این اعتیاد نباید ریشه کن شود

همیشه معقد بودم عادت چیز بدیه. هر پدیده ای اگه عادت بشه یعنی بدون فکر انجام میشه. اما تو فکرم که آیا عادت به انجام کارهای خوب (یا به تعبیری خوب) هم همینطوره؟ جدا از اون اگه این عادت ها اونقدر زیاد تکرار بشن و تبدیل به اعتیاد، بازم خطرناکن یا نه؟ حالا اگه این عادت خوبه که فعالیت داوطلبانست تبدیل به اعتیاد بشه چطور؟
اعتیاد به نظرم یعنی عادت مستمر به انجام کاری. کلمه اعتیاد معمولا با بار منفی همراهه. اما یکم فکر کنیم... حرکت های داوطلبانه هم می تونن اعتیاد تلقی بشن؟ نمی دونم چی باعث میشه یکی که تو نوجوونی در فعالیتی داوطلبانه و بر پایه یک دیدگاه انسان دوستانه شرکت داشته و بنا به دلایلی مالی دست از کار داوطبانه کشیده و حالا شده یک خبر نگار؛ بازم گرایش به این داره که خبر های گروه های داوطلبانه رو بررسی کنه. یا اینکه داوطلبی که به خاطر سوء استفاده های تعارض معابانه از فعالیت های گروهی دست کشیده، بعد از مدتی میبینی تو یک گروه دیگه فعالیت داوطلبانه داره و یا یک گروه برای خودش تشکیل میده. یا کسی که سنی ازش گذشته ولی هنوز به دنبال کمک به دیگرون دست از تلاش برنداشته و امیدوارانه و داوطلبانه با تمام مشکلاتی که داره تو جلسات بارش فکری حل مشکلات جامعه اش شرکت می کنه؛ بلکه کاری از دستش بر بیاد. یا حتی چه چیزی بعضی مواقع ما رو از مسئولیت هایی که مثلا در قبال خانوادمون داریم دور میکنه و یا اینکه می دونیم نمی رسیم باز هم داوطلب می شیم.
این حرکت داوطلبانست که ما رو معتاد اینگونه فعالیت ها می کنه یا قشنگی کار گروهی ما رو جذب خودش کرده... یا شاید هم مسئله ای در این فعالیتها هست که خاطر ما رو جمع می کنه و در قبالش بهمون تعلق خاطر میده و میگه " من تلاشمو کردم". در هر صورت اینکه من خاطرم جمع شده که دست روی دست نگذاشتم تا مغلوب بشم، مغلوب شرایط مغلوب پلیدی، بدی ... و تنها نیستم و دوستانی دارم که با هم می توانیم کاری از پیش ببریم. اینکه " ما می توانیم" می تونه فقط یک شعار نباشه، به تنهایی نمی تونه دلیل خوبی برای اعتیاد به این مساله باشه!
اینها همه خوبند اما... اگر کورکورانه باشند، اگر بی برنامه باشند، اگر پشتشان فکر نباشد، اگر کارکرد مناسبی نداشته باشند، همان عادت ناپسندی هستند که نه حق خود را در نظر می گیرد و نه دیگری و تنها به فکر ارضای نیاز به "مفید بودن" شخص است.
چه خوب گفت کتابی که چهار اصل اساسی در هر زمان را برای جلوگیری از خسران و نابودی و به تعبیری پایداری جوامع بیان کرد: به کارتان ایمان داشته باشید (کسی که به چیزی ایمان دارد آنرا عملی می کند)، عمل نیکو انجام دهید ( عملی که کار کرد مناسب داشته باشد)، به حق متوصل شوید ( هم حق خود و هم حق دیگری را رعایت کنید، اجتماع پسند رفتار کنید)، در راهتان صبور باشید (صبر در ایمان، صبر در عمل نیکو، صبر در حق و صبر در صبر)
پس در هر گام که در عمل نیکویمان بر می داریم حق را رعایت کنیم، به کارمان ایمان داشته باشیم و بر کارمان شکیبا؛ چنین قدمهایی هر گز به عادت نمی انجامد و اگر پیوسته رعایت شود منجر به اعتیاد نمی گردد.
شما چه فکر می کنید؛ آیا این اعتیاد نباید ریشه کن شود؟

سلامت و بهداشت