ارکینگول کاراکوزوئوا: نوجوانان به جای دکتر و مهندس شدن، مهارت بیاموزند

ارکینگول کاراکوزوئوا در "کش آراکت"، سازمانی غیر دولتی در شهر "اوش" در قرقیزستان مدیر پروژه می باشد. او همچنین متخصص رفع اختلاف و برقراری صلح می باشد. او با موسسات مختلفی از جمله موسسه اوراسیا و بانک جهانی همکاری کرده و در دانشگاه شهر اوش موضوعات مربوط به رفع اختلاف درس می دهد. مصاحبه پرتو با خانم کاراکوزوئوا در زیر می آید:

در بیوگرافی شما نوشته شده که شما با مسوولان دولتی و رهبران منطقه ای در راستای توسعه اجتماعی همکاری داشته اید. می توانید این همکاری ها را توضیح دهید؟

ما از نزدیک با وزارت کار، استخدام و مهاجرت همکاری داریم؛ همانطور که می دانید، تعداد زیادی از مهاجران کارگر از آسیای میانه در کشور ما بدنبال امرار معاش هستند. ما همچنین عضو شبکه ای از سازمانهای غیر دولتی هستیم که ماهی یک یا دو بار با هم دیدار می کنیم. در ضمن جلسات متعددی در خصوص کمک به کودکان و امنیت سازمان های غیر دولتی با آنها برگزار می کنیم و ایده هایمان را در خصوص اینکه در اجتماعمان چه می توانیم بکنیم با هم در میان می گذاریم.

لطفاً چند نمونه از این ایده ها را، که باعث تاثیر مثبت در اجتماع شدند، با ما در میان بگذارید.

ما با افراد معلول، بخصوص افراد ناشنوا، کار می کنیم. مدرسه ای شبانه روزی برای ناشنوایان در نزدیکی شهر اوش وجود دارد که در آن با همکاری سازمان اوراسیا سه پروژه درآمدزا افتتاح کردیم که عبارتند از کلاس خیاطی، کلاس استودیوی عکاسی، و کلاس کامپیوتر. همه این کلاسها در حمایت از افراد با استعداد اما ناشنوایی است که در آن مدرسه حضور دارند.

با چه سختی ها و موانعی روبرو شدید؟

زیادند، و هنوز هم با آنها روبرو هستیم. ما در مقابل دیواری از تصورات منفی نسبت به افراد معلول قرار داریم. بیشتر از ۱۳۸ هزار نفر معلول در کشور ما هستند که نود در صد آنها بیکارند. این مسئله بزرگی است، و اگر به مدرسه می روند، وقتی فارغ التحصیل می شوند، به سختی کار پیدا می کنند. ما به آنها مهارتهایی حرفه ای می آموزیم که بتوانند از طریق آنها پول در بیاورند.

پس می توان با آموزش مهارتها، تصورات منفی را نسبت به افراد معلول برطرف کرد؟

نه به طور کامل، چون این موانع در اذهان ما هستند و ما نمی توانیم ذهن افراد را عوض کنیم، اما کمک می کند که پول در بیاورند. بسیاری از آنها سابقاً تحت حمایت خانواده بودند، و این مسئله بزرگی است چون اینگونه تربیت نمی شوند که خود پول در بیاورند. من موضع والدین آنها را درک می کنم، اما وقتی والدینشان دیگر نیستند چه می شود؟

همچنین سعی کردیم در دفترمان به آنها کامپیوتر آموزش دهیم. امکانات یا وسایل زیادی نداریم، اما سعی می کنیم حداقل به آنها استفاده از کامپیوتر را آموزش دهیم چون فرد ناشنوا می تواند در منزل متن تایپ کند و از منزل برای خود درآمد کسب کند.

برای مثال، در برنامه ای که تابستان داشتیم، از یک مرد جوان متخصص آی تی دعوت کردیم. او هنوز عضو تیم ماست، و هر وقت که فرصت پیدا می کنیم او را دعوت می کنیم با ما کار کند، که موقعیت خوبی است برای اینکه نشان دهیم چگونه می توان با کامپیوتر درآمد ایجاد کرد.

حمایت مالی این پروژه ها از طرف دولت است یا از طرف اجتماع، یا ترکیبی از هر دو؟

ترکیبی از هر دو. ما همیشه از طرف دولت حمایت نمی شدیم، اما الان داریم با هم همکاری می کنیم. ولی چرا و چگونه؟ برایتان مثال می زنم. دولت اخیراً هزینه کرد و از تعدادی کارگر معلول برای تعمیر جاده ها استفاده کرد. این موضوع برای ما اهمیت زیادی دارد، چون در راستای اهداف ماست، که با دولت هم همخوانی دارد. می توانم بگویم از لحاظ همکاری ها، ما در مرحله دوم فعالیت هایمان هستیم.

