دودیدگاه

کشور: ایران

موضوع مورد بررسی: جداسازی معلولان از جامعه

«پرتو» مشغول گفتگو با یکی از دوستان تازه فارغ التحصیلش بود. امید در دانشگاه اصفهان در رشته تحقیقات توانبخشی در مقطع دکترا تحصیل کرده بود و حالا به عنوان مشاور موسسه توانا در یکی از شهرهای استان سمنان که اصالتا اهل آنجا بود، کار میکرد. امید با توجه به نیازهای جامعه، انگیزه فراوانی برای کار در زمینه رشته اش داشت. برادر امید هم یک معلول جسمی بود و همین موضوع به امید انگیزه زیادی می داد که بتواند برای هموطنانی که همچون برادر خود که از معلولیت رنج می برند کار مفیدی انجام دهد. امید دوره های آموزشی متعددی نیز در مورد رشته اش گذرانده بود، و با علم روز و آخرین روشهای آموزشی و مدیریتی در این حوزه آشنا بود. موسسه ای که امید به عنوان مدیر برنامه ریزی آموزش در آن مشغول به کار شده بود وموسسه  توانبخشی معلولان جسمی و ذهنیتوان توانا  نام داشت که  توسط متخصصان زبده و کارآمد برای چند سال متمادی به خوبی اداره شده بود. امید تنها نیروی انسانی موسسه بود که در این رشته تحصیلات دانشگاهی کسب کرده بود. بقیه کارکنان همگی از روی علاقه به این کار مشغول شده بودند و نسبتاً تجارب خوبی هم در حوزه کار با معلولین داشتند.

امید در مجموع از کارش راضی بود، اما حقیقتی که برایش ناخوشآیند بود این بود که او فکر می کرد علم روز این حرفه را آموخته و کارکنان و همچنین مدیریت موسسه  باید به عقاید و نظریات او بیشتر بهاء بدهند، و در واقع به او فرصت بدهند که ایده هایش را عملی کند.

امید برنامه های زیادی در ذهن داشت که می خواست هرچه زودتر آنها را عملی کند، برنامه های همچون کلوپ معلولین، راهپیمایی معلولین در روزهای مربوط به آنها، تورهای خارج از شهر یا کشور معلولین، فعالیت های داوطلبانه معلولین، غیره. امید با توجه به وضعیت برادرش بلند پروازیها و ایده های نوینی داشت که می خواست هر چه زودتر آنها را عملی کند. از طرفی مدیریت و کارکنان موسسه توانا فکر می کردند که سرعت امید کمی زیاد است و ایده های او که ایده های خوبی هم هستند احتیاج به زمان و مکان مناسب دارند تا عملی شوند. ایده ی اصلی امید این بود که معلولین اصلاً نباید در خانه تنها و گوشه گیر شوند. یعنی آنها تا آنجا که امکان دارد باید از خانه بیرون روند، از خانواده دور شوند و در جامعه قرار گیرند تا مجبور باشند خود به تنهایی ازعهده ی امور زندگیشان برآیند. او معتقد بود معلولان تا وقتی تنها و مجبور نباشند و زیر چتر حمایتی خانواده ها باشند، به توانایی های پیدا و پنهان خود پی نخواهند برد و از آنها به نحو احسنت استفاده نخواهند کرد.

مدیریت موسسه توانا برای نظرات امید اهمیت قائل بود ولی با توجه به شرایط محیطی، ایده های امید را حداقل در کوتاه مدت اجرایی نمی دید. در جلسه های هیئت مدیره بارها بحث های داغی صورت گرفت که در نهایت به ناامیدی امید منتهی می شد. امید از عملی بودن طرحهایش مطمئن بود و می دانست می تواند در رشد و گسترش موسسه بسیار تأثیر گذار باشد. موفقیت موسسه و محبوبیت آن نزد معلولین و خانواده هایشان می توانست آن را در مورد مسایل مالی درامنیت قرار دهد و به طبع طرحها و برنامه های آینده هم هرچه زودتر عملی گردد.

