غذای خیابانی: راه حل متحرک و خوشمزه

برای کسی که از صبح تا شب پشت میز می نشیند و به مانیتور چشم می دوزد، به هوا انداختن خمیر پیتزا و انداختن سبزیجاتی که دوستان پرورش داده اند روی آن یا به سیخ کشیدن کباب و گرداندن آن روی آتش می تواند رویایی دلنشین باشد. حتماً شما که این متن را می خوانید ایده های خوبی دارید، از غذایی فرنگی تا ترکیبی محلی.

"ماشین غذا" یا "غرفه غذا" پدیده ای است که به سرعت در شهرهای بزرگ دنیا در حال گسترش است. اما این ایده جدیدی نیست. از آب زرشک و آب آلبالو تا لبو و فالوده، فروختن غذا در خیابان سالهاست که در ایران انجام می شود. این غذاها معمولاً از نوع "هله-هوله" هستند و در نظر عموم، غیر بهداشتی و با کیفیت پایین هستند.

اما آیا لازم است اینطور باشد؟ و سوال مهمتر، آیا حاضرید با این مشکلات روبرو شوید و به طبع طباخی تان شانس بدهید؟ برای اینکه بهتر بتوانید به این سوال فکر کنید، اطلاعاتی را از گردانندگان "ماشین غذا"های موفق گردآوری کردیم.

اگر ایده شما غذایی تازه و ساخته شده از محصولات تازه است، یا غدایی که در خیابانهای کشوری دیگر به فروش می رسد، یا غذایی شیرین است، راه درستی را انتخاب کرده اید. مثل هر کسب و کار دیگر، سرمایه اولیه یکی از اولین اهداف است. یک چرخ ساده می تواند از پانصد هزار تا دو میلیون تومان قیمت داشته باشد، و برای خرید وانت یا اتومبیل مجهز به آشپزخانه و یخچال می تواند ده ها میلیون تومان لازم باشد.

قبل از خرید، نیازتان را بررسی کنید. هر چه کمتر از وسیله نقلیه تان بخواهید، قیمتش نیز کمتر خواهد بود. اگر وسیله دست دومی پیدا کردید که نیازتان را برآورده می کند، چه بهتر، چون خریدن یک اتومبیل یا وانت ساده و تبدیل کردن آن به یک ماشین غذا فروشی و مجهز کردنش به انواع وسایل لازم از پنجره فروش گرفته تا آب داغ و تنور، می تواند دهها میلیون تومان خرج داشته باشد.

بنابراین، در طراحی ماشین غذا و نوشتن طرح کسب و کار، باید در نظر بگیرید که طباخی را در محل انجام می دهید یا اینکه از آن صرفاً برای فروش استفاده می کنید. برای مثال، پختن آش نیاز به صرف وقت و انرژی زیادی دارد، اما می تواند به راحتی گرم شود و به فروش برسد. شیرینی و پیراشکی و سمبوسه نیز چنین است، و می توانند از پشت یک چرخ دستی ساده نیز فروخته شوند. اما پیتزا، کباب، غذای چینی یا مکزیکی، می بایست در محل فروش پخته شوند.

یکی از پیتزا فروشان موفق بنام بالتینگر می گوید کار گذاشتن تنور در وانت سخت ترین کار بود. پس از اینکه وسایل الکتریکی را خریدند، فهمیدند که ژنراتور لازم برای استفاده از آنها اصلاً در وانت جا نمی شود. "اوایل کار طنزی بود از اشتباهات، و تا به امروز هنوز یکی از تنورهایی که خریدیم در گاراژ خانه خاک می خورد".

ماشین غذا فروشی خیلی از مخارج یک رستوران معمولی مثل کرایه را ندارد، و مجوزی که به آن تعلق می گیرد متفاوت است. اما یکسری مخارج هست که باید در نظر گرفته شوند، مثل بیمه. بیمه یک ماشین غذا با بیمه یک ماشین معمولی فرق چندانی ندارد، اما باید هنگام خرید بیمه، شرکت بیمه را از خطراتی که احتمال آنها وجود دارد مطلع ساخت و مطمئن شد که بیمه آن خطرات را نیز پوشش می دهد. به عنوان مثال، به بیمه بگویید که پنج کپسول گاز در وانت شما حمل می شوند و مطمئن شوید در مقابل خطر آتش سوزی بیمه هستید.

موضوع دیگر مجوز می باشد. در هر محل و هر شهری، مجوزها متفاوتند، اما معمولاً در هر شهری مجوزی مخصوص برای فروشندگان متحرک مواد غذایی وجود دارد. کسب چنین مجوزی می تواند مشکل باشد، در بسیاری از شهرها، یک رقم خاصی برای حداکثر تعداد فروشندگان متحرک وجود دارد. در بعضی شهرها، صف انتظار برای گرفتن مجوز به ده سال می رسد! اجاره یا خرید مجوز در بازار سیاه در خیلی شهرها انجام می شود، اما این کار غیر قانونی است و بهتر است از راههای قانونی استفاده شود.

با وجود اینکه بسیاری از شیرینی پزی ها و رستورانهای معروف از یک آشپزخانه خانگی ساده شروع کردند، در صورت فروش خوب باید به فکر وسایل آشپزی حرفه ای باشید. وقتی خانم اکستر "دکه شیرینی فروشی"اش را پارسال به راه انداخت، یک شیرینی پزی و یک نفر شیرینی پز را برای روزی چهار ساعت استخدام کرد تا بتواند مخارج را پایین نگه دارد. در عرض یک سال، او کارش را به یک کارگاه شیرینی پزی بزرگ در حومه شهر گسترش داده که در حال ساختن دفتر و مغازه برای فروش در همان محل نیز می باشد.

