آشنایی با مبانی تسهیلگری - خلاصه ای از کارگاه آموزشی برگزار شده برای دانش آموختگان پرتو

از آنجائیکه تهیه متن نوشتاری یک کارگاه آموزشی مشارکتی کار نسبتا پیچیده‌ای است، در این متن شما تنها خلاصه ای از وقایع کارگاه را می‌خوانید.

تسهیلگر کارگاه: خانم سارا شیرزاد دارای بیش از ۱۰ سال سابقه مدیریت اجرایی در پروژه های پژوهشی، آموزش و طراحی نظام مدیریت منابع انسانی برای شرکت‌های خصوصی، غیردولتی و سازمان‌های چندملیتی می‌باشند. مدیریت کشوری شرکت پدرسن و شرکا (Pederson and Partners) در ایران و مدیریت عامل شرکت مشاوره آتیه برنا از سوابق اجرایی اخیر ایشان است. وی همچینن به عنوان مشاور و سرپرست چند پروژه تحقیقاتی اجتماعی برای UNICEF و UNHCR فعالیت داشته است. خانم شیرزاد تا به امروز طراح و تسهیلگر بیش از ۲۵ کارگاه آموزشی بر پایه تمارین عملی و بازی، در حوزه‌هایی چون "کوچینگ"، "تصمیم گیری و حل مساله"، "تفکر استراتژیک" و "مهارت‌های ارتباطی" بوده است. ایشان عضو جامعه روانشناسان سازمانی انگلستان بوده و دارای مدرک مدیریت منابع انسانی از دانشگاه بولتون انگلستان و لیسانس مدیریت بازرگانی از دانشگاه آزاد تهران می‌باشد. وی همچنین از تعلیم دیدگان موسسه سگوس (Cegos) در حوزه مهارت های تسهیگری بوده و چند دوره آموزشی را تحت لیسانس این موسسه در ایران برگزار کرده است.

*****
س.ش: هدف از برگزاری این کارگاه آموزشی تقویت مهارت‌های تسهیلگری است. در همین ابتدای جلسه لطفا به اختصار توضیح دهید که هدف تک تک شما دوستان از شرکت در این کارگاه چیست و از این کارگاه چه می‌خواهید؟
دانش‌آموختگان پرتو: آشنایی با مهارت‌های تسهیلگری؛ یادگیری روش‌های موثر تسهیلگری جلسات مشورتی؛ افزایش مهارت در ارتباط و هم‌افزایی بیشتر در جلسات؛ کسب اطلاعات در مورد روش‌های جلب مشارکت؛ مفاهیم بهتری از تسهیلگری و فنون آن.
س.ش: ممنون! کاری که هم اکنون انجام دادیم "گام نخست تسهیلگری" است؛ یعنی شناخت نیاز مخاطب! به طور مثال، نکاتی که شما متذکر شدید جهت جلسه امروز را برای من تا حدی تغییر داد و باعث شد که من متوجه بشوم که قصد شما از شرکت در این کارگاه فقط کسب اطلاعات در مورد تسهیلگری کارگاه‌های آموزشی نیست، بلکه اکثر شما می‌خواهید در مورد تسهیلگری "جلسات مشورتی و کاری" نیز تکنیک‌های تسهیلگری را بدانید. پس من با مثال‌های جامع تر و فراتر از تسهیلگری "کارگاه آموزشی" این جلسه را پیش خواهم برد.
نکته‌ای که باید در مورد تسهیلگری به خاطر داشته باشیم این است که: در هر جلسه‌ای که پای تسهیلگری به میان می‌آید، قدم اول شناخت نیاز مخاطب است و نه اینکه بدون هیچ شناختی از نیاز مخاطب، موضوع مد نظر را مطرح کنیم.