امید برای پرتو توضیح داد که با اینکه گروه خوبی در موسسه مشغول به کار هستند، ولی جلسات هفتگی آنها در مورد برنامه های آینده موسسه تا به حال نتیجه بخش نبوده است. پس از آن دیدار و گفتگو با امید، پرتو بارها با خودش فکر کرد که بهترین راه آشتی دادن این دو دیدگاه که هردو با اهمیت و قابل قبول به نظر می رسند، چه باید کرد؟ نظر شما چیست ؟

* هرگونه تشابه اسمی، اتفاقی است.

منبع عکس

آموزش و توانمندسازی

نظرات

narges's picture

narges

08.17.10

من فکر می کنم امید باید منطقی تر عمل کند و این که او فکر می کرد علم روز این حرفه را آموخته و کارکنان و همچنین مدیریت موسسه باید به عقاید و نظریات او بیشتر بهاء بدهند، و در واقع به او فرصت بدهند که ایده هایش را عملی کندواقعااشتباه می باشد زیرا که گاهی تجربیات دیگران و بهره گیری از نظرات و عقاید گروه بر آسانتر پشت سر گذاشتن مراحل طرح کسب و کار خیلی موثر است.امید باید بداند که اصرار بیش از حد بر نظرات و عقایدش ممکن است گروه را دلسرد کند و نتواند به تمام اهداف خود برسد او باید با درایت و بصورت عاقلانه عمل کند تا بتواند گروه را همراه خود کند و با حوصله و آرام به اهداف خود برسد هر گونه تعجیل در عملی کردن اهداف فقط بخاطر اینکه تنهاخود را آگاه و توانا به این امر می داند باعث شکست او میشود.

darchin's picture

darchin

10.02.10

مطمئنا بررسي سوات، نوشتن چشم انداز و بيانيه ماموريت و مشخص كردن روند كار و مسوليت هات مي تواند ميان اميد و موسسه آشتي و هماهنگي برقرار كند.

dadvar's picture

dadvar

10.02.10

شاید امید نتوانسته به خوبی ایده هایش ها بیان کند و به صورت کلی و ایده الی و ارمانی انها را بیان کرده ، ضمن اینکه ممکن است مسئولان موسسه توانا نیز از تغییر هراس داشته باشند و به این خاطر نظرات امید را بلند پروازانه بدانند. لازم است جلسه ای با حضور یک فرد بیرونی ( اما مطلع و علاقمند به بحث های مربوط به افراد معلول) در جلسه حضور به عنوان تسهیلگر حضور یابد و در ان جلسه امید به بیان نظرات و دید گاه هایش و مسئولان موسسه نیز به بیان نگرانی ها و دغدغه هایشان بپردازند در ان جلسه همچنین بررسی سوات هر کدام از دو دیدگاه نیز می تواند موثر باشد. در این صورت امید و مسئولان موسسه به احتمال زیاد می توانند به گفتمان مشترکی دست یابند

sin2sin's picture

sin2sin

10.05.10

شايد بدترين جواب براي حل چنين مساله اي \"نمي دانم\" و بي اعتنايي باشد. چون اين يك حالت برزخ مانند دارد و اول براي صاحبان دو ديدگاه ركود فكري ايجاد مي كند و كم كم مانع فعاليت هاي جمعي مي شود.
اين مسائل بايد حل شود تا دو طرف سوالي مانع در ذهن نداشته باشند. تنها راه هم مدل سواته كه من اطلاع دارم و دوستان هم اشاره كردن.

