توریسم به عنوان کارآفرینی اجتماعی

توریسم، رو به رشد ترین صنعت جهان می باشد. به ازای هر توریست، سه شغل در کشور میزبان به وجود می آید. از دید کلان، ارزی که توریست ها وارد کشور می کنند اهمیت فراوانی در پیشرفت کشور دارد و از دید خرد، در اطراف افرادی که در مناطق روستایی ایران زندگی می کنند انواع منابع طبیعی، انسانی و تاریخی وجود دارد که می توان بدون دخالت از بالا، این منابع را به مقاصد توریستی تبدیل کرد. یک کلبه ساده برای یک روستایی، می تواند با کمی توجه به یک جاذبه گردشگری برای مسافران شهری تبدیل شود.

صنعت هواپیمایی، هتل، رستوران، تورهای ورزشی، اقامت گاه های سنتی، پارکهای جنگلی، کوهها و دریاچه ها همه و همه می توانند در خدمت جهانگردی به خدمت گرفته شوند. در نظام سرمایه داری، ابزار تولید کالا و خدمات از اهمیت بالایی برخوردارند و بیشترین توجه و هزینه متوجه سرپا و مفید نگاه داشتن ابزار و منابع تولید می شود. به نظر می رسد با در نظر گرفتن معیارهای زیست محیطی و فرهنگی، در صورتی که منابع طبیعی و انسانی ایران درآمدزا باشند، از آنها مراقبت شود و از انواع تهدید هایی که هم اکنون محیط زیست و همچنین آثار تاریخی و انسانی ما متوجه آنها می باشند، در امان بمانند.

از پیست اسکی گرفته تا کاروانسراهای کویری، تا جنگل های کوهستانی و آثار باستانی، در هر گوشه ایران جاذبه ای وجود دارد که می تواند مسافران را به خود جذب کند. اما تعداد مسافران به ایران، به وضوح کمتر از دیگر کشورهای همسایه و منطقه می باشد. به نظر شما چرا؟ آیا می توان یک دلیل نام برد، یا مجموعه ای از دلایل باعث شده که صنعت ایرانگردی از ظرفیت موجود عقب بماند؟

به نظر شما چگونه می توان در یک زمان هم از منابع تاریخی و طبیعی ایران مراقبت کرد، هم توریست خارجی به کشور جذب کرد و از همه مهمتر، فواید و سود حاصل را به بهترین نحو در میان افراد نیازمند به آن توزیع کرد؟

اشتغال و کارآفرینی

نظرات

sin2sin's picture

sin2sin

07.06.11

نمی دونم چرا عقب مانده ایم. شاید بتوان جواب را در کتاب \" چامعه شناسی خودمانی \" (حسن نراقی) پیدا کرد.

ولی به نظر من در کل در جامعه مان یک موج منفی بافی قوی شکل گرفته که حتی خوش بین ترین آدم ها را هم از حرکت و امیدواری بازمیدارد؛ موجی که نمی توان به کسی یا پدیده ای خاص اشاره کرد و تنها آنرا مقصر کاهلی هایمان دانست.

سرکوب، زود از پا افتادن، نیاموختن صبر و غیره به طور کل و مساله آزادی های فردی ساده، شایعاتی مبنی بر عدم وجود امنیت و عقب ماندگی در ایران از سویی و نداشتن برنامه های مدون و مستمر می تونه گوشه ای از دلایل این مشکل باشه.