هیچ تکنیکی برای موفقیت تسهیگلری - چه در جلسات کاری و چه آموزشی- کارساز نخواهد بود مگر اینکه شما مخاطب خود را تا حدی بشناسید. این شناخت می‌تواند از تحقیق در مورد سازمان، پروژه‌های مشابه قبلی، نیازهای آموزشی آنان و یا صحبت با کسانی ایجاد شود که نسبت به مخاطب شما شناخت دارند. تسهیلگران زیادی را دیده‌ام که پس از ورود به جلسه متوجه می‌شوند که چیزی از فعالیت‌های سازمان و افراد مخاطب خود نمی‌دانند.
بدون داشتن اطلاعات کافی در مورد مخاطب خود چطور می‌توانید در طول جلسه موضوع را با جذابیت لازم برای آنان پیش ببرید.
و اما هدف از تسهیگری چیست؟
دانش‌آموختگان پرتو (فرد به فرد): هدایت جهت گفتگو؛ همسو کردن انرژی همه اعضا؛ حفظ نظم.
س.ش: موافقم. هدف اصلی یک تسهیلگر کمک به گروه برای همفکری و جهت دهی به سمت دسترسی به اهداف است. یعنی تسهیلگر نقش هم‌افزایی را به عهده دارد ونه پاسخ دهنده سئوالات.
دانش‌آموختگان پرتو: منظور از هم‌افزایی دقیقا چیست؟
س.ش: یعنی این که بتواند میان ایده‌های افراد پلی برقرار کند. به عبارتی، فرصت‌هایی برای همفکری به سمت هدف ایجاد کند و بتواند با پرسیدن سئوالات دقیق گروه با به پاسخ‌هایی سوق دهد که نتیجه گرا هستند.
اما یکی از چالش‌های این همسو کردن، ایجاد مشارکت و همراه کردن مخاطب است. برای رسیدن به این منظور، تکنیک‌های مختلفی وجود دارد که به نسبت نوع تسهیلگری متفاوت هستند. مثلا تکنیک‌های ایجاد مشارکت که در یک کارگاه آموزشی استفاده می‌شود با تکنیک‌های مورد استفاده در یک جلسه مشورتی ممکن است تفاوت‌هایی داشته باشد. اما در هر دو، هدف اصلی "همراه کردن مخاطب" است.
سئوال این است که چگونه می‌توان مخاطب را همراه ساخت؟
دانش‌آموختگان پرتو: استفاده از روش بارش فکری برای بیان نظرات؛ نظر افراد رو بپرسیم چرا که اگر افراد احساس کنند حضورشان و نظرشان مهم است معمولا مشارکت می‌کنند؛ استفاده از یخ شکن.
س.ش: موافقم. یکی از فعالیت‌های حیاتی تسهیلگری "شکستن یخ" است. همه موارد تسهیگری نیاز به یخ شکن دارد. در نوع تسهیلگری (چه آموزش، چه در یک جلسه کاری و یا مشاوره) این گام جزئی از فعالیت‌های اولیه است، یعنی این که فضایی دوستانه ایجاد کنیم تا بتوانیم با افراد حاضر گفتگویی را آغار کنیم.
در یک جلسه، یخ شکن می‌تواند صحبت در مورد آب و هوا باشد و یا حتی ترافیک و یا تعریف کردن از زیبایی و چیدمان محل جلسه. مثلا اگر مخاطبتان را در دفتر کاری خود پذیرفته‌اید، می‌توانید از آنها بپرسید که آدرس را به راحتی پیدا کرده اند، یا خیر. همه اینها فضا و مدت زمانی کوتاه را برای گفتگوهای غیر کاری ایجاد می کند.
