کارآفرینان اجتماعی و دریاچه ارومیه

دریاچه ارومیه به شدت به کویر ارومیه تغییر شکل می دهد. این دریاچه که بزرگترین دریاچه داخل کشور است (دریای مازندران به مثابه بزرگترین دریاچه جهان در مرزهای سرزمین ایران محصور نیست) به دلیل احداث دهها سد درمسیر رودخانه های منتهی به دریاچه، حفر چاههای عمیق با مجوز و بی مجوز در حوزه آبریز دریاچه، سوء مدیریت و خشکی هوا به شدت به سمت خشک شدن حرکت می کند. موضوع این یادداشت تحلیل دلایل این رویدا اسف بار و فاجعه آمیززیست محیطی نیست. ما امیدواریم که دریاچه به مدد تلاش هایی که ممکن است به بار نشیند دوباره زنده شود. از سوی دیگر یک سناریوی بسیار محتمل این است که این اتفاق نیفتدو دریاچه به طور کامل خشک شود. حال چه باید کرد؟ موضوع این یادداشت اشاره به نقشی است که فعالان نهادهای کمک رسان و کارآفرینان اجتماعی می توانند و باید در صورت کویری شدن دریاچه ایفاء کنند.

اجازه دهید با توجه به رویدادی که در دریای آرال در اتحاد جماهیر شوروی اتفاق افتاد و دریای آرال را به شوره زاری تبدیل کرد و اثرات بهداشتی و اجتماعی این رویداد، نگاهی به سناریوی دریاچه ی ارومیه بیندازیم.

نخست: در دریای آرال چه اتفاقی افتاد؟

دریای آرال یا به زبان پارسی دریاچه خوارزم یکی از چهار دریاچه بزرگ جهان بود با وسعتی بالغ بر ۶۸۰۰۰ کیلومتر مربع. از دهه ۱۹۶۰میلادی،  اتحاد جماهیر شوروی برای انجام یک پروژه بزرگ کشاورزی رودخانه های منتهی به دریاچه را منحرف کرد . مهمترین این رودخانه ها آمودریا و سیرا هستند. محصول اصلی مورد توجه در این پروژه کتان یا به عبارت دیگر طلای سفید بود. اتحاد جماهیر شوروی در نظر داشت که با تولید بالای کتان یکی از صادر کنندگان عمده ی این محصول در دنیا شود.  کانال هایی که برای این منظوراحداث شد بسیار ابتدایی و ضعیف بودند به طوری که تا ۷۰ درصد آب در طول مسیر انتقال با کانال ها هدر می رفت. در نهایت اتفاقی که نباید می افتاد، به وقوع پیوست. دریاچه آرال تقریباخشک شد. امروز زیر ده درصد دریاچه زنده است.

با خشک شدن دریاچه،  صنعت ماهیگیری و گردشگری به کلی از بین رفت. اتفاق بعدی نمک ، سموم و مواد موجود در خاک دریاچه بود. حالا این مواد در معرض باد بودند. با هر طوفان و وزش باد نمک ها و املاح بستر دریاچه به سویی می رفت. اقتصاد مناطق اطراف دریاچه به خطر افتاد و ویران شد. خاک شور شد.نمک ها و سموم بیماری تنفسی، پوستی ، سرطان و سایر عوارض بهداشتی را موجب شدند.

سموم دریاچه ها از کجا می آیند؟

در کشور ما همچون شوروی سابق سموم آفات نباتی و کودهای شیمیایی در زمین های کشاورزی بسیار بیش از میزان های مجاز مصرف می شوند. این سموم در طی دهه ها از طریق آب هایی که به دریاچه وارد شده اند در دریاچه تلنبار گشته اند. در واقع با خشک شدن آب دریاچه،  سموم در خاک بستر دریاچه قرار می گیرند و به همراه نمک منبع ایجاد مشکل خواهند بود.

درواقع خشک شدن دریاچه فقط ازبین رفتن یک منظر زیبا نیست. خشک  شدن دریاچه یعنی افزایش سرعت تخریب سرزمین و نابودی معیشت مردمان حوزه ی دریاچه . خشک شدن دریاچه یعنی افزایش بیماری های مردمان حوزه ی دریاچه .