royaaa's picture

royaaa

10.05.10

امید باید ابتدا همه طرح هایی که در ذهن دارد را چارچوب بندی کند و مهمترین و واقعی ترین آن را از نظر ارزش مشخص کند و بعد از مشخص شدن هدف اصلیش به آماده کردن طرح اولیه بپردازد و بعد با نوشتن یک طرح دقیقف و مشخص کردن اهداف بیانیه ماموریت و چشم انداز کاری یک طرح خوب را به موسسه ارائه دهد طرحی که جای سوال نداشته باشد مبهم نباشد و قابل اجرا باشد.

dadkhah's picture

dadkhah

11.16.10

سلام/من با نظرات دوستان موافقم/ولیکن در جامعه ما تا فرهنگ سازی پیرامون معلولین برای مردم و مسوولین نباشد .مشکلات کمتر نمی شود.مثلا زمانی که برای معلول جسمی برای عبور از پله ها هنوز در بیشتر مکانها مکان مخصوص عبور ویلچر و غیره وجود ندارد چگونه معلول بدون دغدغه به تنهایی وارد جامعه و مکانها شود؟

dadkhah's picture

dadkhah

11.16.10

سلام/من با نظرات دوستان موافقم/ولیکن در جامعه ما تا فرهنگ سازی پیرامون معلولین برای مردم و مسوولین نباشد .مشکلات کمتر نمی شود.مثلا زمانی که برای معلول جسمی برای عبور از پله ها هنوز در بیشتر مکانها مکان مخصوص عبور ویلچر و غیره وجود ندارد چگونه معلول بدون دغدغه به تنهایی وارد جامعه و مکانها شود؟

mahisefat's picture

mahisefat

12.10.10

من فکر می کنم ابتدا امید باید شروع به فرهنگ سازی در زمینه رفتار با این توانیاب ها در جامعه بکنه. مدتی که در موسسه رعد کار می کردم از نزدیک مشکلات این عزیزان رو می دیدم که چه طور نادیده گرفته می شوند. با اینکه سرشار از استعداد و توانایی در زمینه های به خصوصی بودند، ولی نمی تونستند برای خودشون در جامعه کاری پیدا کنند چون هیچ کس یک معلول جسمی رو استخدام نمی کنه! و این باعث تاسفه! بعد از این به نظرم امید باید از بین طرح هایی که مد نظر داره، اونی که زودتر عملی می شه رو عملی کنه تا به همکارانش نشون بده که میشه. متاسفانه بزرگتر ها و کسانی که تجربه زیادی دارند، کمی محافظه کار می شوند. ولی باید به جوانان که ایده های نو در سر دارند، میدان داد تا بتوانند توانایی هایشان را ثابت کنند. امید هم باید با اجرای یک طرح موفق و کوجک خودش را ثابت کند و اعتماد همکارانش را جلب کند که طرح های بزرگتر را هم می تواند با موفقیت انجام دهد. صبر کردن هم اندازه ای دارد. نباید دست رو دست گذاشت تا یک روزی همه شرایط آماده شود. به نظرم باید دست به عمل زد. امکانات کم کم جور می شود.

naser1364's picture

naser1364

12.19.10

بلند پروازی امید به علت جوان بودن و دانسته هایش منطقی است او خوب می داند که معلولین ایران چقدر دچار عقب ماندگی شده اند، و احتیااط مدیران با تجربه سازمان نیز طبیعی است.
بنا به تجربه می گویم وقتی که می خواهیم طرح و فکر نویی را در جامعه جا بیاندازیم ابتدا باید از حداقل شروع کرده و بعد از اعتماد سازی به سراغ حداکثر برویم. احتیاط مدیران شاید ناشی از عدم اعتماد به فرد و طرح باشد امید ابتدا باید از طرحش کاملا مطمئن بوده و سپس تدریجا وارد عمل شود

saljo's picture

saljo

06.10.11

بنظر اميد علاقه دارد ولي با شرايط روز منطبق نشده است و بايد براي تغيير شرايط نيز نهايت تلاش خود را بكند
استفاده از تجربه ديگران و همچنين داشتن برنامه كسب و كار كه مخالفين و موافقين هر طرح يا ايده اي نيز از ضروريات است

