطفال احداث کردیم . وجود اتاق بازی کمک بزرگی به کاهش فشارهای روانی روی کودکان داشت. در همین هنگام، مطالعه و تحقیق خود را در مورد روش‌های تکمیلی درمان سرطان در کودکان از طریق هیپنوتیزم و تصویرسازی ذهنی به پیش بردم.

پرتو: چه مدت برای مطالعه و تحقیق در مورد این روش تکمیلی درمان وقت گذاشتید؟
ل.ق: آماده‌سازی این طرح بیش از دو سال زمان برد. من که برای اجرای پروژه خود در اهواز ساکن شده بودم، برای انجام تحقیقات و آماده‌سازی ملزومات این پروژه بارها و بارها به تهران سفر کردم. برنامه این بود که از طریق نشان دادن انیمیشنی ساده به کودکان که در آن چگونگی کارکرد بدن انسان به زبانه کودکانه تشریح می‌شود، به کودکان کمک کنیم که از طریق هیپنوتیزم خفیف و ریلکسیشن به تصویرسازی ذهنی بپردازند و در این تصویرسازی بخشی از گلبول‌های سفید بدن خود را تصور کنند که به سلول‌های سرطانی حمله‌ور شده و آنها را از بین می‌برند.
بنابراین، شروع به مطالعه و گذراندن دوره هیپنوتیزم و ریلکسیشن برای این کار کردم و تمامی مراحل هیپنوتیزم را از طریق مشاوره با اساتید انجمن هیپنوتیزم بالینی تهران گام به گام اجرا کردم.

پرتو: انیمشین دقیقا چه کارکردی از بدن را نشان می‌دهد و چقدر طول می‌کشد؟
ل.ق: انیمیشن، حمله بخشی از گلبول‌های سفید بدن به غده سرطانی را به تصویر می‌کشد، دقیقا همان صحنه‌ای که کودکان باید تصور ‌کنند. این انیمیشن تنها ۵۹ ثانیه است. متن کودکانه‌ای که این روند را توضیح می‌دهد برای این انیمشین نوشتم و از یکی از دوستانم که در این حوزه متخصص است، خواستم که در صداگذاری انیمیشن به من کمک کند.

پرتو: مرحله بعدی چه بود؟
ل.ق: مرحله بعد، آماده‌سازی متن تصویرسازی ذهنی به وسیله ریلکسیشن بود. متن آن را نوشتم و پس از این که مورد تایید دکتر شاهین فرهنگ و دکتر عنایت الله شهیدی از اساتید انجمن هیپنوتیزم بالینی تهران قرار گرفت، آن را خواندم و ضبط کردم. ضبط این فایل صوتی که ۱۴ دقیقه‌ است، به صورت حرفه‌ای و در استودیو انجام شده است. این فایل به کودکان کمک می‌کند تا با نوعی هیپنوتیزم ساده و خفیف بتوانند سرعت نابودی سلول‌های سرطانی را تصویرسازی کنند.
پس از آماده‌سازی انیمیشن و هیپنوتیزم، هشت تن از نوجوانانی که تحت درمان خیریه مُشک در اهواز بودند، تحت این روش‌ تکمیلی درمان نیز قرار گرفتند. آنها از شهرستان‌های اطراف برای درمان به اهواز آمده بودند. چهار نوجوان کاملا درمان شدند و در چهار مورد دیگر نیز بیماری به حدی پیشرفت کرده بود که درمان آن بسیار سخت و تا حدی ناممکن شده بود. البته باید یادآور شوم که این روش در کنار شیمی درمانی انجام می‌شود.

پرتو: کل پروژه چقدر زمان برد؟
ل.ق: پروژه درمانی شش ماه بود: دو بازه زمانی سه ماهه.

پرتو: اجرای آن به چه شکل بود؟
ل.ق: بچه‌ها باید روزی دو بار تمرین می‌کردند (هر تمرین روی هم رفته یک ربع ساعت وقت می‌گیرد). هر بار ابتدا انیمیشن پخش می‌شد و سپس بچه‌ها هنگام پخش فایل هیپنوتیزم به تصویرسازی ذهنی می‌پرداختند. زمانی که در بیمارستان بستری بودند کار راحت‌تر بود چرا که خودم بر تمرین و اجرای آنها نظارت می‌کردم و پیش از هر جلسه برایشان کل سیستم بدن را به صورت داستانی کودکانه توضیح می‌دادم. اما زمانی که خانه بودند، مرتب از طریق تلفن پیگیری می‌کردم تا حتما روزی دو بار این کار را انجام دهند. به هر یک از آنها دفترچه‌ای داده بودم که در آن روز و ساعت تمرین خود را علامت می‌زدند.