در بعضی شهرها، قوانین سازمان بهداشت حکم می کند که وقتی کار تعطیل است، ماشین یا گاری های فروش غذا در اماکن خاص نگهداری شوند. لازم است هزینه پارکینگ و نگهداری را، هم برای وسیله نقلیه و هم برای غذاها، در نظر بگیرید.

یافتن محل پارک خوب برای فروش مهمترین اصل است. هر جایی که بخواهید پارک کنید، باید هزینه بپردازید. بالتینگر می گوید قبل از انتخاب محل، با مسئولان شهرداری و با سایر کاسب های محل دوست شوید. هم محلی ها در شهرهای بزرگ، این ظرفیت را دارند که شرکای خوبی باشند. برای مثال باید برای محل پر رفت و آمد و یا ملک خصوصی هزینه بالایی بپردازید. آقای اکستر قصد دارد دومین گاری شیرینی فروشش را در کنار بندر افتتاح کند و برای آن محل پر رفت و آمد و پر از مسافر، حاضر است ماهی چند هزار دلار بپردازد. بهتر است محلی که انتخاب می کنید جایی باشد که در آن، غذایی مشابه غذای شما عرضه نشود، چون هم رقابت پذیری کمتری خواهید داشت هم کسبه محل از حضور شما ناراضی خواهند بود و می توانند مشکل ایجاد کنند. در عوض، با انتخاب محل درست می توانید مشتری به محل جذب کنید و کاری بکنید که مغازه داران از حضور شما استقبال کنند.

بالتینگر می گوید "در سالی که گذشت، همه ۱۸۰ درجه تغییر کردند. اول همه می خواستند ما را از مغازه شان دور کنند، الان می خواهند نزدیکشان باشیم. با این وجود، من هیچوقت تا صد متری یک پیتزا فروشی پارک نمی کنم، چون از لحاظ اخلاقی درست بنظر نمی رسد".

معروفیت کلید رمز موفقیت یک وانت غذا فروشی می باشد. با ایجاد صفحه در شبکه های اجتماعی می توانید هر روز مشتریانتان را از غذای روز یا محلتان با خبر کنید. با ارائه دادن ترکیب درستی از غذاهای معمول و غذاهای ویژه روز، می توانید طرفداران وفاداری از میان ادارات و اماکن کار کسب کنید که هر بار به سراغ شما بیایند.

حتی از اوایل کار به این فکر کنید که چه می خواهید بسازید. ساختن یک ماشین غذا، در صورت داشتن منابع مالی لازم، کار نسبتاً راحتی است؛ اما ساختن یک کسب و کار سودزا خیلی سخت تر است. وانت شیرینی فروشی اکستر برای مراسم نیز سفارش می پذیرد، و برای افتتاحیه های مغازه های زیادی قرارداد دارد. این مراسم ها باعث سوددهی بیشتر کار او می شوند. قراردادهایی که می پذیرد اکثراً شب هستند، زیرا کارمندانی که صبح تا عصر کار می کنند برای او بهترین منبع درآمد هستند و نمی خواهد آنها را از دست بدهد. او می گوید "می توان از شیرینی فروختن در خیابان پول بیشتری بدست آورد، اما یک مراسم تضمین شده است. قرارداد را امضا می کنی و چه باران و چه آفتاب، پولت را می گیری".

مراسمات برای ماشین های غذا منبع در آمد مطمئنی هستند، چه افتتاحیه مغازه ها که فقط لازم است سوار ماشین شوی و به محل بروی، و چه پذیرایی در محل با کمک چند مستخدم. بالتینگر وقتی فهمید که در شهر او کسی پیتزای تازه در محل ارائه نمی دهد که از طرف ادارات به او سفارش غذا و پذیرایی برای کنفرانس و غیره داده شد.

توزیع در میان مغازه ها و رستورانها نیز طرفندی است که شرکت "پیییراشکی" از آن استفاده می کند. هم اکنون این شرکت محصولاتش را در میان فروشگاهها توضیع می کند و از این طریق به اندازه فروش خیابانی اش درآمد می سازد. در همین  حین، مغازه هایی که با آنها کار می کند بابت تبلیغات روی بدنه ماشین های پیراشکی فروشی، به شرکت پول می پردازند.

اشتغال و کارآفرینی

نظرات

afshin's picture

afshin

04.25.11

من خیلی دوست دارم چنین کسب و کاری را راه بیندازم. یک نکته فروش است و نکته دیگه اینکه فروشنده ی غذای خیابانی فرصت این رو دارد تا با مردم معمولی کوچه و بازار به صورت مداوم در ارتباط باشد. خیلی کار با حالی است به خصوص در شهرهای توریستی. که همه جور آدم در رفت و آمد هستند.

sin2sin's picture

sin2sin

05.05.11

ممنون جالبه.

mighat's picture

mighat

05.07.11

واقعا ايده جالبیه, قبلا چندبار بهش فکر کرده بودم
ولی در کشوری که من زندگی می کنم به دلیل گرمای هوا مردم تمام وقت خود را در اماکن سرپوشیده می گذرانند و بیشتر تفریحشان یا میشه گفت تمام تفریحشان رفتن به پاساژها و رستوران هاست به ندرت می توان کسی را در پارکها یا کلا اماکن سرباز پیدا کرد و عملا قابل اجرا نیست, ایده جایگزین من pizza vending machine هست که در حال بررسیه.