در کارگاه‌های آموزشی، تسهیلگر ممکن است از تمارین مختلفی برای شکستن یخ استفاده کند؛ مثلا از افراد بخواهد که ضمن معرفی خود، نکته‌ای جالب راجع به خودشان عنوان کنند. معمولا بهتر است تسهیلگر این تمرین را از خود شروع کند؛ مثلا بگوید که " من دارای .... سابقه تحصیلی و ... سابقه کاری هستم و برای این که نکته‌ای شخصی با شما در میان بگذارم باید بدانید که در کودکی می‌خواستم خواننده اپرا شوم "! در چنین صحبتی تسهیلگر از موضوع اصلی مورد بحث کمی فاصله می‌گیرد و فضایی را برای صمیمانه‌تر شدن ایجاد می‌کند؛ در عین حال، موضعی هم سطح مخاطب می‌گیرد.
عموما این تمرین کارساز است و بین گروه و تسهیلگر ایجاد صمیمیت می‌کند. در استفاده از چنین تمریناتی باید مطمئن باشیم که می‌توانیم بحث‌هایی را که به قصد و خارج از موضوع اصلی ایجاد کرده‌ایم به خوبی جمع کنیم و به موضوع اصلی بازگردیم. همچنین باید به یاد داشته باشیم که به تک تک افراد در یک کارگاه آموزشی اجازه بدهیم که نظر خود را عنوان کنند، در غیر این صورت ممکن است که چنین روشی تاثیر معکوس داشته باشد.
دانش آموختگان پرتو: در اردوی پیش دانشگاهی دانشگاه، از بچه‌ها درخواست شد همرا با معرفی خود یک لطیفه تعریف کنند. این لطیفه و خندیدن خیلی به شکستن یخ کمک کرد.
س ش: چه جالب. تسهیلگران موفق در استفاده از تکنیک های یخ شکن خلاق هستند اما شرایط فرهنگی و محیطی را هم همواره در نظر دارند.
اما به نظر شما چالش‌های موجود در شکستن یخ چیست؟
دانش‌آموختگان پرتو: حوزه کاری بنده اشتغالزایی روستایی در مناطق محروم روستایی است. در محیط روستایی بارها سعی کرده‌ام که از فنون تسهیلگری استفاده کنم اما متاسفانه در بسیاری از مواقع موفق نبوده‌ام. به عنوان مثال، در مورد شکستن یخ گاهی اوقات مخاطب شروع به درد دل کردن می‌کند و وقت زیادی صرف تشریح نارسایی‌ها می‌شود و همین مسئله در کل جمع ذهنیت منفی ایجاد می‌نماید.
س.ش: تجربه نشون می ده که در پروژه‌های روستایی، بهتر است نخست کمی اعتماد سازی انجام دهیم یعنی تجربه موفق یکی دو روستا را اعلام کنیم. در ضمن، در همان بخش اول باید هدف پروژه را مشخص نماییم. به طور مثال می‌شه اینطور شروع کرد کرد که "ما می‌دانیم مشکلات بسیاری زیادی وجود دارد، اما اهداف اصلی "...." است و ما فعلا روی این موضوع تکیه خواهیم کرد"؛ اگر افراد از موضوع اصلی حاشیه رفتند دوباره باید برگردیم سر اصل موضوع.
دانش‌آموختگان پرتو: من خودم با اعتماد سازی موافقم؛ اما عده‌ای معتقدند اگر می‌خواهید برای اولین بار ‌ کار خود را به گروهی معرفی‌ کنید‌ که شناختی‌ هم از آنها ندارید، بهتر هست که از موضع پایین و دوستانه صحبت را شروع نکنید چرا که ممکن است یک جور ارزش گذاری و توجه مخاطبت رو کاهش بدهد.
س.ش: من با قسمتی از نظر شما موافقم. شاید به این صورت نظرم را بیان کنم که نوع مقدمه درهر جلسه تسهیلگری به فرهنگ بومی و شرایط پروژه بر می‌گردد. اما فکر نمی‌کنم که هیچ مخاطبی از موضع و نگاه بالا به پایین یک تسهیلگر خوشش بیاد و آن را محترم بشمارد.
