مالکیت معنوی و تیغِ دو لبۀ حق نشر و طبع

"حق طبع و نشر" یا "کپی رایت"، از جایی شروع شد که افرادِ خلاق خواستند از اختراعات خود ارزش افزوده کسب کنند، تا بتوانند تمام وقت به خلاقیتشان بپردازند. حمایت از حقوقِ اشخاص یا طبقه ای خاص در نظر نبود، بلکه باید نقش این افراد در ساختنِ فرهنگ و علوم در جامعه به رسمیت شناخته می‌شد و به آن بها داده می‌شد تا انگیزه برای خلاقیت و نوآوری به طور پایدار ایجاد شود. این مفهوم در زبانِ فارسی، مالکیت فکری یا معنوی نامیده می‌شود و برای اولین بار  در انگلیس، در پی به وجود آمدن صنعت نشر مطرح شد.

اینترنت، بر مالکیت معنوی فشارِ زیادی آورده است. هزینۀ بازنشرِ انواعِ تراوشات فکری در عصرِ اینترنت به حدی پایین آمده است که نظارت یا اعمالِ حقوق معنوی در رسانه های دیجیتالی اعم از رسانۀ صوتی، تصویری، و نوشتاری تقریباً غیر ممکن شده است.  مهمترین توافقنامه بین المللی در رابطه با  مالکیت معنوی "توافقنامۀ بِرن" می باشد که اعضای سازمانِ تجارتِ جهانی، همگی عضوِ توافقنامۀ برن محسوب می شوند. ایران، به عنوانِ عضوِ ناظرِ این سازمان، شامل توافقنامه برن نمی شود اما عضو سازمان‌های دیگیری همچون پیمانِ پاریس، پیمان ممنوعیت و جلوگیری از واردات، صادرات و انتقال مالکیت آثار فرهنگی، و سازمانِ جهانی مالکیت فکری می‌باشد.

در داخلِ ایران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمانِ پژوهش های علمی و صنعتی ایران (وزارت علوم) و سازمان ثبت اسناد و املاک کشور (قوه قضاییه) نظارت بر حقوق معنوی را بر عهده دارند. به گفتۀ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، "قانون مالکیت معنوی کنونی، پاسخگوی نیازهای امروز جامعه نشر نیست". طبق گزارش وال ستریت ژورنال، قوانین موجود در زمینه مالکیت فکری ناکافی هستند و دزدیِ نرم افزار به وفور دیده می‌شود. همچنین کپی برداری از طرح‌های صنعتی و علائمِ ثبت شده و سرپیچی از حقوق طبع و نشر در ایران گسترده است.

این موضوع، مختص ایران نیست. بسیاری از کشورهای در حالِ توسعه که قراردادهای بین المللی را پذیرفته اند و حتی عضوِ سازمانِ تجارتِ جهانی می باشند، برای دست یافتن به مزایایِ عضویت در این سازمان و پذیرفتنِ معاهدات، مسئولیت های گسترده ای را پذیرفتند تا در این کشورها از مالکیت معنوی حفاظت شود. این مسئولیت ها شامل طرح های صنعتی، علائمِ ثبت، گونه های مختلف گیاهی و جانوری و اطلاعاتِ محرمانه در خصوص بازار می باشد.

هزینۀ اعمال کردنِ قوانینِ مربوط به مالکیت معنوی، مبلغ قابل توجهی می باشد. در برخی کشورها مانند مکزیک و کرۀ جنوبی، قوانینِ لازم برای حفاظت از مالکیت معنوی به اجرا گذاشته شده است. در کشورهای دیگر مانند برزیل، برخی از قوانین به اجرا گذاشته شد و در برخی معاهداتِ دیگر، بازبینی به عمل آمد؛ اما بسیاری از کشورها به تعهدات خود در زمینه مالکیت معنوی عمل نمی‌کنند. حتی در کشورهایی که قوانینِ موجود کافی هستند، اجرای آنها باید توسطِ بخش های مختلف دنبال شود، مانند دادگاه ها، بخش اجرایی، و پلیس و گمرک، که به خاطر ملاحظاتِ مالی و بودجه، سختگیری در این زمینه کمتر است.

