گفتگو با قباد یاری از دانش آموختگان پرتو؛ موسس کتابخانه‌ای پنج هزار کتابی در دل روستایی کوچک

روستای تاج آباد سفلی از توابع شهرستان بهار واقع در غرب استان همدان است. این روستا بیش از دو هزار نفر جمعیت دارد و اهالیش به زبان کردی گفتار می‌کنند. طبیعت زیبا و آثار تاریخی از دیگر مشخصه‌های این روستاست اما زندگی در تاج آباد گاهی به زیبایی طبیعتش نیست. زمستان‌های سخت و سرد و نبود گاز خانگی و هم‌چنین مشکل دسترسی به آب شرب آشامیدنی تنها مثال‌هایی از مشکلات اهالی این روستا است .
علی رغم همه این مشکلات، قباد یاری از اهالی روستای تاج آباد توانسته‌ است پروژه‌های بسیاری را در جهت بهبود اوضاع روستا به انجام برساند. از جمله پروژه‌های وی می‌توان به تاسیس کتابخانه برای روستا، آموزش مهارت‌های زندگی به زنان روستا، سوادآموزی به زنان بی‌سواد، ایجاد صندوق وام دانشجویی برای کمک به دانشجویان بی‌بضاعت برای ادامه تحصیل و نیز ایجاد تعاونی است. در مصاحبه زیر، جزئیات پروژه کتابخانه را از آقای یاری جویا شدیم.

پرتو: چرا تصمیم به انجام پروژه‌های کارآفرینی گرفتید؟ ایده این پروژه‌ها چه‌طور به ذهنتان رسید؟
ق.ی: من برای مدت‌ها در روستایمان دهیار بودم. در این مدت، برای انجام پروژه‌های توسعه روستا زحمت زیادی می‌کشیدم. اما متأسفانه با وجود اینکه تمامی این پروژه‌ها برای خدمت به اهالی روستا بود، برخی از اهالی مشکلات بسیاری برای ما به وجود می‌آوردند به نحوی که حتی در مواردی مرا به دادستانی و دادگاه کشاندند که البته من از همه آنها تبرئه شدم. در این اثنی، من متوجه شدم که مشکلات روستای ما بیش از اینکه توسعه مادی و صنعتی باشد مسائل فرهنگی است. به همین دلیل، تصمیم گرفتم که در راستای ارتقای فرهنگ مردم روستا فعالیت کنم.

پرتو: چه طور پروژه را شروع کردید؟
ق.ی: در دورانی که دهیار بودم، اقدامات خود را برای حل مشکلات فرهنگی روستا آغاز کردم. این داستان به ۶ سال پیش برمی‌گردد. من متوجه شده بودم که برای توسعه اجتماعی نیاز به تشکل داریم. بنابراین، چندین گروه (تشکل) در روستا درست کردم. مثلاً مجمع ریش‌سفیدان که متشکل از بزرگان ده بود و نیز مجمع دانش‌آموختگان که متشکل از دانش‌آموزان دبیرستانی و دانشجویان بود. ما به طور هفتگی در این تشکل‌ها جلسه می‌گذاشتیم و مسائل اجتماعی و فرهنگی را مطرح می‌کردیم. گاهی اوقات بیش از ۴۰ نفر در جلسات ما شرکت می‌کردند. درضمن، من در این جلسات از افراد موفقی که با من در ارتباط بودند (در زمینه‌های مختلف) دعوت می‌کردم تا در جلسات ما سخنرانی کنند. در این میان، از خانم مهرنوش نجفی، عضو شورای شهر همدان، دعوت کردم و در همان جلسه، تصمیم به ایجاد یک کتابخانه برای روستا گرفتیم.
در نخستین قدم، باید محلی برای برپایی کتابخانه پیدا می‌کردیم. از مسجد روستا خواستیم که محلی را در اختیار ما قرار بدهند ولی متأسفانه هیأت امنای مسجد قبول نکردند و ما هم مجبور شدیم مغازه‌ای برای احداث کتابخانه اجاره کنیم.

پرتو: اجاره مکان کتابخانه را چگونه پرداخت می‌کنید؟
ق.ی: مثل مخارج دیگرمان، اجاره را نیز از اعانه‌های جمع‌آوری شده پرداخت می‌کنیم.