تجربه نشان داده است که اگر قرار باشد ذینفعان پروژه میان دو فرد حرفه‌ای با شرایط نسبتا مساوی، یک نفر را برای انجام پروژه ای انتخاب کنند، آن فردی را انتخاب خواهند کرد که با وی آسان‌تر گفتگو کرده اند. یعنی فردی که به نوعی با آنها هم زبان است. متاسفانه و یا خوشبختانه، همزبانی حتی در سطوح بسیار اولیه، تاثیرات زیادی روی مخاطب دارد. این همان دلیلی است که حتی رئیس جمهورها در بازدید از کشورهای مختلف سعی می‌کنند یکی دو کلمه هم که شده به زبان محلی صحبت کنند. همه ما این تکنیک را می‌شناسیم اما باز هم هر روز تحت تاثیر قرار می‌گیریم.
در پروژه‌های روستایی هم افرادی که توانسته‌اند به نوعی با مخاطب همدلی کنند موفقیت بیشتری در پیشرفت پروژه ها داشته‌اند. اما همدلی نیازمند سپری کردن وقت بیشتری با مخاطب است و این که گوش شنوا داشته باشیم و در صحبت‌هایمان به نیازهای مخاطبان اشاره کنیم.
نکته دیگر که می تواند به اعتماد سازی کمک کند آن است که باید به دست آورده‌های گذشته خود اشاره کنیم. به عبارتی، باید دانش و مهارت خود را هم به رسمیت بشناسیم. بازگو کردن تجربیات، سطح تحصیلات و پروژه‌های موفق اگر با صمیمیت همراه باشد هیچ اشکالی ندارد.
برای درگیر کردن مخاطب، به علاوه هم سطح بودن و ایجاد صمیمیت، شناخت اهداف مخاطب نیز همان طور که گفتیم بسیار مهم است. نمی‌توانیم بدون دانستن موضوع ذهنی مخاطب، شروع به بازگو کردن اهداف پروژه کنیم. باید بدانیم که مخاطب فعلی چه سئوالاتی درباره این موضوع دارد و خواهد داشت و در اینجاست که یکی از مهمترین مهارت‌های تسهیلگری یعنی "مشاهده" به میان می‌آید. اما منظور از مشاهده چیست و چگونه می‌توان آن را در فرآیند تسهیلگری پیاده کرد؟
دانش‌آموختگان پرتو: مشاهده یعنی شناخت مخاطبان از راه‌های گوناگون و دستیابی به اطلاعاتی که به ما در امر تسهیلگری کمک کند.
س.ش: بسیار خوب. سطح بعدی از مشاهده، شناخت دینامیک همکاری و مشارکت جمعی است. یعنی اینکه مشاهده کنیم که کدام افراد از بقیه بیشتر مشارکت می‌کنند و ساکت‌ها چه کسانی هستند و سپس، راه‌هایی برای مشارکت همگی پیدا کنیم.
اما به نظر شما یک تسهیلگر باید چند درصد صحبت کند و مخاطبین چند درصد؟
دانش‌آموختگان پرتو: ۳۰ درصد تهسیلگر-۷۰ درصد مخاطب؛ ۲۰ درصد تسهیلگر-۸۰ درصد مخاطب؛ ۱۰ درصد تسهیلگر-۹۰ درصد مخاطب.
س.ش: من با ۳۰ درصد برای تسهیلگر موافقم. اما برای این مشارکت ۷۰ درصدی مخاطب باز هم به تکنیک‌های ایجاد مشارکت برمی‌گردیم. توجه داشته باشید که ایجاد مشارکت به صورت لحظه‌ای اتقاق نمی‌افتد، بلکه از همان دقیقه اول جلسه آغاز می‌شود. با یک مثال عملی توضیح می‌دهم:
فکر کنید که شما می‌خواهید پرزنتیشنی به کسی ارائه دهید که درحال بررسی فراهم آوردن منابع مالی برای پروژه کارآفرینی خانگی شماست. پروژه شما، بسته‌بندی محصولات خانگی زنان خانه‌داری در یک روستای شمال ایران است که مربا، زیتون، ترشی و ... تهیه می‌کنند. اگر شما پرزنتیشن خود را به صورت ماشین وار از یک اسلاید به اسلاید دیگری ارائه دهید، هیچ‌گونه تسهیلگری برای ایجاد همفکری انجام نداده‌اید. پس باید چه کنید؟ یک دقیقه فکر کنید و سپس پاسخ خود را بنویسید.
