درویش یا فقیر؟ سرمایه دار یا مرفه بی درد؟

در بسیاری از جوامع، افرادی که در مواقع بحران کار و کاسبی راه می اندازند، در جامعه انگ فرصت طلب و دزد و دیگر قیود منفی می خورند. چه بسیارند اشعار و داستانهای ادبی ایرانی که هر کدام قناعت پیشگی را بالاترین ارزشها قلمداد می کند.به راستی کدام یک از ماست که حداقل یک بار هم که شده شخص ثروتمندی را سوار بر اتومبیل آخرین مدل دیده باشیم و لااقل در دلمان، نگفته باشیم "معلوم نیست چقدر دزدیده که...

اما در عمل، دولت ها و جوامع کوشش های فراوانی می کنند تا افراد سرمایه دار را جذب خود کنند. در تحلیل های کلان، طبقه سرمایه دار یا بورژوازی، محرک اصلی اشتغال در جامعه به حساب می آید و فربه بودن و فراوانی اعضای این طبقه، امری مثبت و مطلوب  به شمار می رود.

از طرفی، منتقدان نظام سرمایه داری، به فاصله میان طبقه ثروتمند و فقیر در جامعه اشاره می کنند و این فاصله را حاصل تفکر سرمایه داری قلمداد می کنند.

در دنیای کارآفرینی اجتماعی، روشهای سرمایه داری در راستای رفع مشکل های اجتماعی به کار گرفته می شوند. همکاری میان کارآفرین اجتماعی و سرمایه داران در بخش خصوصی نه تنها موجه، بلکه لازم به شمار می آید. به نظر شما آیا تناقض میان ارزشهای بخش خصوصی و عرف جامعه ای که قناعت را ارزش و ثروت را خلاف اخلاق به حساب می آورد، مانع توسعه کارآفرینی اجتماعی می شود؟ این تفکر چه نقشی در شکل گیری افکار عمومی نسبت به کارآفرینان اجتماعی و در پی آن توسعه کارآفرینی اجتماعی در ایران می تواند داشته باشد؟

اشتغال و کارآفرینی

نظرات

sin2sin's picture

sin2sin

07.03.11

سلام/ سوال جالبیه. درسته که یک سرمایه دار می تونه در اقتصاد نقش زیادی داشته باشه اما معمولا دید منفی که درباره نظام سرمایه داری وجود داره مربوطه به\" زیر پا گذاشتن حقوق دیگری برای رسیدن به مال زیاد است\". البته این مساله گاهی درست است ولی گاهی هم نه. مثلا سرمایه داری که از طریق بازار بورس توانسته سرمایه اش را افزایش دهد. او نه حقی را پایمال کرده و نه چیز دیگری بلکه هوشمندانه سرمایه گذاری کرده. به عبارتی همان مثلی که می گوید \" پول پول میاره بی پولی درد سر\".
اما از طرفی هم جوامع آرمانگرا همه چیز را برای همه یکسان می خواهند. به نظرم ایده شرکت های تعاونی بر پایه همین طرز تفکر شکل گرفته است.
اینجا به دو مفهوم می رسیم: \" همه در یک سطحیم تلاش می کنیم تا با کمک به هم سرمایه دار شویم و با هم رشد کنیم\" یا \" سطوح جامعه مختلف است و ما آنرا پذیرفته ایم و از آن به عنوان کارآفرین اجتماعی بهره می بریم\". اولی عامه پسند تر و آرمانگرایانه تر است و ایده دوم به نظر میاد واقع بینانه تر باشه.
بنابراین اگر کارآفرین اجتماعی از سرمایه داران در جهت بهبود وضع کارآفرینی اش بهره ببرد مردم ممکن است کمی جبهه بگیرند و یا آن را از خود ندانند ولی در نهایت (به خصوص چون کارآفرینی اجتماعی است) نفع کار عاید جامعه می شود چه مردم آنرا بپذیرند و چه نپذیرند!

saideh's picture

saideh

10.26.11

من فکر می کنم قناعت در ایران یک ارزش نیست.شاید در گذشته بوده ولی الان نیست.شاید حس منفی به سرمایه داران بیشتر غبطه باشه تا نقد واقعی عملکرد اونها.
اغلب سرمایه داران در ایران سالها با خلاقیت و ایده آفرینی و تلاش فراوان سرمایه دار شدند و مورد احترام مردم هم بوده اندودر این میان برخی هم بدون کارو با استفاده از رانت و تقلب و تضییع حق مردم سرمایه دار شدند.دسته ی دوم چون مهارتی برای به دست آوردن سرمایه نداشته اند اغلب مهارتی هم برای حفظ اون ندارند.عملا مصرف کننده ی اون هستند و افزایش سرمایه شون هم از راه تولید نیست بلکه از همون طریقی هست که سرمایه اولیه ایجاد شده.
در هر صورت به نظر من اجتماع فعلی ایران از تولید سرمایه و کارآفرینی حمایت می کنه چون فامیلی وجود نداره که بیکار نداشته باشه یا مضرات وضعیت بد اقتصادی بهش آسیب نزده باشه.
مردم استقبال می کنند و من فکر نمی کنم چالش مقابل روی کارآفرینی مشکلات اجتماعی از قبیل اصالت فرهنگ قناعت باشه.
مطلب آموزش کارآفرینی در ایران که در همین سایت منتشر شده خیلی خوب چالش های واقعی مقابل کارآفرینی در ایران رو بررسی کرده و راهکارهای خوبی هم ارائه داده.