راهکارهایی برای بهبود عملکرد سازمان‌های غیردولتی در بحران زلزله

زلزله برای ما ایرانیان نامی ناآشنا نیست؛ تقریبا همگی ما آن را تجربه کرده‌ایم. برای بسیاری، زخم‌های زلزله‌هایی چون رودبار و بم هنوز هم ملتهبند. حتی آنانی که تلخی فاجعه بم را به فراموشی سپرده‌اند، با سفری کوتاه به این شهر تاریخی به یاد خواهند آورد که چگونه در چشم بهم زدنی، ارگ بم که بیش از هزار سال استوار ایستاده بود، فرو ریخت. چه بسیاری که در لحظه‌ای خانه و کاشانه خود را باختند و چه بسیار آنهایی که خفته بودند و دیگر هرگز بیدار نشدند. امروز نزدیک به یک دهه از زلزله بم می‌گذرد اما هنوز غبار آن خرابی‌ها از چهره شهر پاک نشده است.
و اکنون زلزله‌ای دیگر، این بار در آذرآبادگان! زلزله‌ای که جان بیش از ۳۰۰ نفر را گرفت و نزدیک به ۳۰۰ روستا را تخریب نمود؛ شدت خرابی در ۲۰ روستا 100 درصد و در ۱۳۰ روستا بیش از 70 درصد بود. البته خوشبختانه به گفته بسیاری از کارشناسان، وسعت فاجعه به برزگی بم نبود و این که زلزله در زمانی رخ داد که بسیاری خارج از خانه مشغول به کار بودند، از تعداد تلفات احتمالی کاست. این اتفاق دوباره، این زنگ را برای ما به صدا درآورد که هرچقدر تلخ و ناخوشایند، باید قبول کنیم که زلزله در ایران ما بسیار محتمل است و چاره‌ای جز این نیست که خود را برای رویارویی با آن هر چه بهتر آماده سازیم. اما چگونه؟ چگونه می‌توان کمک به جوامع آسیب‌دیده را ارتقا بخشید؟ این مقاله، بر نقش سازمان‌های غیردولتی و مردم نهاد در امدادرسانی به آسیب‌دیدگان زلزله تمرکز کرده و بررسی می‌کند که سازمان‌های غیردولتی در ایران چگونه می‌توانند عملکرد خود را در چنین مواقعی بهبود بخشند.
اصولا پس از وقوع هر زلزله، کمک رسانی در سه مرحله انجام می‌شود: مرحله نخست عملیات نجات و امدادرسانی و فراهم آوردن سرپناه، غذا و مایحتاج اولیه برای زلزله‌زدگان است؛ مرحله دوم کمک به زلزله‌زدگان برای اسکان در خانه‌های موقت می‌باشد و مرحله سوم جابه جایی آنها به خانه‌های دائمی و ساماندهی و سازندگی دوباره جامعه محلی است. برای مثال در زلزله بم، گروه‌های امداد و نجات حداکثر دو هفته در منطقه اقامت داشتند (مرحله نخست)، در حالی که اقامت گروه‌های خدمات درمانی و پزشکی دو ماهی به طول انجامید (مرحله دوم) و آن دسته از سازمان‌ها که برای ارائه خدمات اجتماعی و اقتصادی و یا توسعه و بازسازی به منطقه آمده بودند مدت طولانی‌تری را در بم گذارندند (مرحله سوم). بسیاری از سازمان‌های غیردولتی ایرانی از همان ابتدا در منطقه حضور پیدا کردند و به امداد و نجات پرداختند و پس از اتمام فاز یک و دو (پس از گذشت سه تا چهار ماه) اقدام به تعریف پروژه‌های میان مدت و دراز مدت بازسازی و توانمند سازی نمودند. می‌توان از تجربه موسسه همیاران غیردولتی ایران در راستای توانمندسازی جوامع آسیب‌دیده در بم به عنوانی مثالی موفق از فعالیت‌های درازمدت سازمان‌های غیردولتی در مناطق آسیب‌دیده نام برد. از جمله پروژه‌های همیاران، راه‌اندازی صندوق اعتبارات خرد برای کمک به وضعیت اشتغال منطقه است.

