کارآفرینی با سلول های بنیادی

ریچارد برنسون، بنیانگذار معروف مارک شناخته شده "ویرجین" که طیف وسیعی از خدمات و محصولات را، از موسیقی گرفته تا شرکت هواپیمایی ویرجین – آتلانتیک در بر می گیرد، اخیراً پا به میدان کارآفرینی اجتماعی گذاشته است. "بانک بهداشت ویرجین" نتیجه این اقدام است، که در کشور قطر بنیانگذاری شده و از حمایت یک روحانی پیشرو و حتی یک فتوا در تایید فعالیتش برخوردار است!

این زمینه ای است که برنسون در آن تبحر دارد، ایجاد شراکت های غیر معمول و ایجاد درآمد در حین کمک به اجتماع. کسب و کار بشردوستانه جدید او، ایجاد یک بانک خون بند ناف در قطر می باشد.

خون بند ناف منبعی غیر جنجالی برای برداشت سلول های بنیادین می باشد. خونی که بلافاصله پس از تولد نوزاد از بند ناف او برداشت می شود، چگالی بالایی از سلول های بنیادین در خود دارد. سلول های بنیادین برداشت شده از خون بند ناف در علاج بیش از هشتاد بیماری مرگبار به کار می رود. خون بند ناف امروزه در بیمارستان های ویژه در سراسر جهان به در خواست والدین پس از تولد جمع آوری و ذخیره می شود. این والدین هزاران دلار خرج می کنند تا این خون را در "بانک های خون بند ناف" به صورت یخ بندی شده ذخیره و نگهداری کنند تا بتوانند با استفاده از آن، بیماری های احتمالی آینده کودکانشان را درمان کنند. خیلی سریع، بازار خون بند ناف توسط کارآفرینان یافت شد و هم اکنون با سرعت زیادی در حال گسترش است. قیمت ها متفاوت است، اما سطح آنها هزاران دلار می باشد که البته برای والدین، سرمایه گذاری معقولی برای حفظ آینده کودکشان از بیش از هشتاد بیماری مرگبار به حساب می آید.

وقتی بانک های خون بند ناف نظر ریچارد برنسون را به خودش جذب کرد، اول سعی کرد با اهداء مبلغی معادل سه میلیون دلار به سرویس ملی بهداشت انگلیس، به توسعه آن کمک کند که به دلیل ماهیت دولتی این سازمان و ممنوعیت دریافت کمک های مالی از بخش خصوصی، موفق نشد. برنسون سپس سریعاً طرح کسب و کاری درآمدزا نوشت و در آن، منفعتی اجتماعی و خیرخواهانه لحاظ کرد. در این طرح، او از والدین مبلغی معادل نرخ بازار دریافت می کرد (حدود ۱۵۰۰ پند انگلیس) و سود حاصل را، پس از تامین مخارج بانک خون، به تحقیقات در این زمینه اهدا می کرد. او همچنین خونی که برداشت می شد را به دو قسمت مساوی تقسیم می کرد: نصف آن در اختیار والدین قرار می گرفت و نصف دیگر آن در اختیار بانک عمومی دومی قرار می گرفت که بتواند در اختیار دیگران (محققان، کودکان نیازمند و غیره)  قرار گیرد. در عمل، دو بانک خون به راه انداخت، یکی برای والدین و خود نوزاد، و دیگری برای نفع عمومی.

برنسون می توانست همین جا کار را تمام کند، اما ذهن پرسشگری دارد. او متوجه شد که بسیاری از گروه های قومی و نژادی، در این بانک ها کمتر حضور دارند، که اکثراً از اقوام مهاجر هستند. این افراد نه تنها به خاطر شرایط نه چندان خوب مالی دستشان از این بانک ها کوتاه است، بلکه با افزایش نمونه های موجود در بانک، این اختلاف روز به روز بیشتر می شود و بانک خون، که می بایست دارای طیفی وسیع از سلول های انواع نژادها باشد، بیشتر و بیشتر فقط یک نژاد را پوشش می دهد.

برنسون در دنیا به دنبال مکان دیگری گشت تا بتواند طرح کسب و کارش را در آنجا نیز پیاده کند و تنوع نمونه ها را افزایش دهد. کشور قطر نظر او را جلب کرد. امارتی جالب و کوچک در خلیج فارس، اما ثروتمند و دارای منابع گاز و نفت عظیم. یکی از اولین کشورهای خاورمیانه است که اسلامی شد، اما امروزه امیر قطر، که در سال ۱۹۹۵ تخت سلطنت را از پدرش به ارث برد، تفکراتی پیشرو دارد. اما همسر او، ملکه موزه بنت ناصر المسند، شخصی بود که باعث شد برنسون بانک خون جدید را در قطر بنیانگذاری کند. موزه بنت ناصر به عنوان شخصیتی فعال در توسعه علمی، تحقیقاتی و بهداشتی کشور قطر شناخته شده است و تجربه زیادی در زمینه تحقیقات پزشکی و زیست شناختی دارد.

دولت قطر، همچون دولت ایران، در حال توسعه پارک علوم و فناوری می باشد. این کشور قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ به سردمدار و مرکزِ تحقیقات و خدمات پزشکی در جهان تبدیل شود، موضوعی که نظر برنسون را به خود جذب کرد. پس از مذاکره با ملکه قطر و مسئولان پارک، برنسون اعلام کرد که نام شرکت را تغییر خواهد داد و ساختمان مرکزی آن را به پارک علوم و فناوری در قطر انتقال خواهد داد. برنسون قطر را ترکیبی ایده آل از فرصت و موقعیت می دید، که به او این فرصت را می داد تا به هدفش در افزایش تنوع نمونه ها در بانک خون برسد، بانک خون ویرجین را به یکی از پروژه های پیشرو فناوری در جهان تبدیل کند، و از حمایت دولت یک کشور برخوردار شود.

برنسون حتی توانست حمایت روحانیت را به خود جذب کند. او در اول کار یکی از چالش های اساسی را شناسایی کرده بود، که عبارت بود از متقاعد کردن مردم قطر به مشارکت با بانک خون و همراه کردن آنها با پروژه. به همین دلیل، او نزد روحانیت قطر رفت و توانست نظر یکی از روحانیون پیشروی قطر را به نام یوسف القرضاوي به خود جذب کند، که فتوایی در تایید برداشت خون بند ناف صادر کرد و مشارکت در این زمینه را امری مستحب اعلام کرد.

کسب و کار برنسون گرفت، و دولت قطر هزینه پروژه را متقبل شد. آمار متوسط تولد در سال ۱۶ نوزاد به ازای هر ۱۰۰۰ نفر می باشد، یعنی به ازای جمعیت ۸۵۰ هزار نفری قطر، به طور متوسط ۱۶۰۰۰ نوزاد در سال متولد می شود. هزینه برداشت و نگهداری خون بند ناف این تعداد نوزاد برای دولت قطر زیاد نیست، مخصوصاً با توجه به این که تولد ها در چند بیمارستان به خصوص انجام می گیرند، که هزینه مدیریت و تجهیزات لازم را کاهش می دهد.

کسب و کار اجتماعی برنسون هم موفق بود؛ او توانست یک بانک سلولهای بنیادین از خون بند ناف در یک پارک علمی پیشرو در جهان بنیانگذاری کند، تنوع سلول های بنیادین را افزایش دهد، و حمایت مسئولان و جامعه مذهبی را به خود جذب کند.

طرح کسب و کار بعدی او، پروژه ای سودزا با هدف فرستادن مسافران بخش خصوصی به فضا با استفاده از موشک های فضا پیما می باشد.

اشتغال و کارآفرینی