آسیب پذیرترین بخش جامعه پس از خشک شدن دریاچه نوزادان و کودکان هستند. درواقع سموم صنعتی، آفات نباتی و فلزات سنگین که طی دهه ها در دریاچه حل شده اند اکنون فرصت پیدا می کنند که با ترکیبی از نمک دریاچه و از طریق باد و طوفان به سایر نقاط منتقل شوند. سپس این سموم وترکیبات مضر از طریق آب آشامیدنی، تنفس و مواد غذایی وارد بدن مردمان حوزه می شوند. در این بین نوزادان و کودکان برای انتخاب غذایشان انتخاب های زیادی ندارند. نوزادان معمولا از شیر مادر تغذیه می کنند که سموم می تواند از این طریق وارد بدن نوزادان شود. از طرف دیگر بیماری های تنفسی در منطقه افزایش پیدا می کند.ریسک سرطان هم افزایش پیدا می کند. بسیاری از این اثرات دراز مدت خواهند بود. در واقع نمی شود همه ی این اثرات را در یک نسل ملاحظه کرد.

در حوزه آرال اتفاقات پیش گفته یکی یکی به وقوع پیوست. اکنون کشورهای مشترک در حوزه ی آرال بالاترین میزان های مرگ و میر نوزادان را دارند. در حالی که دربقیه نقاط دنیا در طی یک دهه ی اخیر ( به غیر از افغانستان) میزان مزگ و میر نوزادان کاهش پیدا کرده است در حوزه ی آرال این میزان ها افزایش پیدا نموده است.

حال چه باید کرد؟

فعالان حوزه کارآفرینی اجتماعی می توانند دست به کار شوند. باید گونه های گیاهی و کشاورزی جدید که مقاوم به شوری باشند به منطقه معرفی شوند. باید آموزش های لازم به مادران داده شود تا میزان ارتباط با عوامل پیش گفته کمتر شود. باید سامانه های حمایت از معیشت بخش هایی که معیشت خود را از دست خواهند داد از همین الان طراحی شود. باید فکر شود که چکار می شود کرد تا مردمان کمتر دچار مشکلات اقتصادی شوند. باید تلاش کرد که معماری بناها را با شرایط جدید وفق داد. شرایط جدید یعنی اینکه در منطقه دریاچه ارومیه اگر قبلا یک دریاچه بود ( به فرض سناریوی عدم احیای دریاچه ) اکنون یک کویر است. باید دید مردمان کویر چگونه در مقابل بادهای  کویری و شوره زار ونمک مقاومت می کنند باید این شیوه ها را به مناطق دریاچه ارومیه هم منتقل کرد. باید سعی کرد و دید چگونه می شود آب های زیرزمینی که شور خواهند شد را دوباره احیاء کرد. باید دید مردمان شهرهای کویری ما چگونه تغذیه می کنند که شوری آب ( یا لب شوری آب) آزارشان نمی دهد.

مطالب پیش گفته شاید سیاه باشد .شوربختانه این واقعیتی است که به احتمال زیاد اتفاق خواهد افتاد. البته ما امیدواریم که چنین نشود. هم دعا می کنیم هم امیدمان را ازدست نمی دهیم ولی اگر شد چه؟ اینجاست که کارآفرین اجتماعی سعی می کند که کاری کند. اینجاست که سعی می کند که از همین امروز این تغییر بزرگ اقلیمی را جدی بگیرد.

به امید زنده ماندن دریاچه ی ارومیه

برای مطالعه بیشترمی توانید به منابع ذیل مراجعه کنید:

http://www.adb.org/Documents/Presentations/RC_Shared_Water/Ataniyazova.pdf

http://en.wikipedia.org/wiki/Public_health_problems_in_the_Aral_Sea_region

http://www.irinnews.org/InDepthMain.aspx?InDepthId=13&ReportId=60534

http://mohammaddarvish.com/desert/archives/6432

منبع عکس: مهر

محیط زیست