پرتو: این کمک‌های مالی را چگونه جمع‌آوری می‌کنید؟ کتاب‌هایتان را چگونه بدست آورده‌اید؟
ق.ی: من از راه‌های مختلفی برای جمع‌آوری کمک‌های مالی استفاده می‌کنم. اینترنت کمک بسیار بزرگی بوده است. برای مثال، من توانسته‌ام تعداد زیادی از حامیان مالی خود را از طریق وبلاگم بدست آورم. برخی از حامیان مالی پروژه را نیز از طریق ارتباط شخصی پیدا کردم. کتابهایمان نیز به طور مشابه تأمین شده است. ما کتابخانه را با ۱۰۴ کتاب شروع کردیم که تمامیشان اهدایی یکی از اعضای شورای شهر همدان و دوستانشان بودند.

پرتو: لطفا کمی بیشتر از روش‌هایتان برای جمع‌آوری کتاب توضیح دهید.
ق.ی: همانند جمع‌آوری کمک‌های نقدی، کتاب‌هایمان را نیز از راه‌های بسیارمتنوعی جمع کرده‌ام. حدود ۶۰٪ از کتاب‌هایمان را از طریق ایمیل بدست آوردم؛ به این صورت که در اینترنت به دنبال افراد فرهنگی، نویسنده‌ها، مترجم‌ها، بنیادها و ... می‌گشتم و آدرس ایمیل آنها را پیدا کرده، به آنها ایمیل می‌فرستادم و شرایط پروژه خود را درآن ایمیل شرح می‌دادم. یکی از افرادی که ازاین طریق پیدا کردم یک نویسنده و مترجم کتاب کودکان بود که کتابخانه شخصی خود را که بالغ بر ۴۰۰ جلد کتاب داشت به ما هدیه کرد. به طور کلی بسیاری از افراد نامدار عرصه اقتصاد و سیاست و نیز تعدادی از مراجع تقلید تعداد قابل توجهی کتاب‌ به ما هدیه کردند و همه این افراد از طریق ایمیل از پروژه آگاه شده بودند.
به علاوه ایمیل، من توانسته‌ام از طریق فیس بوک و گوگل ریدر هم برای کتابخانه کتاب جمع‌آوری کنم. برای مثال، من به دنبال افزایش تعداد کتاب‌های کودک کتابخانه بودم و این مسئله را در گوگل ریدر نوشتم. از همین طریق، خانمی در تهران به من ایمیل زد و داوطلب شد که کتاب‌ها را تهیه کند. من مبلغی برای۷۰ جلد کتاب به او پرداخت کردم و او ۱۴۰ کتاب برای ما فرستاد. جدا از دنیای مجازی، در دیدارهایی هم که با افراد مختلف داشتم پروژه را مطرح کردم و بسیاری از کتاب‌ها و کمک‌های مالی را اینگونه جمع‌آوری کردم.
باید متذکر شوم که وبلاگ من و توضیح دقیقی که از پروژه در آن ارائه شده است، کمک بزرگی به اعتمادسازی بین ما و حامیان مالیمان است.

پرتو: در حال حاضر چند جلد کتاب دارید؟ ترکیب این کتاب‌ها چگونه‌اند؟
ق.ی: در حال حاضر بیش از ۵۰۰۰ جلد کتاب داریم که شامل رمان، کتاب‌های تاریخی، علمی، درسی و کتاب کودک می‌شود. باید ذکر کنم که بخش عمده‌ای از کتاب‌هایمان رمان هستند چرا که رمان در جمع خوانندگان ما بسیار پرطرفدار است.

پرتو: کتابخانه چند عضو دارد؟ این اعضا بیشتر زن هستند یا مرد؟ در چه رده سنی قرار دارند؟
ق.ی: کتابخانه ما در حال حاضر ۴۵۰ عضو فعال دارد که حدوداً ۶۵٪ آنها زن هستند. اعضا از گروه‌های سنی مختلفی هستند؛ از ۶ سال تا ۸۱ سال. اما باید بگویم در بین آقایان تعداد افراد ۲۵ سال به بالا و در بین خانم‌ها تعداد اعضای ۳۵ سال به بالا نسبتاً کمتر است.

پرتو: آیا کتابخانه حق عضویت دارد یا رایگان است؟
ق.ی: حق عضویت برای ۶ ماه ۵۰۰۰ ریال و برای یک سال ۱۰۰۰۰ ریال است.

پرتو: چه تعداد در کتابخانه کار می‌کنند؟ آیا حقوق دریافت می‌کنند؟
ق.ی: تا یک سال پیش دو نفر (یک خانم برای شیفت بانوان و یک آقا برای شیفت آقایان) کار می‌کردند و البته هیچ‌ کدام دستمزدی دریافت نمی‌کردند. از یک سال پیش تا کنون، تنها یک خانم هست که همه کتابخانه را اداره می‌کند. البته در كارهاي جنببي مانند تدريس، برگزاری جشن‌ها و غیره تا ۱۰ نفر و گاهی بيشتر هم كمك می‌كنند.

