پرورش کودکان کارآفرین از زبان کارآفرینان

داستانهایی هست که در هنگام شنیدن، از خود می پرسی "چطور این کار را کرد؟". مثل داستان ابی، که هنگام سرخ کردن گوشت به همراه پدرش و گرفتن روغن آن به وسیله دستمال کاغذی، دستگاه ساده ای اختراع کرد که چربی گوشت هنگام پختن در ماکروفر از آن به پایین می چکد. او با اختراع این دستگاه ساده در سن ۸ سالگی، به مادر و پدرش کمک کرد که خانه رویایی شان را خریداری کنند و سرپرستی چند فرزند خوانده دیگر را بر عهده بگیرند.

اما اگر با خود روراست باشید، سوال واقعی شما این است که "چه کار کنم که فرزند خودم کارآفرین شود؟" جوابِ معمول، این است که به جای پول خواستن، آنها را تشویق کنید که مثلاً شربت بفروشند یا در ازای کار در خانه، پول بگیرند. اما کارآفرینان و متخصصان آموزش می گویند جوابِ درست، عمیق تر از این حرفهاست.
خبرِ خوش این است که مجبور نیستید تلویزیون را قطع کنید. درست است که بعضی کودکان در خانه معلم خصوصی دارند و هیچ وقت تلویزیون نگاه نمی کنند، اما "کَسیدی"، مخترع "جا مداد شمعی"، می گوید که بیشتر ایده هایش از تلویزیون می آید. کسیدی هنگام کلنجار رفتن با تکه های شکسته مداد شمعی، یک لوله کوچک پلاسیتیکی پیدا کرد تا بتواند آن را راحت تر بگیرد.

البته او وقتی جلوی تلویزیون می نشیند، همیشه در حال کاری مثل ساختن جواهر یا کار دستی است. پدرِ او می گوید کافی نیست که فرزند، مودب و سر به راه باشد، به آنها چیزهای زیادی بدهید تا با آنها "ور" بروند و بازی کنند. برای مثال، کسیدی در هنگام تماشای تلویزیون، با استفاده از سیم مفتول و خمیرِ بازی حبوان می ساخت.

بعضی کودکان نسبت به وسایل هنری عکس العمل نشان می دهند، در حالی که دیگران اسباب بازی های فنی تر مانند لگو یا آجرِ بازی را ترجیه می دهند. مورد علاقه فرزندتان را پیدا کنید و آنها را تشویق کنید که هر چه که هست، آن را توسعه و گسترش دهند. او همچنین می گوید بالای سرشان نایستید، کنار آنها بر زمین و یا پشت میز بنشینید و به آنها کمک کنید و آنها را تشویق کنید.

آرتور، بنیانگذار فروشگاه های زنجیره ای "انبار خانه" و صاحب یک تیم فوتبال است. او می گوید که کودکان خود را تشویق کنید تا دائم سوال بپرسند و ذهن جستجوگری برای خود بسازند. او می گوید "اسباب بازی های درست برایشان بخرید، کارهایی که در آنها خودشان باید یاد بگیرند چکار کنند". او می گوید نگذارید راحت باشند و روزهای خود را در شرایط یکسانی سپری کنند. او همچنین پیشنهاد می کند "هنگام بیرون رفتن و سفر، به رستوران هایی با غذاهای جدید بروید و خارج از محدودۀ آسایش شان بروید".

پیر امیدیار، بنیانگذار ای-بی، می گوید تجسس و پرسش درس های مهمی هستند. "به نظر می رسد کودکان در شرایطی که کنجکاوی آنها را بر می انگیزد و به آنها اجازه می دهد دنیا را با ترجیحات و انتخاب های خودشان جستجو کنند، بهتر عمل می کنند". او در زمان کودکی، به خاطر پیشینه پدر و مادرش با دو فرهنگِ ایرانی و فرانسوی آشنا شد. "با روبرو شدن با دو فرهنگ از زمان کودکی آموختم می توان در مقابل شرایطی یکسان، نظرات مختلفی داشت، و همیشه لازم نیست کارها را همانطور که همیشه انجام می شده، انجام داد".