دانش‌آموختگان پرتو: بعد از سپری کردن ۱ دقیقه: طرح سوال هنگام نشان دادن موضوع و سعی در درگیر کردن مخاطب در بحث؛ اول هدف طرح و درخواستمان را مطرح می‌کنیم؛ علاوه بر مقدمه و... این سئوالات به ذهنم رسید: - آیا تا به حال از محصولات خانگی زنان شمالی خورده‌اید؟ - فکر می‌کنید بهترین روش برای ارائه محصولاتشان چیست؟ - فکر می‌کنید این روش چقدر هزینه می‌برد؟ - برای تامین این هزینه چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟ کدام روش بهتر است؟
س.ش: سئوال خوبی است که بپرسیم آیا از محصولات خانگی استفاده می‌کنند یا نه، چرا که چنین سئوالی فرد را به صورت شخصی با موضوع دخیل می‌کنیم. در واقع باعث می‌شود که از موضع صمیمی‌تری با موضوع ارتباط برقرار کنیم.
"طراحی سئوال موثر" رمز موفقیت یک تسهیلگر است. ما به نظر شما، سئوالات به جا و موثر چه مشخصاتی دارند؟
دانش‌آموختگان پرتو: مرتبط هستند؛ با نیازهای مخاطب و خواسته‌های او ارتباط دارند؛ دنباله زنجیره بحث هستند؛ ساده و روان هستند و مخاطب را به تفکر وامی‌دارند.
س.ش: تمامی نکات مطرح شده صحیح هستند. ما با پرسیدن این که "شما چه می‌خواهید؟ و ما چگونه می‌توانیم کمک کنیم؟" اصولا به فرد اجازه مشارکت می‌دهیم. وقتی شما از مخاطب سئوال می‌پرسید این فرصت را برای خود و مخاطب ایجاد می‌کنید که اهدف پروژه، جلسه، دوره آموزشی و یا .... را با نیازهای مخاطب تطبیق دهید. به طور کلی، اگر می‌خواهید ذینفع را در یک جلسه به موضوع خود علاقمند کنید باید روی موضوعاتی دست بگذارید که به نوعی مساله ذهنی ذینفع و یا سازمان وی است؛ به وی نشان دهید که چه نفعی برایش خواهد داشت.
توجه داشته باشید اگر به مخاطب اجازه مشارکت و صحبت کردن ندهید، ممکن است روی موضوعاتی تکیه کنید که نیاز چندانی به آن نباشد.
س.ش: یک اصل دیگر تسهیلگری، بی‌طرفی است. بی‌طرفی در تسهیلگری چه نمودهای عملی دارد؟
دانش‌آموختگان پرتو: تسهیلگر سعی نمی‌کند نظر خود را تحمیل کند؛ بین بحث در مورد صحبت‌ها قضاوت شخصی نمی‌کند؛ از نتیجه‌گیری زودهنگام می‌پرهیزد و صحبت مخاطب را قطع نمی‌کند؛ از جانب داری از یک شخص و یا یک موضوع و یا یک ایده خودداری می‌کند؛
س.ش: تمامی موارد مطرح شده صحیح هستند. باید دقت داشت که تسهیلگر در طراحی سئوال نیز بی‌طرف است. چطور می‌شود در طراحی سئوالات بی طرف بود؟
دانش‌آموختگان پرتو: از سئولات باز پاسخ استفاده شود؛ از ایده خاصی دفاع نشود.