پرتو: اکنون چندین سال از احداث کتابخانه می‌گذرد، آیا تغییر محسوسی در روستا احساس کرده‌اید؟
ق.ی: البته من معتقدم که باید تغییرات را در درازمدت سنجید و امروز برای قضاوت زود است. اما باید بگویم که بله، تا کنون تغییرات بسیار محسوسی را شاهد بوده‌ام. اصولاً دیگر الآن، کتابخانه بخشی از روستا شده است؛ بخشی از وجود واقعی روستا. اهالی روستا به طور مشخص به کتاب‌خوانی بیشتر علاقمند شده‌اند به طوری که یکی از اهالی چند وقت پیش به من گفت که ۲۴۰۰۰ تومان کتاب خریداری کرده‌است. من خودم شخصاً شاهد هستم که برزگترها فرزندانشان را ترغیب به عضویت در کتابخانه می‌کنند. حس خوبی که امروز با دیدن علاقه مردم به کتاب‌خوانی به من دست می‌دهد بهتر از حسی است که زمانی که "دهیار برتر" شدم تجربه کردم.

پرتو: چگونه کتاب‌خوانی را در روستا گسترش می‌دهید؟ آیا برنامه‌ای برای آن دارید؟
ق.ی: ما طی فرآیندی، هر سال کتاب‌خوان‌های برتر را معرفی می‌کنیم. این یکی از سیاست‌های ما برای گسترش فرهنگ کتاب‌خوانی است. ما برای کتاب‌خوان‌های برتر، هدیه می‌خریم مانند تقویم رومیزی، دفتر نقاشی، مداد رنگی، مسواک و غیره. امسال، ۴۲ نفر را به عنوان کتاب‌خوان‌های برتر معرفی کردیم. معمولا این معرفی در جشن سالگرد کتابخانه صورت می‌گیرد و این جشن را عمدتا با جشن سالگرد پیروزی انقلاب همزمان برگزار می‌کنیم و در آن از دستاوردهای کتابخانه برای روستاییان صحبت می‌نماییم تا بیشتر با اهداف ما آشنا شده، ترغیب به کتاب‌خوانی شوند.

پرتو: آیا فعالیت‌های جانبی هم در کتابخانه دارید؟
ق.ی: پس از تأسیس کتابخانه به این فکر افتادیم که در اتاق کتابخانه کلاس‌های آموزش مهارت زندگی برای خانم‌های روستا برگزار کنیم و این‌گونه آنها را ترغیب به ادامه تحصیل نماییم. یکی از دلایل عمده این تصمیم این بود که روستا تا مدت‌ها مدرسه راهنمایی و دبیرستان برای خانم‌ها نداشت و حتی پس از تأسیس این مدارس نیز بسیاری از خانم‌ها به دلیل داشتن فرزند و مشغله زندگی، نمی‌توانستند در کلاس‌های همه روزه مدرسه شرکت کنند. مهم‌تر اینکه، به دلیل متأهل بودن مجاز به ثبت‌نام در این مدارس نبودند. پس ما با برگزاری کلاس‌های دوره راهنمایی، شروع به آموزش این خانم‌ها در کتابخانه کردیم. ابتدا ۱۳ دانش‌آموز در مقطع راهنمایی داشتیم، اما الآن ۱۷ دانش‌آموز در مقطع ابتدایی، ۱۱ دانش‌آموز در مقطع راهنمایی و ۸ دانش‌آموز در مقطع دبیرستان داریم. دانش‌آموزان همه خانم و بین سنین ۲۵ تا ۳۵ هستند و ۸ معلم (۲ مرد و ۶ زن) داریم که به آنها آموزش می‌دهند.
به دلیل استقبال روستاییان از این طرح، ما از سال ۱۳۹۰ طرح سواد آموزی را شروع کردیم که در آن نیز همه سواد آموزان زن و در بازه سنی ۲۵ تا ۵۵ هستند.

پرتو: بزرگترین چالشی که در این راه با آن مواجه شدید چه بوده است؟
ق.ی: یکی از چالش‌های عمده، جلب اعتماد حامیان مالی است که پیش‌تر توضیح دادم. دیگری گرفتن مجوز برای کتابخانه بود چرا که هیأت امنا متأسفانه رضایت ندادند که کتابخانه در مسجد روستا باشد. اما ما سرانجام توانستیم مشکلات مجوز را نیز رفع نماییم.

پرتو: با تشکر از شما و با آرزوی موفقیت هر چه بیشتر.
ق.ی: سپاسگزارم.

*عکس مقاله متعلق به پروژه مربوطه می‌باشد.

آموزش و توانمندسازی