اهمیت همکاری با سازمان‌های غیردولتی در مواقع بحران
اصولا در همه کشورها، نقش دولت‌ها در امدادرسانی پس از وقوع فجایع طبیعی بسیار پررنگ است. این امر دلایل مختلفی دارد که می‌توان از جمله به منابع در اختیار دولت و نیز اعتماد بیشتر جامعه به هدایت دولتی اشاره کرد. اما این به معنی عدم نیاز به شراکت دیگر بخش‌های جامعه در کمک‌رسانی به مناطق آسیب دیده نمی‌باشد. به عبارتی، نقش سازمان‌های غیردولتی و مردم نهاد مکمل نقش دولت است. به طور کلی، در مورد رابطه دولت و سازمان‌های غیردولتی می‎‌توان گفت که در پروژه‌های امدادرسانی و بازسازی مناطق آسیب‌دیده، دولت و سازمان‌های غیردولتی شرکای یکدیگر محسوب می‌شوند. این رابطه برد-برد است، چرا که از طریق همکاری با دولت، سازمان‌های غیردولتی از منابع دولت استفاده کرده و در ضمن برای خود اعتمادسازی می‌کنند؛ از طرف دیگر از حجم مسئولیت‌های دولت در رویایی با فاجعه کاسته می‌شود.
و در فجایعی با ابعاد بسیار بزرگ مانند زلزله بم، نیاز به حضور سازمان‌های غیردولتی و بین‌المللی حتمی است چرا که برای دولت‌ها بسیار مشکل خواهد بود به تنهایی فاجعه‌ای با چنان ابعادی را مدیریت کنند. اما این به معنی عدم نیاز به مشارکت جامه غیردولتی در فجایع طبیعی با ابعاد محدودتر نمی‌باشد، چرا که حضور آنها در بحران‌های کوچک‌تر موجب تمرین و توانمندسازی آنها برای مشارکت در پروژه‌های بزگتر می‌گردد. به علاوه، سازمان‌های غیردولتی هر یک ماموریت، سیستم، تعهد و اختیارات خود را دارند و دقیقاً همین استقلال آنهاست که آنها را بسیار موثر ساخته است، به نحوی که اثرگذاری و سرعت عملشان به مراتب بیشتر از سازمان‌های بروکراتیکی مانند دولت‌ها و سازمان ملل است و در ضمن، حتی در فجایع محدودتر هم نیازهایی هستند که توسط جامعه غیردولتی بهتر پوشش داده می‌شوند.
از طرفی کمک و ارائه خدمات سازمان‌های امدادرسانی بزرگتر همانند هلال احمر و صلیب سرخ ، امداد "کوتاه مدت" است و در فاز یک (عملیات امداد و کمک رسانی) قرار‌گیرد؛ معمولا در فازهای بعدی سازندگی، نقش سازمان‌های غیردولتی پررنگ‌تر می‌باشد. به علاوه، عموما دولت و سازمان‌های بزرگ امدادرسان، خدمات انبوه و توده‌ای ارائه می‌دهند؛ آن سری نیازهایی که در این کمک‌رسانی انبوه پوشش داده نمی‌شوند- مانند نیازهای خاص کودکان، سالخوردگان و معلولین- توسط سازمان‌های غیردولتی تامین می‌گردند. برای مثال، پس از زلزله بم، تقریبا 5000 کودک والدین خود را از دست دادند. کودکان بی‌سرپرست یکی از اصلی‌ترین گروه‌های هدف سازمان‌های غیردولتی در بم بودند و نیمی از سازمان‌های مردم نهاد ایرانی حاضر در منطقه در زمینه کودکان فعالیت داشتند و پس از اتمام عملیات امداد و اسکان، بیش از هشت سازمان، مراکز حمایت از کودکان و یا مهدکودک دایر کردند.
بحث فوق اهمیت نقش سازمان‌های غیردولتی در مواقع بحران را بیش از پیش آشکار می‌سازد؛ اما چگونه می‌توان عملکرد این سازمان‌ها را بهبود بخشید؟ چه نکاتی در بهبود عملرد آنها موثر خواهد بود؟ بحث ذیل به تفصیل به شناسایی و شرح این نکات می‌پردازد.

