«از تو حرکت از خدا برکت»
پرتویی که روشنایی بخشید
روزی روزگاری مردی بود که از دیدن رنج دیگران رنج میبرد. دیدن انزوا و تنهایی آنهایی که صدایی نداشتند برای او قابل تحمل نبود و با دیدن غم آنها به فکر پیدا کردن راه حلی برای شنیده شدنشان افتاد. او باور داشت که همه حق شنیده شدن دارند حتی آنهایی که هیچ صدایی برای حرف زدن ندارند. برای همین در کودکستانی که در سال ۱۳۰۳ با نام «باغچه اطفال» در تبریز تاسیس کرده بود سه کودک کر و لال را بصورت رایگان ثبت نام کرد تا راه شنیده شدن و شنیدن حرفهای تازه از طریق سوادآموزی را به آنها نیز یاد دهد.
با وجود مخالفتهای شدید و جدی اطرافیان و نظرات مایوسانهای که از در و همسایه نصیبش شده بود آموزش سواد به این سه کودک را، که مادرزاد کرولال بودند، آغاز کرد. وقتی بعد از شش ماه برای اولین بار در جشنی صدای تازه این سه دانش آموز کر و لال را به معرض نمایش برای فرهنگیان و دانشمندان تبریز و علمای خارجی و اعضای کنسولگریها گذاشت صدای شور و تشویق از هر گوشه باغچهاش بلند شد. با دیدن نوشتههای این کودکان روی تخته سیاه کوچک باغچه اطفال همه فهمیدند که برداشتن دردی از دوش انسانها تنها به نگاهی نو، ایدهای خلاق و بکر و ارادهای آهنین احتیاج دارد و هیچ مال و ثروتی جایگزین این اراده و خلاقیت نمیشود.
اما این تنها شروع راه برای جبار باغچهبان، بنیانگذار اولین مدرسه کرولالها، بود. او به آموزش تنها سه دانشآموز اکتفا نکرد و به دنبال راههایی برای پایدار کردن و ماندگار شدن این ایده نو گشت. سرانجام بعد از چندین سال تلاش، استقامت و اثبات ایدهی درخشان و تازهاش در میان مردم توانست کلنگ اولین ساختمان مدرسه کر و لال ها در تاریخ ایران را در میدان کلانتری منطقه یوسفآباد تهران به زمین زند. بدین ترتیب هشت سال بعد از تاسیس باغچه اطفال در روزنامه اطلاعات، در آذرماه ۱۳۱۱ خورشیدی این آگهی منتشر شد:
« مقتضی است کسانی که دارای اطفال کرولال هستند و مایلند اطفالشان در مدت کمی نوشتن و خواندن و حرف زدن آموخته و از فقر و بدبختی که آتیه ایشان را تهدید می کند نجات یابند. از این تاریخ عصرها از ساعت ۳ الی ۶ بعد از ظهر برای ثبت نام به آدرس ذیل مراجعه فرمایند. اطفالی که از نقاط دور دست از قبیل ولایات و ایالات فرستاده می شوند با شرایط خصوصی به طور شبانه روزی پذیرایی خواهند شد. بدیهی است آقایان مراجعه کنندگان در مراجعه به این موسسه تسریع خواهند فرمود زیرا وقتی که عده اطفال به حد کافی رسید طفل دیگری قبول نخواهد شد. نشانی : تهران خیابان ناصر خسرو مطب دکتر هوشمند.»
تلاش و پایمردی باغچهبان در این مدرسه و راهکارهای نوینی که برای بهبود شرایط کودکان ناشنوا ایجاد میکرد سرانجام موجب شد تا از اول سال ۱۳۴۵ خورشیدی کد بودجه ای در بودجه کل کشور به نام آن دبستان ثبت شود و مدرسه را برای همیشه ماندگار کند.
***
مدرسه پرتو
ما نیز در مدرسه پرتو همچون جبار باغچهبان –و همه آنان که با عملی کردن ایدههای نوینشان به درمان درهای اجتماع پرداختند—باورداریم که یک فکر و ایده زیبا میتواند پرتویی باشد که دنیای تاریک و تنهای کسانی را روشن کند و جهانمان را به جایی زیباتر برای زندگی تغییر دهد.
خدمات اجتماعی و کارهای خیریه بخشی از فرهنگ غنی ملی و مذهبی ما ایرانیان است. اما آنچه از زندگی باغچهبان ایرانی و تجربیات دیگر بزرگان سراسر دنیا باید آموخت شیوه یافتن نگاهی نو، سازماندهی دقیق، مدیریت موثر و استقلال اقتصادی این خدمات اجتماعیست که باعث ماندگار شدن و پایداریشان میگردد.
به همین منظور مدرسه پرتو با اقدام به آموزش چنین مهارتهایی با الهام از جدیدترین شیوههای بین المللی در زمینه ارائه و استقرار خدمات اجتماعی توسط بخش خصوصی کردهاست. این شیوهها که امروزه تحت عنوان کارآفرینی اجتماعی در سراسر دنیا رواج یافتهاند به نوعی استفاده از بهترین شیوههای دنیای تجارت در ارائه خدمات اجتماعی در همه زمینهها اعم از فقرزدایی، بهداشت، آموزش، محیط زیست و غیره شناخته شده اند.
این آموزشکده مجازی قصد دارد تا با ارائه دورههای آموزشی آنلاین و کاربردی به معرفی بهترین استراتژیهای مدیریتی، کارگروهی، و استقلال مالی موسسات خدمات اجتماعی در سراسر دنیا بپردازد و با ایجاد شبکهای از متخصصان کارآفرینی اجتماعی با نگاهی علمی و بهروز حوزه خدمات اجتماعی و فعالیتهای خیریه توسط بخش خصوصی را گسترش دهد.
مدرسه پرتو پروژهایست که توسط گروهی از متخصصان موسسه بینالمللی آسیا—اروپا (بنیاد اورسیا) راهاندازی شده است. بنیاد اورسیا بنیانگذار بسیاری از پروژههای توسعهای و آموزشی در زمینهی کارآفرینی اجتماعی و توسعه خدمات اجتماعی در کشورهای آسیای میانه، قفقاز و خاورمیانه است که به گسترش دانش و تجربیات کارآفرینی اجتماعی در سطح بین المللی میپردازد.
امید که مدرسه پرتو بتواند روشنی بخش باغچههایی تازه برای رشد و شکوفایی کشورمان باشد.