س.ش: درست است. باید امکان ارائه نظرات مختلف را ایجاد نمود. حال اگر در یک جلسه تسهیگری با پاسخ‌هایی مواجه می‌شویم که کاملا غلط و بی ربط است در کنار پاسخ‌های صحیح و کاملا مربوط باید چه کنیم؟
دانش‌آموختگان پرتو: بدون این که موجب ناراحتی فرد شویم روی پاسخ صحیح تمرکز کنیم؛ باید سعی کنیم بحث را به سمت پاسخ‌های درست هدایت کنیم؛ اول باید ببینیم این پاسخ‌های بی غلط با منظور است یا بی منظور؛
س.ش: لطفا توجه کنید که ما در مدت زمان یک جلسه امکان شناسایی انگیزه‌های مخالف را نداریم. بنابراین باید هدفمند و حرفه‌ای، گام به گام با پرسیدن سئوالات نتیجه محور جلسه را هدایت کنیم و بنا را بر آن بگذاریم که پاسخ غلط، بی‌منظور است.
نقش تسهیلگر این است که اجازه بیان همه نظرات را بدهد و اگر در پاسخ‌ها خطایی ببیند، بهتر است با سئوالات بیشتر از فرد، وی را به سمت موضوع هدایت کند. برای مثال، بپرسد که به نظر شما چالش‌های این موضوع چه خواهد بود. به این صورت به مخاطب اجازه می‌دهد که در مورد نظری که ارائه داده است، بیشتر فکر کند.
فرق تسهیلگر و آموزگار و استاد در همین نکته بسیار ظریف است که تسهیلگر مستقیم نظرش را در ابتدای کار ارائه نمی‌کند، بلکه فضایی ایجاد می‌نماید که مخاطبان در کنار هم به صورت تیم در کنار هم به پاسخ برسند.
یکی از تکنیک‌ها این است که وقتی سئوالی می‌پرسیم، کلیه پاسخ‌های ارائه شده را روی برد بنویسیم چه درست و چه نادرست. در جمع بندی می‌توانیم زیر پاسخ‌های درست خط بکشیم و اضافه کنیم. همان‌طوری که گروه اشاره کرد این موضوع و آن موضوع می‌تواند راه حل عملی باشد.
حالا با وجود این تعریف آیا تسهیلگر احتیاج به دانش تخصصی درباره موضوع دارد یا خیر؟
دانش‌آموختگان پرتو: فکر می‌کنم باید حداقل اطلاعات را داشته باشد؛ اگر دانش تخصصی نداشته باشد، با مشکل جدی مواجه می‌شود؛ بدون دانش تخصصی چطور می‌توانند سئوالات دقیق و هدفمند طراحی کند.
س.ش: درست است. تسهیلگر باید نسبت به موضوع تا جای امکان آگاهی و تخصص داشته باشد؛ چرا که وی باید این توانایی را داشته باشد که سئوالات درست‌تری طراحی کند و اگر پاسخی کاملا اشتباه دریافت کرد، بتواند آن را به مسیر درست هدایت کند. برای داشتن چنین توانایی تاحدی دانش و تخصص در حوزه مربوطه ضروری است.
از دیگر مهارت‌های تسهیلگری مدیریت بازخودهای منفی در تسهیلگری است. تسهیلگرانی را دیده‌ام که در مقابل بازخوردهای منفی احساساتی می‌شوند و این احساساتی شدن با اعلام نظرهای آنها قابل مشاهده است. به نظر شما روش برخورد با بازخورد منفی چیست؟
دانش‌آموختگان پرتو: قبول نظرات دیگران، موافقت با نظرات خوب آنها و اشاره کردن به این نکته که ما هم ممکن است اشتباه کنیم؛ سعی کنیم از نقطه نظر انتقاد کننده به موضوع نگاه کنیم تا دلیل انتقاد وی را متوجه شویم و موضوع را بیشتر توضیح دهیم؛ با استقبال از انتقادات، سعی کنیم منطقی و به دور از تعصب به آن موضوع بپردازیم.