ارتباط نزدیک با جوامع محلی و جلب اعتماد جوامع آسیب‌دیده
پس از زلزله هانشین-آواجی سال ۱۹۹۵ در ژاپن که به زلزله "کوبه" معروف است، در مدیریت بحران بازنگری شد و بر نقش جامعه محلی و آسیب‌دیدگان و مشارکت دادن آنان در فرآیند مدیریت بحران تاکید بیشتری صورت گرفت. امروزه دیگر به آسیب‌دیدگان زلزله به مانند افرادی که بحران‌زده و ناتوان شده‌اند و نیازمند کمک هستند نگاه نمی‌شود؛ بلکه در مدیریت بحران امروزی، باید نیروهای محلی را نیز در بازسازی دخیل کرد و از آنها بهره گرفت. در واقع، آسیب‌دیدگان زلزله که ذینفعان پروژه‌های امداد و بازسازی هستند، باید خود دخیل در پروژه باشند و مشارکت فعال داشته باشند؛ مشارکت آسیب دیدگان معمولا در فازهای دوم و سوم و از طریق توانمندسازی امکان پذیر می‌باشد. از طرفی، همانند هر پروژه دیگری اعتماد این ذینفعان (آسیب‌دیدگان) نیز به سازمان‌های مجری پروژه حائز اهمیت است.
باید در نظر داشت که ماموریت سازمان‌های غیردولتی حاضر در منطقه بحران‌زده این است که جامعه محلی به گونه‌ای توانمندسازی شود که نقش سازمان‌های غیرمحلی به تدریج کاهش یافته و سازمان‌های محلی بتوانند کنترل امور را در دست گرفته و توانمندسازی را خود ادامه دهند.
از طرفی، برای کمک‌رسانی بهینه، شناخت نیازهای جوامع بحران‌زده ضروری است و شناخت دقیق نیازها بدون شناخت جامعه امری تقریبا ناممکن است. یکی از مشکلات اصلی سازمان‌های غیردولتی حاضر در مناطق زلزله‌زده در بم به ویژه در روزهای نخستین، ارتباط با مردمان محلی و شناخت نیازهای آنها بوده است. این مشکل در در زلزله اخیر کشورمان در آذربایجان نیز بیشتر نمایان شد، چرا که بسیاری از آسیب‌دیدگان تنها به زبان آذری سخن می‌گفتند در حالی که تعداد زیادی از امدادرسانان که عمدتا از هلال احمر بودند، نمی‌توانستند به زبان آذری تکلم کنند و در نتیجه در شناسایی نیازهای آسیب‌دیدگان مشکل داشتند. از طرفی، موقعیت جغرافیایی و صعب العبور بودن راه‌های مناطق زلزله‌زده و عدم شناخت راه‌های محلی نیز کار را برای سازمان‌های غیرمحلی سخت‌تر نموده بود.
بنابراین، نخستین قدم برای کمک‌رسانی و توانمندسازی موثرتر، شناخت هر چه بهتر جامعه هدف و ارتباط نزدیک با آنهاست. اما این ارتباط یک روزه ایجاد نمی‌شود و نیازمند زمان است و همان‌گونه که می‌دانیم همه سازمان‌های غیردولتی منابع و توان لازم را برای شناخت گوشه و کنار ایران ندارند. پس سئوال اساسی این است که چنین سازمان‌هایی چگونه می‌توانند در مواقع بحران، نقش موثرتری در امداد و بازسازی ایفا کنند؟
برای مثال سازمان‌های غیردولتی تخصصی را در نظر بگیرید، همانند سازمان‌های غیردولتی با تخصص در ساختن خانه‌های ایمن در برابر زلزله و یا سازمان‌هایی با تخصص در حوزه روانشناسی. کمک تخصصی و تکنیکی این سازمان‌ها می‌تواند تاثیر شگرفی بر امداد و بازسازی داشته باشد. اما چگونه می‌توان از کمک آنها بیشترین بهره برداری را کرد با نظر به این که چنین سازمان‌هایی عمدتا در تهران و شهرهای بزرگ مستقر هستند و لزوما ارتباط نزدیکی با جوامع آسیب‌دیده روستایی ندارند. پس راه حل چیست؟

همکاری با سازمان‌هایی که با جوامع محلی ارتباط نزدیک دارند
تجربه زلزله در دهه‌های اخیر در کشورهای مختلف ثابت کرده که آن دسته از سازمان‌های غیردولتی که ارتباط قوی و نزدیکی با جامعه آسیب‌دیده دارند نقش بسیار موثری در عملیات امداد و سازندگی ایفا می‎کنند، چرا که با نیازهای جامعه آشنایی کامل داشته و نیز اعتمادی دوطرفه بین آنها و جامعه آسیب‌دیده وجود دارد. باید توجه داشت که این سازمان‌ها می‌توانند با هر هدفی تاسیس شده باشند و ماموریتشان نباید لزوما امداد باشد. . در واقع، سازمان‌های غیردولتی با ارتباط قوی و نزدیک محلی از بزرگترین عوامل در شناسایی نیازها هستند و می‌توانند نقش بسیار موثری در همکاری با سازمان‌های امداد داشته باشند.
برای مثال پس از زلزله گوجارات در هند در سال ۱۳۷۹، "مجمع زنان خوداشتغال" که سازمانی غیردولتی و فعال در حوزه خوداکتفایی اقتصادی و توانمندسازی در هندوستان است به دلیل ارتباط تنگاتنگی که با اعضای جامعه آسیب‌دیده داشت، توانست نقش بسیار مهمی در امداد و بازسازی منطقه ایفا کند. سازمان غیردولتی تخصصی "جامعه توسعه اکولوژی و محیط زیست پایدار" که متشکل از معماران، مهندسان، جامعه‌شناسان و متخصصین مدیریت بحران است، با کمک "مجمع زنان خوداشتغال" به خانه‌سازی مقاوم در برابر زلزله در مناطق آسیب‌دیده پرداختند.