sharareh's picture

sharareh

06.15.11

فکر می کنم مشکل امید این است که یک باره پروژه های متعددی را مطرح کرده است که عملی کردن همه آنها با هم خیلی دشوار است. اگر از یک پروژه شروع کند مخالفت با او کمتر می شود یا از بین می رود و وقتی آن کار جا افتاد می تواند به سراغ یک پروژه دیگر برود

hashemihamid's picture

hashemihamid

06.17.11

به نظر من امید راه های متفاوتی برای اجرای ایده هایش دارد. اول از همه امید باید ایده هایش را پرورش داده و ارزیابی کند.
سپس با دوستان خود در مورد انها مشورت کند و نقاط ضعف و قوت و همچنین فرصت ها و تهدیدهایی که برای اجرای انها وجود دارد بررسی کند
سوم در مورد هریک از ایده هایش طرح و برنامه ای تدوین کند (بیزینس پلن) بطوری که مسایل اجرایی، مالی، نیروی انسانی و امکانات و منابع مورد نیاز برای اجرای آنها را بخوبی را در این برنامه حل نموده باشد.
در مرحله چهارم این برنامه ها را در اختیار موسسه موسسه توانبخشی معلولان توانا و دیگر موسسات مرتبط قرار دهد. در صورتی که هریک مورد موافقت قرار گرفت به عنوانمشاور علمی در اجرای برنامه ها همکاری داشته باشد.
والا در اخرین مرحله خودش دست بکار شود و با توجه به توان و امکانات در اختیارش و حمایت هایی که از دیگر سازمانها و موسسات می تواند دریافت کند اقدام به اجرای انها نماید.

7piir's picture

7piir

11.03.11

با سلام
بهترین کار برای نزدیک کردن این دو دیدگاه انجام یک کار اجرائی کوچک ولی واقعی است
مدیران موسسه یکی از طرحهای کم هزینه و مورد نیاز موسسه را انتخاب و اجرای آن را با توجه به طرح مورد توافق به امید محول کنند تا اولا امید را مورد ارزیابی قرار دهند و از طرفی هم امید مشکلات اجراء و محدودیت های یک طرح عملیاتی را به عینه درک کند .
این محک خوبی برای هر دو طرف خواهد بود و مسلما امید را با واقعیت های یک طرح اجرائی اشنا خواهد نمود

saideh's picture

saideh

11.05.11

به نظر من حق با امید هست.اون باید امکان عملی کردن ایده هاش رو داشته باشه.در واقع ایده های اون در حدی که در متن مثال زده شده نه بلندپروازانه هست نه عجولانه و به راحنی هم قابل اجراست.به نظر میرسه هیات مدیره کمی کند سا غیرواقع بینانه به موضوع نگاه م یکنند.من اگر جای امید بودم به هیات مدیره پیشنهاد اجرایی کردن ساده ترین پروژه را برای شروع میدادم.و برای قانع کردن هیات مدیره به لزوم انجام اون تلاشم رو می کردم.پس از اجرایی شدن اولین ایده و مشاهده ی اجرایی شدن توسط هیات مدیره ذهنیت هیات مدیره به موضوع و ایده های بعدی من اصلاح میشد.
البته راهکار دیگر پیشنهاد یکی از این ایده ها برای اجرایی کردن به یک موسسه مشابه هست.که با همکاری خود امید انجام بشه.گاهی اجتماع ما بی اونکه واقعا کاری سخت باشه فقط از انجام اون به دلیل موانع ذهنی ابا دارند.باید یکبار دیگری کار رو انجام بده.به نظر میرسه هیات مدیره این موسسه نمی خوان پیشرو باشند بلکه ترجیح میدن که پیرو باشند.مشاهده ی اجرایی شدن یکی از این ایده ها توسط یک موسسه دیگه می تونه نویدی باشه برای هیات مدیره موسسه ای که امید در اون عضو هست.