چگونه در سطح اجتماع حمایت مالی جذب می کنید؟

بیشتر والدین کودکان معلول مشتاقند که در هزینه بهبود شرایط فرزندانشان سهیم باشند، اما نمی دانند چگونه این کار را بکنند. آنها نمی دانند آینده فرزندانشان چه خواهد شد، همه کودکان معلول به مدرسه نمی روند و بیشتر وقت خود را در منزل می گذرانند. خیلی از آنها تا سن بیست سالگی حتی الفبا را یاد نمی گیرند.

اینجا یک مسئله اساسی وجود دارد، و آن این است سخت می توان کارفرمایی را متقاعد کرد که در انتخاب میان شخص غیر معلول و کاملاً توانمند و شخص معلول، به شخص معلول فرصت دهد. شما چگونه با این موضوع برخورد می کنید؟

این مسئله یکی از ارجعیت های ماست. ما هم اکنون در راستای تشکیل دفتر دولتی کار برای معلولان فعالیت می کنیم، که مستقیماً روی این موضوع و اشتغال معلولان متمرکز باشد.

شما همچنین در زمینه حل اختلاف در منطقه شهر اوش فعالیت کرده اید. چه نوع اختلافاتی در حوالی شهر اوش وجود دارند؟ و چگونه با آنها برخورد می کنید؟

اختلافات قومیتی، برخورد میان اقلیتها بر سر منابع طبیعی، کمبود آب، اختلافات مرزی. تحدید مرزها هنوز در آن منطقه در جریان است و اختلافات خیلی حد و حدود مشخصی ندارند، ولی ما داریم سعی می کنیم بین دو طرف پل بزنیم.

ما فقط در اوش حضور نداریم، بلکه پروژه های مشترکی را در کل دره فرگانا هم در تاجیکستان و هم در ازبکستان در دست گرفته ایم. نمی توانم بگویم که از همه اختلافات جلوگیری کردیم، اما کمکشان کردیم تا به تفاهم برسند، با هم کار کنند، با هم برنامه های اجتماعی سازماندهی کنند، و غیره.

ما همچنین پروژه "برگشت به مدرسه" را، که به واسطه سرمایه گذاری یونیسف برگزار شد، اجرا کردیم. این پروژه مهمی بود، چون ما هر بیست یا سی سال چنین اختلافاتی داریم و برای همین سعی کردیم با جوانان و کودکان کار کنیم، که نسل آینده هستند.

از روزی که شروع کردید راه زیادی آمده اید. اگر می توانستید با تجربیان امروزتان، با خودتان ده یا پانزده سال پیش صحبت کنید چه می گفتید؟ برای آنهایی که تازه قدم در این راه گذاشته اند چه نصیحتی دارید؟

می گفتم که فقط روی یک گروه هدف کار نکن، و دوره های کوتاه برای آموزش حرفه ای برگزار کن. مهاجرت نیروی کاری موضوع بزرگی است، افراد در راستای آموزش این همه وقت و پول صرف می کنند، مدرکشان را می گیرند و می روند. جوانان هم که همه دوست دارند یا وکیل بشوند یا اقتصاددان. چرا؟ دارند وقتشان را تلف می کنند!

بله، در کشور ما هم معمول این است که همه می خواهند دکتر و مهندس شوند، چرا فکر می کنید اینگونه است؟

این نگرش به فرهنگ ربط دارد. این پیشنهاد و نصیحت نسل گذشته است، و عرف این است که حرف آنها ارزشمند است، اما در این نگرش مهارتها و استعدادهای نسل جدید در نظر گرفته نمی شود. شاید باید نوعی آزمون درست کنیم که نیازها را مد نظر گیرد و همچنین مهارتها و استعدادهای موجود را در راستای آنها در افراد شناسایی کند.

سلامت و بهداشت

نظرات

afshin's picture

afshin

02.17.11

این حرف حرف قشنگی است که در کنار دکتر و مهند س شدن که مهارت های خیلی خوبی هستند می شه بچه ها را تشویق کرد که سایر مهارت ها را هم بیاموزند. یعنی قرار نیست که همه دکتر بشند. در ایران سالی 2600 نفر وارد دانشکده ی پزشکی می شن . در جامعه باید به یادگیری مهارت ها هم بهای زیادی داده بشود. مهارت ها ی زیادی هست که می شه آموخت . مهارت های تولیدی، مهارت های ارتباطی ، مهارت های فنی ، مهارت های زبانی و خیلی مهارت های دیگه . اگه همه ی این مهارت ها از نظر جامعه ارزشمند تلقی بشن در آنصورت بچه ها می تونن با یادگیری این مهارت ها احساس اعتماد به نفس بیشتری داشته باشن و موفق تر عمل کنند.

darchin's picture

darchin

02.26.11

متاسفانه اين مساله هنوز در خانواده هاي ايراني نيز جا نيافتاده كه نوجوانان بايد با توجه به استعدادهاي خود آينده شان را انتخاب نمايند و همچنين آموزش مهارت هاي زندگي خيلي مهم تر از رفتن به ده ها كلاس درسي مي باشد و خيلي درد و دل هاي ديگر..