همکاری با سازمان‌های غیردولتی محلی
همکاری با سازمان‌های غیردولتی محلی نیز گزینه‌ دیگری برای شناخت بهتر جامعه آسیب‌دیده و نیازهایشان است. از آن‌جایی که خیریه‌ها در ایران از سازمان‌های مردم نهاد قدیمی می‌باشند و تقریبا در تمامی نقاط کشور پراکنده و مردم هم با آنها آشنا هستند، ارتباط با خیریه‌های محلی به ویژه در مواقع بحران، دسترسی به جوامع محلی را برای سازمان‌های غیردولتی ساده‌تر می‎سازد و در ضمن، از این طریق راحت‌تر می‌توانند اعتماد مردم را جلب ‌کنند. در زلزله ماه گذشته در آذربایجان، خیریه‌های محلی و منطقه‌ای مانند خیریه‌های مستقر در تبریز و دیگر شهرستان‌های استان‌های آذربایجان شرقی و غربی و نیز خیریه‌های زنجان و اردبیل کمک بسزایی در امدادرسانی به مناطق زلزله‌زده کردند.

استخدام نیروهای بومی
راهکار دیگری که به روند اعتمادسازی و ارتباط با جامعه محلی کمک می‌کند استخدام نیروهای بومی است. همانطور که گفتیم این فرضیه که نیروهای محلی به دلیل بحران‌زدگی ناتوان شده‌اند و نمی‌توانند در امداد و بازسازی موثر واقع شوند، نادرست است. برعکس، به کارگیری نیروهای محلی به اعتمادسازی و ایجاد ارتباط نزدیک‌ با جامعه آسیب‌دیده کمک می‌نماید. البته مشکل احتمالی این راهکار این است که نیروهای محلی به دلیل بحران‌زدگی و نیاز مالی ممکن است حاضر به کار داوطلبی نباشند. در این صورت بار مالی به سازمان تحمیل می‌شود و بسته به توان مالی سازمان رویکردها متفاوت خواهد بود.
در زلزله بم، اکثر نیروهای داوطلب از تهران عازم منطقه شده بودند و تحقیقات بعدی نشان داد که این مسئله خود به نوعی مشکل‌ساز بوده است چرا که فعالان غیردولتی به ویژه تهرانی‌ها، خود را آگاه‌تر از نیروهای موجود در منطقه و محلی‌ها می‌دانستند و این عدم شناخت، به بی‌اعتمادی مردم محل نسبت به نیروهای غیرمحلی دامن زده بود. برای حل این مشکل، تعدادی از سازمان‌های غیردولتی تهرانی مستقر در بم، پس از مدتی شروع به استخدام نیرو و جذب داوطلبان بومی نمودند.