پرتو: آیا برای اجرای پروژه خود با چالش خاصی مواجه بودید؟
ل.ق: چالش‌ها که بسیار بود. ‌به طور کلی دو نوع چالش وجود داشت: یک نوع چالش در برخورد با بچه‌ها بود و دیگری چالش‌های محیطی بود مانند محیط بیمارستان، کمبود امکانات و غیره. در مورد بچه‌ها، مشکل این جا بود که سخت می‌شد آنها را متقاعد ساخت که حتی برای یک ربع در یک جا نشسته و ذهن خود را روی چنین موضوعی متمرکز کنند، به ویژه در مورد پسر بچه‌ها این مسئله بسیار دشوار بود. به همین دلیل بود که من بیماران خود را نمی‌توانستم از سنین بسیار کوچک انتخاب کنم.
اما مهمترین چالشی که من با آن مواجه بودم عدم اعتماد کادر پزشکی به این روش تکمیلی درمان بود، چرا که آنها اعتقادی به بازی درمانی و تصویرسازی ذهنی نداشتند. به این دلیل، تامین منابع مورد نیاز برای من بسیار مشکل بود و به طور کلی این عدم اعتماد کادر پزشکی، اجرای پروژه را بارها به تعویق انداخت. در واقع، اگر بخواهیم با دید وسیع‌تر به مسئله بنگریم چالش اساسی این است که اصولا در ایران، روان شناسی هیچ جایی در کادر رسمی بیمارستان‌های بیماران مبتلا به سرطان ندارد، در صورتی که بیماران به شدت نیازمند این حمایت هستند و حتما باید در کنار کادر پزشکی، به ویژه برای کودکان، روان‌شناسان برای کمک به بیماران حضور داشته باشند.
در طی سال‌هایی که در این حوزه فعال بوده‎ام، بارها از نزدیک دیده‎‌ام که چگونه بیماری کودک اساس خانواده را از هم می‌پاشد، چرا که همه –چه پدر و مادر و چه فرزندان- تحت استرس و فشار روانی بسیار زیادی هستند و در بسیار از موارد، پس از این که والدین فرزند خود را در اثر سرطان از دست می‌دهند، کارشان به جدایی و طلاق می‌انجامد. اگر وجود روان‌شناسان در کنار کادر پزشکی در بیمارستان‌ها نهادینه شود، کمتر شاهد چنین اتفاقاتی خواهیم بود.

پرتو: آیا توانستید این چالش‌ها را مهار کنید و بر آنها فائق آیید؟
ل.ق: برای چالش نخست که باید بگویم که اصولا قانع کردن بچه نیاز به پشتکار دارد.بچه ها نیاز به زبان کودکانه دارند نیاز به قصه و شعر دارند . از طرفی، برای کودکان با سن بسیار کم نیز نیاز به طراحی روشی متفاوت است که هم اکنون در حال مطالعه روی آن هستیم. اما در مورد چالش دوم باید بگویم که تاحدی بله، توانستم چالش را مهار کنم. حمایت روان پزشکان برجسته ایران -که در جامعه پزشکی کل کشور شناخته شده هستند- از طرح من باعث شد تا موضع‌گیری کادر پزشکی بیمارستان که با طرح من مخالفت می‌کردند، کمی نرم شود. پس از این که من بالاخره موفق به گرفتن اتاقی در بیمارستان برای اجرای طرح "اتاق بازی" شدم، کادر بیمارستان کم کم تغییر رفتار را در کودکان بیمار مشاهده کردند و به تاثیر روش‌های روان درمانی مانند بازی درمانی پی بردند. آنها با چشم خود شاهد تغییر روحیه مادران و فرزندانشان و افزایش اشتهای بچه‌ها بودند و دیدند که مقاومت بدن کودکان به مرور زمان پس از شروع بازی درمانی افزایش یافت. اکنون بسیاری از این کادر پزشکی از حامیان پروژه من هستند.

پرتو: آیا چالشی هست که از ابتدای پروژه تا کنون نتوانسته باشید بر آن غلبه کنید.
ل.ق: بله، چالش‌های محیطی این گونه بسیار زیادند. برای مثال، دستگاه‌های لازم برای تشخیص تعداد سلول‌هایی که روند بهبودی بیماران را نشان می‌دهد، در ایران به تعداد انگشتان دست هستند و آن تعداد اندک موجود نیز قدیمی‌اند. دستگاهی که بیمارستان ما در اهواز داشت، پس از گذشت مدت کمی از پروژه خراب شد و ما مجبور بودیم بعد از خرابی دستگاه، آزمایش‌های بچه‌ها را برای تشخیص به تهران بفرستیم. قیمت این دستگاه‌ها نیز آنقدر زیاد است که قابل جایگزینی نیستند. از طرفی، در حال حاضر تا حدی با کمبود دارو برای شیمی درمانی کودکان مواجه‌ایم. شرایط اقلیمی اهواز نیز به دلیل وجود گرد و خاک در هوا برای بچه‌های مبتلا به سرطان بسیار مضر است، چرا که مقاومت بدن آنها به دلیل بیماری بسیار کم است و کمترین آلودگی می‌تواند تهدیدی برای جان آنها باشد. بنابراین، چالش‌ها بسیار زیاد و گسترده‌اند و ما با منابع بسیار محدودی که در اختیار داریم، نمی‌توانیم برای حل آنها اقدامی انجام دهیم.

