کارآفرینی اجتماعی و جامعه سنتی

در زندگی اجتماعی، نقش هایی هستند قبل از این که به آنها فکر کنیم، برای ما تعیین شده اند. اگر نخواهیم از کلیشه بپرهیزیم، ده ها مورد به ذهن خطور می کند. زباله را مرد یا فرزند پسر خانه به سر کوچه می برد. کودکان درس می خوانند، و بعد از ده دوازده سال، انتظار می رود به دانشگاه بروند. پیرمرد، در هر صورت جایز احترام است و در سفر، حتی اگر ده ساعت رانندگی در پیش باشد، مرد خانه تمام ده ساعت را، حتی به اسرار، رانندگی می کند. زن خانه، پخت و پز را انجام می دهد و برای کشتن "سوسک"، شوهر را صدا می زند و فرزند دختر، یا تا سن ازدواج کار نمی کند و اگر هم کار می کند، مسئول اقتصاد یا بخشی از اقتصاد خانوار نمی باشد.

احتمالاً پس از خواندن جملات فوق، با خود گفته باشید "من این طور نیستم". شاید کمی عصبانی شده باشید یا خودمانی تر بگویم، به شما "بر" خورده باشد. اما حتماً افرادی را می شناسید که حداقل در یک یا دو مورد از موارد فوق بگنجند و از دیگران هم چنین انتظاری دارند. حتی اگر در زندگی شخصی تمام نقش های از پیش تعیین شده را پشت سر گذاشته باشید و از کلیشه ها عبور کرده اید، کدام زن است که هنگام رانندگی حداقل یک بار در عمرش نشنیده باشد که "تو باید بشینی پشت ماشین رخت شویی"، یا کدام مرد است که در زمان . حتی اگر در حیطه شخصی و خانواده از نقش های سنتی پرهیز شود و نقش آفرینی بر اساس مصلحت انجام گیرد، باز با جامعه ای طرف هستیم که انتظارات آن گاهی با زنجیرهای نامرئی به شخص تحمیل می شود.

اما تاثیر این نقش ها در رفع مشکلات اجتماعی، یا دامن زدن به آنها، چیست؟ کارآفرینی اجتماعی، فعالیت و کوشش می طلبد و گذار از روش های قبلی، که کارساز نبوده اند. اما واقعیت تلخ اینجاست که قشری که از همه بیشتر به این راه حل ها احتیاج دارد، قشری است که از همه بیشتر به سنت وفادار است. برای مثال، زنی که همسرش نه به او اجازه کار می دهد و نه توان پرداخت هزینه زندگی را دارد، چه باید بکند؟ آیا ملت ها، به خصوص ملت های شرقی که در آنها سنت و عرف جایگاه ویژه ای دارد، قربانی خود هستند؟ یا این که ورود نظام و ارزش های دنیای مدرن به جامعه سنتی تعادل را به هم زده است و باید به ارزش های سنتی رجوع کرد؟

و سوالی که در مدرسه پرتو از همه برای ما مهم تر است، نظر شما چیست؟

منبع عکس

اشتغال و کارآفرینی

نظرات

saljo's picture

saljo

07.16.11

بنظر نباسد بین سنت گرایی و کارآفرینی اجتماعی تضاد دید بلکه باید بتوانیم رابطه ناشناخته سنت گرایی و کارآفرینی اجتماعی را کشف کنیم و در توسعه آن کوشا باشیم.

qobad's picture

qobad

07.21.11

با سلام
موضوع بسيار مهمي در اين نوشتار هست، گر چه فكر مي‌كنم تيتر بهتري مي‌توانست داشته باشد، با ورود الگوهاي زندگي غربي كه با رفاه و آسايش همراه است، الگوي زندگي سنتي رو به انقراض است و نقش‌ها جاي خود را از دست مي‌دهند، صحبت بر سر درستي و نادرستي اين الگوها چندان مشكل گشا نيست، اين نقش‌ها بر اساس عرف قراردادي جا افتاده‌اند و با همه‌گير شدن الگوي جديد از بين خواهند رفت، اما اي‌كاش پيام اين رويداد را مسولان زودتر دريابند و برنامه‌هاي جامع كشور را بر اساس آن همسو كنند تا به جاي دامن زدن به تضادها و ايجاد خسارت‌هاي اجتماعي و اقتصادي و حتي سياسي غير ضروري، با سرعت مناسب و شيب صحيح اين تحول به وقوع بپيوندد، در واقع تلاش براي همسو كردن اين تحولات در محيط پيرامون مي‌تواند راهگشا باشد، هر كس بايستي سهم خودش را بداند و در انجام آن كوشا باشد.

saideh's picture

saideh

10.28.11

سوال سختی هست.
من با قباد موافقم.
ضمن اینکه این گذار از سنت به مدرنیته خودش یه پروسه زمان بردار هست و به سادگی اتفاق نمی افته.در الگو برداری هم همه ی سنتها کنار گذاشته نمیشه.اجتماع یاد می گیره که برخی رو حفظ و برخی رو جایگزین کنه.البته برای بهتر عبور کردن اجتماع از این مرحله هر کسی سهم خودش رو داره اما سایت گذاری های کلان و فعالیت های غیر دولتی سازمان دهی شده و مردم نهاد بسیار می تونه به کیفیت این عبور کمک کنه.