هماهنگی بین سازمانی
یکی دیگر از عواملی که در افزایش کارایی سازمان‌های غیردولتی در مواقع بحران اثر مستقیم دارد -به ویژه هنگامی که ابعاد فاجعه گسترده است- هماهنگی بین سازمانی است. در بحران‌های بزرگ سازمان‌های بین‌المللی نیز به کمک می‌شتابند و هماهنگی امدادگران بیش از پیش مشکل می‌شود. برای مثال، اندکی پس از وقوع زلزله در بم، بیش از ۱۰۰ سازمان غیردولتی بین‌المللی و بیش از ۳۰ سازمان غیر دولتی ایرانی برای امداد راهی مناطق آسیب‌دیده شدند. حجم کمک‌های بین‌المللی پس از فاجعه قابل تقدیر بود، اما عدم هماهنگی گروه‌های امداد قدری از کارآمدی و تاثیر حضور آنها کاست.
عدم هماهنگی سازمان‌های غیردولتی با یکدیگر ارزیابی مناطق آسیب‌دیده را مشکل می‌کنند و سبب می‌شود که سازمان‌ها نتوانند مناطق آسیب‌دیده را به طور یکسان پوشش دهند. برای مثال، در بم در مورد پخش کمک به زلزله‌زدگان ابهامات بسیاری وجود داشت و سازمان‌های درگیر در بسیاری از موارد نمی‌دانستند که چه اقلامی کجا پخش شده است. در مناطقی توزیع بیش از حد نیاز انجام شده بود، در حالی که در مناطقی دیگر کمک‌ها به اندازه کافی نبود. عمده مشکلاتی از این قبیل ریشه در عدم آگاهی سازمان‌ها از فعالیت‌های یکدیگر و عدم هماهنگی آنها دارد. از این رو، بهبود همکاری بین سازمانی، چه برای سازمان‌های بین‌المللی و چه برای همتاهای ایرانیشان، امری مفید و ضروری است. اما این سئوال پیش می‌آید که چگونه می‌توان با حفظ هویت انفرادی و استقلال سازمان‌های غیردولتی، هماهنگی را در هنگام بحران افزایش داد؟
از عواملی که به هماهنگی سازمان‌های غیردولتی، چه ایرانی و چه بین‌المللی، در مواقع بحران کمک می‌کنند، "استانداردهای بین‌المللی" مانند سفیر ، "سازمان‌های هماهنگ‌کننده" مانند دفترهماهنگی کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل (اوچا) و گروه‌های ارزیابی و هماهنگ‌سازی فاجعه سازمان ملل و نیز "دفاتر هماهنگ‌سازی بین سازمانی" مانند شورای بین‌المللی آژانس‌های داوطلب (ایکوا) ، اینتراکشن و کمیته دائمی بین سازمانی است. باید یادآور شد که تقریبا تمامی سازمان‌هایی که در بم فعالیت داشتند استانداردهای بین‌المللی مانند سفیر را به کار می‌برند. در ضمن اوچا نیز در ایران حضور داشت. به علاوه، اکثر سازمان‌های حاضر در بم عضو آژانس‌های هماهنگی مانند ایکو و اینتراکشن بودند. برای هماهنگی بیشتر، هلال احمر شهر را به ۱۲ منطقه عملیاتی تقسیم کرده و هر منطقه را به تعدادی از سازمان‎های غیردولتی سپرد. آنها نیز با مناطق واگذار شده موافقت نموده و توافق کردند که روی آن مناطق تمرکز کنند. اما با وجود همه این تلاش‌ها، هماهنگی بین سازمانی یکی از چالش‌های عمده سازمان‌های امداد در بم بود. در زیر راهکارهایی برای تسهیل هماهنگی بین سازمانی در مواقع بحران معرفی شده است:

ارتباط بین سازمانی پیش از وقوع بحران
گسترش ارتباط بین سازمانی پیش از بحران می‌تواند به افزایش هماهنگی بین سازمانی–چه ایرانی و چه بین‌المللی- کمک کند، چرا که چنین ارتباطاتی پیش از وقوع بحران، سازمان‌های درگیر را تشویق می‌کند که هنگام بحران تیم‌های ارزیاب مشترک تشکیل دهند و از روش‌های مستند سازی مشابه استفاده نمایند. به علاوه، تبادل اطلاعات میان سازمان‌ها آسانتر و مستمرتر خواهد شد وتمامی این عوامل در کمک‌رسانی سریع، بهینه و یکسان نقش مهمی بازی می‌کنند.

تشکیل ائتلافی از سازمان‌های غیردولتی
ایجاد سازمان‌های غیردولتی که شبکه‌ای از سازمان‌های غیردولتی و مردم نهاد هستند به هماهنگی بین سازمانی و در ضمن، به هماهنگی سازمان‌های غیردولتی و دیگر بخش‌ها مانند دولت و یا بخش خصوصی کمک بزرگی می‌کند. به عبارتی، ائتلافی از سازمان‌های غیردولتی که مثلا در حوزه امدادرسانی و یا توانمندسازی کار می‌کنند. چنین ائتلاف‌هایی بسیار سازنده خواهند بود و عملکرد سازمان‌های غیردولتی را در هنگام بحران تسریع خواهد نمود، چه در زمینه به اشتراک گذاشتن اطلاعات، ارزیابی بحران و امدادرسانی و چه در زمینه جمع‌آوری منابع مالی و کمک‌های مردمی.
برای جلب اعتماد بیشتر دولت، سازمان‌های غیردولتی ایرانی می‌توانند نمایندگانی از دولت را نیز در هیات مدیره این شبکه‌های سازمانی قرار دهند تا دولت نیز این اطمینان را حاصل کند که عملیاتی به جز آنچه مدنظر اوست انجام نمی‌پذیرد. حدودا سه ماه پس از زلزله بم، شهرداری یک دفتر هماهنگی سازمان‌های غیردولتی تاسیس کرد که کمی بعد منحل شد؛ اما به این دلیل که هماهنگی از بزرگترین مشکلات سازمان‌های غیردولتی در مواقع بحران است، وجود چنین دفاتری می‌تواند کمک بزرگی به سازماندهی فعالین غیردولتی و سازمان‌های مردم نهاد بکند.

