شبی در پانزده سالگی، روی تختم نشسته بودم با چند لباسی که داشتم. هر کدام از لباسهایم را که بر تن می کردم، به تصویرم در آینه نگاه می کردم و خود را از یک تا ده می سنجیدم. هیچ وقت به خودم امتیازی بالاتر از سه نمی دادم. احساس می کردم بی ارزشم. برای من، این تمرینی بود که ارزش خود را نسبت به جامعه بسنجم.
خوشبختانه، چند ساعت بعد در همان شب، با خود فکر کردم که چرا خودم را سرکوب می کنم. لحظه ای به خود آمدم. تا کی باید خود را بر اساس شرایط مالی خانواده ام می سنجیدم؛ امری که در آن زمان، خارج از اختیارم بود؟ چقدر غصه بخورم؟ با خودم عهد کردم زندگی را بر اساس آن چیزی بنا کنم که می توانم به دنیا تقدیم کنم، و نه بر اساس ارزشی که دیگران در محیط اطرافم در من می بینند.
این تجربه برایم محرکی شد تا جوانان را تشویق کنم تا به جای غصه خوردن و فکر کردنِ بیهوده در مورد شرایط مالی، اجتماعی یا سیاسی شان، در خود عامل تغییر ببینند و در این مورد احساس مسئولیت بکنند. به نظر من این موضوع در کشورم زیمبابوه، که جوانان در آن از نرخ بیکاری ۹۵% رنج می برند، بسیار مهم است، که باعث شده از هر چهار شهروند زیمبابوه، یک نفر در خارج از کشور زندگی کند. سعی من در این است که احساس ناچاری، ناامیدی، و کمبود حس مسئولیت شخصی و جمعی را در میان جوانان زیمبابوه از میان ببرم تا با چالش های شخصی و چالش های اجتماع شان روبرو شوند.
این موضوع به سه دلیل اصلی مهم است: در زیمبابوه، هم دخالت برای رفع نیازهای اساسی افراد مانند آب آشامیدنی لازم است، هم برای ایجاد ظرفیت برای خودکفایی در رفع نیازهای اساسی شان. این نیاز دراز مدت بر این اساس بنا نهاده شده که می توان چنین ظرفیتی به وجود آورد؛ یعنی، آفریقایی ها می توانند مسئولیت چالش های خود را بر عهده بگیرند، و مهم است که آفریقایی ها خود این را بدانند. من همچنین معتقدم که دموکراسی سازی فقط شامل برقراری موسسات و راهکارهایی مانند انتخابات و مجلس نیست. شهروندان همچنین نیاز دارند تا با مشارکت مدنی فعال، زندگی خود را رقم بزنند. اگر جوانان باور نکنند که می توانند مسئولیت های خود را در جامعه ای دموکراتیک صرف کنند که منافع آن جامعه در ایجاد ظرفیت برای پیشرفت در آینده است، توسعه در آفریقا محکوم به شکست خواهد بود.
در همین راستا پارسال یک سازمان غیر سودده در زیمبابوه به نام Lead us today، یا “امروز ما را رهبری کن”، بنا نهادم. ماموریت این سازمان تشویق جوانان و ایجاد بسیج اجتماعی در میان آنها می باشد تا فعالیت های توسعه اجتماعی را مدیریت کنند.
“مرکز یادگیری جامعه” در محور و مرکز اقدامات ما قرار دارد. این مرکز فضایی است که در آن اعضای جامعه دور هم جمع می شوند تا بتوانند با واقعیت های دشوار در محیط اطرافشان روبرو شوند. جوانان در یک برنامۀ آموزشِ رهبری، با مسائلی همچون تغییر انطباقی و بسیج اجتماعی آشنا می شوند. دانش آموزان پروژه هایی طراحی و اجرا می کنند که با استفاده از آنها بتوانند بهتر با مشکلات موجود در اجتماع روبرو می شوند. ما همچنین با دانش آموزان و جوامع یک کسب و کارِ لباس و مُد راه اندازی کرده ایم، که در آن از استعدادهای طراحان لباس و خیاط ها در جوامع، بهره می بریم. درآمد حاصل از فورش لباس برای توسعه مهارت های کسب و کار، توسعه اقتصادی جوامع محلی، و در نهایت ایجاد اقتصاد پایدار، هزینه می شود. همه فعالیت هایی که در مرکز انجام می شوند، برای ایجاد ظرفیت جوانان و ظرفیت جامعه از طریق ارائۀ فرصت های آموزشی مختلف می باشد.
در طی هجده ماه پس از تاسیس، توانستیم به ۱۸۸ دانش آموز از هشت مدرسه در شهر بولاوایو در زیمبابوه آموزشِ رهبری ارائه دهیم. در هر یک از این مدارس، یک مرکز یادگیری جامعه وجود دارد، که با همکاری همدیگر ۴۰۰ نفر بسیج اجتماعی برای اجرای شانزده پروژۀ توسعه محلی شناسایی کرده اند. این پروژه ها شامل یک مزرعه میوه و سبزیجات برای بیماران ایدز و HIV است که نیازهای تغذیه ای خاص دارند، و همچنین نهضت های آگاهی بخشی در راستای پاکیزگی محیط زیست، که با همکاری شرکت هایی انجام می شود که تولید کنندۀ سطل های زباله هستند. دانش آموزان ما بیش از ۱۵ هزار نفر ساعت در پنج جامعه سرمایه گذاری کرده اند و بر بیش از ۱۲ هزار نفر تاثیر گذاشته اند. ما همچنین در بزرگترین شرکت های حقوقی و مراکز فرهنگی برای ۲۰ دانش آموز، فرصت کارآموزی ایجاد کردیم. در “امروز ما را رهبری کن”، ما به جوانان یاد می دهیم که می توانند و باید تغییر ایجاد کنند، و مسئولیت انجام این کار، با آنها است. ما با کاری که می کنیم، مشغول تربیت نسلی از شهروندان متعهد و مسئول هستیم که امروزه در کشور سردمدارِ توسعه هستند و در آینده نیز همین کار را ادامه می دهند.
دالاموزی ملانگا برنده جایزه نوآوری اجتماعی دانشگاهی سال ۲۰۱۱ دانشگاه هاروارد می باشد. نوشتۀ فوق اثرِ او می باشد و از این منبع برای مدرسه پرتو ترجمه شده است.