پرتو: هم اکنون پروژه شما در چه مرحله‌ایست؟ آیا توانسته‌اید آن را گسترش بدهید؟
ل.ق: دو سال پیش در یک جلسه کشوری که در محک برگزار شد، پس از معرفی پروژه، رئیس موسسه خیریه محمد رسول ال... یزد که از حاضران در جلسه بودند، از طرح من استقبال کرده و از من خواستند که با ایشان همکاری کنم. من برای انجام پروژه در یزد، به این شهر مهاجرت کرده و در طی یک سال گذشته نیز ساکن یزد بوده‌ام. طرح "تصویرسازی ذهنی و هیپنوتیزم" پس از تایید علوم پزشکی استان یزد، منتظر تایید کمیته اخلاق علوم پزشکی استان است تا پس از تایید به اجرا درآورده شود. اما از جمله کارهایی که در یک سال و اندی اقامتم در یزد انجام داده‌ام، شروع گروه درمانی برای مادران کودکان مبتلا به سرطان و انجام مشاوره برای کودکان و والدینشان بوده است.
البته با خیریه اهواز نیز هنوز در ارتباط هستم. برای مثال، روز عید فطر برای کودکان بیمار اهواز، تئاتری عروسکی ترتیب دادیم و در آن سعی کردیم رابطه بچه‌ها و پرستارها را به تصویر بکشیم و به نوعی با استفاده از طنز از ترس بچه‌ها نسبت به پرستاران بکاهیم، چرا که بسیار از بچه‌ها به دلیل تزریقات متوالی که پرستارها باید انجام بدهند، پرستارها را به نوعی دشمن خود می‌دانند و از آنها می‌ترسند. ما سعی کردیم در قالب این نمایش این مسئله را تعدیل بخشیم.

پرتو: با سپاس فراوان از شما برای به اشتراک گذاشتن تجربیات ارزشمندتان و آرزوی موفقیت روزافزون برای این پروژه خیرخواهانه.
ل.ق: متشکرم.

عکس: خانم لادن قائدی در روز افتتاح اتاق بازی برای بچه‌های مبتلا به سرطان- بیمارستان شفای اهواز.

سلامت و بهداشت

نظرات

hamed's picture

hamed

09.29.12

سرکار خانم قائدی گرامی
سلام
امیدوارم بستری فراهم گردد تا شاهد فعالیت مجدد شما در بیمارستان ها و یا موسسات خیری ای از این قبیل باشیم.
با آرزوی تحقق این خواسته کوچک

raha's picture

raha

09.29.12

خانم قائدی عزیز - ضمن سپاس از حرکت زیبای شما در حوزه نجات کودکان -من به طرح شماایمان ایمان دارم -یکی از بستگان من (پسر 5 ساله ) در بیمارستان شیخ مشهد در مرحله شیمی درمانی است و خواهش میکنم درصورتی که میتوانید تلفنی یا به هرشکل دیگری، این خانواده و کودک دلبندشان را یاری نمایید - .به امید شنیدن صدایتان_09123257132

ouya's picture

ouya

09.30.12

موفق و پیروز باشید سرکار خانم قائدی
به امید موفقیت روز افزون شما در این طرح نیک

ghaidi's picture

ghaidi

10.02.12

با تشکر از حمایت و لطف تمامی دوستان مهربان
رهای عزیزم فعلا در مسافرت هستم که نتونستم با شما تماس برقرار کنم اگر امکان داره شرح حال بیمارتون رو از طریق ایمیل برام ارسال کنید. در اولین فرصت در خدمتتون هستم و هر کاری از دستم بربیاد دریغ نخواهم کرد
fb:ladan ghaedi
email:ladanghaidi@yahoo.com
با مهر و سپاس
لادن

ashourian's picture

ashourian

07.07.15

فرزند من (دختر 10 ساله) گاه دچار این حالت شده و گریه می کند.
ایا محصول شما یک انیمیشن است؟ چگونه انرا می توان تهیه کرد؟