ارتباط با سازمان‌های هماهنگ‌کننده بین‌المللی
همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، کمک خواهی از سازمان‌های بین‌المللی گاهی اوقات دیگر اختیار نیست بلکه اجبار است. در بم، گستردگی فاجعه تا به حدی بود که دولت ایران در را به روی تمامی سازمان‌های امداد بین‌المللی باز کرد و امدادگران را بدون ویزا پذیرفت چرا که سازمان‌های محلی و ملی به هیچ عنوان نمی‌تواستند پاسخگوی نیازها باشند. سازمان‌های غیردولتی بین‌المللی هنگام ورود به بم به دنبال سازمان‌های محلی بودند تا بتوانند با همکاری با آنها بهتر عملیات را پیش ببرند، اما موفق نشدند.
با برقراری ارتباط با سازمان‌های غیردولتی بین‌المللی، سازمان‌های ایرانی و محلی می‌توانند ارتباط بین سازمانی آنان را هنگام حضور در ایران بهبود بخشند و آنان را پیش‌ از حضور در منطقه با اصول فرهنگ ملی و محلی آشنا سازند تا عملکردشان موثرتر واقع شود. در ضمن، سازمان‌های غیردولتی امدادرسان ایرانی نیز می‌توانند از استانداردهای مشترک و روش‌های مستندسازی مشابه استفاده نمایند. از جمله سازمان‌هایی که می‌توانند این ارتباط را تسهیل نمایند "اینتراکشن"، "ایکوا" و و "کمیته دائمی بین سازمانی" که پیش‌تر نام بردیم، هستند. اگر ائتلاف تشکیل شده از سازمان‌های غیردولتی ایرانی با این‌گونه آژانس‌ها ارتباط برقرار کنند، ارتباطشان با سازمان‌های بین‌المللی تسهیل خواهد شد.

جمع بندی
تجربه زلزله بم اگرچه بسیار تلخ و ناگوار بود، عرصه را برای ورود سازمان‌های غیردولتی به عرصه امداد و بازسازی فراهم کرد و به همین جهت نقطه عطفی برای سازمان‌های غیردولتی محسوب می‌شود. زلزله ماه گذشته در آذربایجان نشان داد که جامعه غیردولتی ایران در امر امداد و کمک‌رسانی هنگام بحران، طفولیت خود را سپری کرده است و تا حدی به بلوغ رسیده است؛ چرا که فعالان و سازمان‌های غیردولتی پس از وقوع زلزله آماده‌تر از پیش به همیاری هموطنان خود شتافتند. در جهت بهبود این روند، این مقاله به بررسی عوامل موثر در کمک‌رسانی سازمان‌های غیردولتی در هنگام بحران پرداخت و با استفاده از تجارب جامعه غیردولتی در زلزله‌های پیشین، "جلب اعتماد جوامع محلی و ارتباط و همکاری با آنها" و نیز "هماهنگی بین سازمانی" را از موثرترین عوامل در عملکرد سازمان‌های غیردولتی بر شمرد.

هنگامه احمدی

منابع:
http://www.iitk.ac.in/nicee/wcee/article/13_1315.pdf
http://www.odihpn.org/humanitarian-exchange-magazine/issue-27/improving-...
http://adamhaye-khoob.blogspot.com/2010/10/blog-post_241.html
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1546338
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=314670
http://qazvinngo.blogfa.com/post-793.aspx
http://www.etemaad.ir/Released/87-10-05/205.htm
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1325231
http://www.isa.org.ir/node/1086
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1234597
http://www.jahannews.com/vdchw6niw23nxwd.tft2.html
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2012/08/120820_l44_iran_earthquake.shtml

آموزش و توانمندسازی
;