س.ش: بسیار عالی. مهم است که خود را ابر متخصص ندانیم، یعنی آگاه باشیم که همواره امکان اشتباه وجود دارد. این احتمال نیز وجود دارد که ما اشتباه نکرده باشیم اما از صحبت‌های ما برداشت منفی شده باشد. یک تسهیلگر موفق با این اتفاقات راحت است و در پاسخ به یک انتقاد تدافعی عمل نمی کند.
سئوال و یا نظری دارید؟
دانش آموختگان پرتو: اما با افرادی که جبهه (گارد) می‌گیرند چطور باید برخورد کرد؟
س.ش: به نظر می‌رسد که افراد زمانی گارد می‌گیرند که ۱) احساس کنند شنیده نمی‌شوند؛ ۲) نظرات بیان شده با نظر آنان مخالف است و یا ۳) از بیان نظراتشان ترس دارند چراکه فکر می کنند ممکن است به دلایلی به نظرشان احترام گذاشته شود. حالا به نظر شما چه تکنیک هایی برای از بین بردن گارد مخاطب باید استفاده کنیم؟
دانش آموختگان پرتو: تکنیکی که باعث می‌شود افراد را از همان ابتدا با جلسه همراه کنیم و نگذاریم گارد بگیرند این است که از همان ابتدا بپرسیم آنها از جلسه ما چه انتظاری دارند و می‌خواهند در پایان جلسه چه اتفاقی رخ داده باشد.و در ضمن، از آنها بخواهیم نگرانی‌هایشان را اعلام کنند.
س ش: موافقم بسیار تکنیک کارآیی است. خوب؛حال برای جمع بندی لطفا باید و نبایدهای تسهیلگری را با هم جمع بندی کنیم. نخست بایدها؟
دانش‌آموختگان پرتو: مهارت ارتباطی قوی و موثر؛ بی‌طرفی؛ لحن محبت آمیز و پرهیز از خشونت و طعنه؛ مطلع از اطلاعات مخاطب و سازمان؛ گوش دادن فعالانه؛ اعتماد سازی؛توجه به مشارکت تمامی اعضا؛ دخیل کردن افراد ساکت با پرسش؛ احترام به نظرات تمامی اعضا؛ طراحی سئوالات درست؛ مدیریت احساسات؛ شناخت نیازهای مخاطب.
س.ش: و نبایدها؟
دانش‌آموختگان پرتو: صحبت کردن زیادی؛ نداشتن اطلاعات کافی؛ دفاعی شدن؛ شروع جلسه بدون یخ شکن؛ ایجاد حس نادانی در افراد جلسه؛ شخصی گرفتن انتقادات ؛ غرور و تعصب داشتن به موضوع جلسه؛ لحن صدای تند.
س.ش: بسیار عالی. ممنون از شرکت همه شما عزیزان در کارگاه آموزشی تسهیلگری؛ برای تک تک شما آرزوی موفقیت دارم.

آموزش و توانمندسازی

نظرات

naser1364's picture

naser1364

09.26.12

ممنون از اینکه گزارشی از این کارگاه ارائه داده اید!
یکی از نکاتی که در خصوص تسهیلگری در جوامع روستایی ارائه شد اعتماد سازی است. من در یکی از پروزه هایی که حضور داشتم این مورد را کاملا درک کردم و متاسفانه آنقدر سواستفاده از افراد و به ویزه کسانی که در روستاه ها و مناطق محروم هستند شده است و آنقدر پروزه های بد و با احداف و غرائض خاص اجرا شده که اعتماد سازی شرط اول برای شروع است و باور کنید اعتماد اگر باشد کار به سرعت پیش می رود

;