پرونده ای برای عدالت جنسیتی و توسعه اقتصادی: راه نیمه‌تمام عدالت جنسیتی در ایران

نرخ باسوادی ۵۹ درصدی مردان، در برابر نرخ باسوادی ۳۶ درصدی زنان، و شکاف ۲۳ درصدی نرخ باسوادی زنان و مردان؛ وضعیت مختصر و مفید نرخ باسوادی در ایران سال ۱۳۵۵. ۳۰ سال بعد، در سرشماری سال ۱۳۸۵، شکاف بین درصد باسوادی زنان و مردان، به طور محسوسی کاهش یافت و به ۸ درصد رسید (نرخ باسوادی ۸۹ درصدی مردان و ۸۱ درصدی برای زنان) [۱]. به این ترتیب اگر آمار "نرخ باسوادی"، که بنا به تعریف استاندارد شامل توانایی خواندن و نوشتن جملات ساده است را، به عنوان یکی از مولفه‌های مهم "عدالت جنسیتی" در نظر بگیریم، به نظر می‌رسد که در سه دهه اخیر با بهبود قابل توجه و تحسین‌برانگیزی در کشور مواجه بوده‌ایم. اما اگر آمارهای "نرخ باسوادی" را به تفکیک استان‌های مختلف کشور در نظر بگیریم، ممکن است تحلیل ما اندکی تعدیل شود. برای مثال بنا به آمارهای تفکیکی استانی سرشماری سال ۱۳۸۵ (جزئیات استانی سرشماری ۱۳۹۰ هنوز منتشر نشده)، در استان توسعه‌یافته‌ای مانند اصفهان شکاف بین نرخ باسوادی زنان و مردان تقریبا از بین رفته است، اما در مقابل در برخی از استان‌های کمتر توسعه‌یافته کشور، شکاف جنسیتی بسیار محسوسی در زمینه بی‌سوادی مشاهده می‌شود: مثلا در سیستان و بلوچستان، نرخ بی‌سوادی مردان شهری ۱۸.۶ درصد است و نرخ بی‌سوادی زنان روستایی حدودا ۳ برابر یعنی ۴۷.۸ درصد؛ در خراسان جنوبی، نرخ بی‌سوادی مردان شهری ۷.۲ درصد است و نرخ بی‌سوادی زنان روستایی حدودا۵ برابر یعنی ۳۴.۲درصد. همچنین نرخ بی‌سوادی زنان روستایی، در ۹ استان کشور بالای ۳۳ درصد است، یعنی از هر سه زن روستایی، دستکم یک نفر سواد خواندن و نوشتن چند جمله ساده را هم ندارد [۲].
به این ترتیب اگرچه پیشرفت‌های محسوس و انکارناپذیری در زمینه "عدالت جنسیتی آموزشی" به عنوان مبنای کلیدی عدالت جنسیتی اجتماعی_اقتصادی داشته‌ایم، اما به نظر می‌رسد که برای تکمیل این موفقیت، لازم است توجه بیشتری به موانع فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی تحقق "عدالت جنسیتی آموزشی" در مناطق کمتر توسعه‌یافته کشور داشته باشیم؛ مقوله‌ای که بدون شک از ارکان مهم "توانمندسازی زنان" محسوب می‌شود. و بالاخره نقل قولی قابل تأمل از گزارش تحلیلی سال ۲۰۱۲ صندوق بین‌المللی پول با عنوان "برابری جنسیتی و توسعه": «کاهش محسوس نابرابری‌های جنسیت‌محور در نیمه بالایی و برخوردارتر جامعه در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، در برابر بهبود کُند این نابرابری‌ها در نیمه پایینی، یکی از نقص‌های کلیدی برنامه‌های توانمندسازی زنان در این کشورها محسوب می‌شود»

با این توضیحات، پرونده پیش‌رو، می‌کوشد گام کوچکی بردارد در راستای تاکید بر نقش مولفه‌های مختلف "عدالت جنسیتی" در ارتقای سطح "توسعه اقتصادی"

میثم هاشم‌خانی *
* m.hashemkhany@gmail.com

ارجاعات:
[۱]: مراجعه کنید به صفحات ۳۶ تا ۳۸ گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس با عنوان "بررسی وضعیت پوشش تحصیلی و ریشه‌کن کردن بی‌سوادی در کشور" (منتشره در آذر ۱۳۹۰)؛ که در سایت مرکز پژوهش‌های مجلس و در آدرس اینترنتی زیر قابل مشاهده است:
http://rc.majlis.ir/fa/report/show/800839
[۲]: همان؛ صفحه ۳۸

فقر زدایی