شارما، مدیر موسسه جهانیِ کارآفرینیِ خانواده، می گوید ارزشهای دیگری نیز به اندازه کنجکاوی مهم هستند، مانند دقتِ عمل و ثبات احساسی. والدین باید کاری با کیفیت بالا در زمان مقرر طلب کنند، چه کارِ خانه باشد، چه درس باشد و چه پروژه ای تفریحی. والدین نیز باید خودشان نمونه ایده ال باشند و پاسخگو، شفاف و مورد اعتماد باشند و در زمانِ حساس، احساسات خود را کنترل کنند.

در همین راستا، آنها را جدی بگیرید. شاید راحت تر باشد که آنها را جلوی تلویزیون بنشانید و به آنها بگویید "دست نزن، من انجام میدم"، یا وقتی ایده ای داشتند به آنها بگویید "نه بچه جان نمی شود، بزرگ شدی می فهمی"، اما تمامی کودکان و والدینی که در تنظیم این متن با آنها مصاحبه شد، می گفتند که بسیار مهم است که کودکان خود را جدی بگیرید. وقتی به مشکلی برخورد کردید، نظر آنها را جویا شوید، و بپرسید "به نظرت چه باید کرد؟" یا اگر ایده ای داشت که چیزی بسازد، به او بگویید "بسیار خب بیا با هم بنشینیم ببینیم چطور این کار را بکنیم".

میان کمک و دخالت، مرز باریکی وجود دارد. از یک طرف، باید فشار بیاورید که کار خود را گسترش دهید، و پس از تشویق بپرسید "خب حالا میخای بعدش چیکار کنی؟" از طرفی دیگر، نباید بیش از حد وارد کار او شوید و با این وسوسه درگیر شوید که کار را به دست بگیرید تا زودتر تمام شود. گرِگُری، مخترع "مچ گرم کن"، می گوید مادرش در کارش زیاد دخیل بود، اما بسیاری از دوندگی ها را خودش انجام می داد. مادرش می گوید "بگذارید اشتباه کنند. تماشای این که بچه خودش را برای شکست آماده می کند، دشوار است. دشوار است که اجازه دهید درد بکشند. اما وقتی درد کشیدند، متوجه می شوند که درد آنقدر ها هم که فکر می کردند زیاد نیست، و به حرکت خود ادامه می دهند".

آرتور می گوید زمین ورزش، کلاسِ خوبی برای یادگیری ارزشهای کارآفرینی است. "هر بار پیروز نشدن، و کارِ تیمی، درس های خوبی برای کارآفرینی هستند". کارآفرینان، مانند کوهنوردان هستند، از حاضرند خود را در معرض خطر بگذارند، و وقتی در معرض خطر قرار گرفتند، محتاط می شوند و اطراف را نظاره می کنند تا ریسک را کم کنند".

اما مهمترین راه برای آموزش کارآفرینی به فرزندان، این است که خودتان کارآفرینی کنید. آرتور، نمونه های زنده ای از کارآفرینان را در کنار خود داشته است. "وقتی پدرم کار فروش عمده دارو را آغاز کرد، 39 سال سن داشت. وقتی من 15 ساله بودم، در سن 44 سالگی در گذشت. مادرم، که 37 ساله بود، تجربه کسب و کار نداشت، اما در نوع خودش ریسک پذیر بود. او کسب و کار را توسعه داد و بعد، آنرا به یک شرکت داروسازی بزرگ فروخت".

بنیانگذار شرکت خرید و فروش اینترنتی "سکاترید" می گوید برای او بزرگترین درسِ کارآفرینی، قانونِ طلایی اخلاق بود، که مادرش به او یاد داد: آنچه بر خود می پسندی بر دیگران بپسند، و برعکس. "توجه می کردم و با دیگران طوری برخورد می کردم که می خواستم با خودم برخورد شود. آنچه که آموختم، بعداً اساس طرز برخوردم با مشتریان شد".

مطلب فوق از وب سایت وال ستریت ژورنال و وب سایت اخبار ای.بی.سی برای مدرسه پرتو ترجمه شده است

اشتغال و کارآفرینی

نظرات

maryammolavi's picture

maryammolavi

10.07.11

خوش حال شدم که بدون اینکه این موارد را به صورت آکادمیک بدونم ،بیشتر از روی حسم با بچه ها تقریبا همین رفتاررا میکردم

جالب بود

saideh's picture

saideh

10.08.11

بسیار جالب بود.من برای برخورد با کودکان اطرافم درسهای جالبی گرفتم.