از نظر بسیاری از پژوهشگران و سیاستمداران، سودی که کشورهای در حالِ توسعه از پشت کردن به حقوقِ معنوی می‌برند بیشتر از زیانشان باشد، زیرا در حالی که درآمد قابل توجهی بابت ثبت اختراعات و آثارِ معنوی و فکری کسب نمی‌کنند، در صورتِ پایبندی به این قوانین باید هزینۀ هنگفتی بابتِ استفاده از فناوری‌ها، طرح‌های صنعتی، و دیگر دستاوردهای فکریِ کشورهای توسعه یافته بپردازند. سال‌هاست که فیلم های معروفِ هالیوود در ایران با ترجمه و سانسور توسط سازمانِ صدا و سیما پخش می‌شود. این فیلم ها در برخی سینماها نیز به نمایش گذاشته می‌شوند. فیلم‌های کپی برداری شده، بعضاً به صورت فیلمبرداری شده در سینما، زودتر از کشورِ سازنده در اختیارِ افراد قرار می‌گیرد. هیچ کدام از این موارد با هماهنگیِ صاحبِ اثر انجام نمی‌گیرد. علم و دانش نیز از این قاعده مثتثنی نیست و کتاب‌هایی که در دانشگاه‌ها آموزش داده می‌شوند، ترجمۀ کپی برداری شده از کتابِ خارجی می‌باشد. با توجه به این که قوانینِ مربوط به مالکیت معنوی در ایران فقط شاملِ حالِ افرادِ ایرانی می‌شود، وب سایت‌های معروفِ غیر قانونی که برنامه‌های کامپوتری را به طور کلان به اشتراک می گذارند، به ایران روی آورده اند و سِروِر‌های ایرانی میزبانِ آنها می‌باشد. این در حالی است که این پایگاه های اینترنتی، در کشورهای دیگر اجازه فعالیت ندارند. حال باید دید هزینۀ اعتبارِ از دست رفته بیشتر است، یا سودِ حاصل از میزبانی این سایت‌ها.

از طرفی دیگر، فرهنگ و ادبیاتِ  شرقی به طور کلی و در ایران به طور خاص، محصولی است که در نقاطِ مختلفِ جهان تولید و بازتولید می‌شود و به نظر می رسد در صورتِ حفظ این منابع، کشورِ ایران بتواند از ثبت و بهره برداری از میراثِ تاریخی و هنری خود بهره ببرد. جوانانِ نخبۀ ایرانی نیز در رابطه با ثبت دستاورد های خود احساسِ نیاز می‌کنند. طبق آخرین آمار، سالانه ۱۸۰ الی ۲۰۰ هزار نخبۀ ایرانی از کشور مهاجرت می‌کند و ایران، در زمینه فرارِ مغزها رتبه اول را به خود اختصاص داده است. به نظر شما آیا رابطه ای بین فرار مغزها و عدمِ وجودِ مالکیت معنوی در ایران وجود دارد؟

عدم رعایت مالکیت معنوی یکی از دلایل عدمِ پویایی در اقتصاد ایران به شمار می رود. آیا قوانین مربوط به مالکیت معنوی، در زندگی شما تاثیر داشته اند؟ به نظر شما آیا باید برای حفاظت از مالکیت معنوی و فکری، اقدامات بیشتری صورت بگیرد؟ یا این که "حق طبع و نشر" یا "کپی رایت"، ابزار دیگری است برای باج گیریِ کشورهای توسعه یافته از کشورهای در حالِ توسعه، و جامعۀ هنری و خلاق، در پرتوی ضوابط کمتر رشد می کنند؟

حقوق و قوانین

نظرات

saideh's picture

saideh

11.01.11

از انتشار این مطلب متشکرم.به خصوص سوالات آخر سوالات دقیق و عمیق و متفاوتی هستند.
من فکر نمی کنم مساله باج گیری باشد.بهر ترتیب این حقوق هم مثل سایر حقوق بایستی محترم شمرده شود و میزان گردش مالی که ایجاد می کند نباید شبهه ی باج گیری را ایجاد کند.به هم تنیدگی اقتصاد و دانش و فرهنگ انکار ناپذیر است.از آنجا که سهم قابل توجهی از تولیدات مشمولین مالکیت معنوی حاصل کار اذهان نخبگان و افراد خلاق است به نظر میرسد رعایت مالکیت معنوی موجب حفظ سرمایه ی انسانی کشورهای توسعه نیافته و در درازمدت رشد اقتصادی مضاعف آنها خواهد شد.به نظر میرسد اگر سیاستهای کلان به سمت منافع درازمدت بچرخد امکان رعایت و اجرای مالکیت معنوی بیشتر خواهد شد.

7piir's picture

7piir

11.01.11

سلام
بسیار ممنونم از این مطلب و توجه شما
مواردی را که عنوان فرمودید فقط بخشی از مشکلات است
بطور مثال خیلی از نویسندگان و مولفین فقط در یک یا دو بار چاپ اثرشان حقوق خود را دریافت میکنند و برخی از ناشرات با چاپ های مجدد و در برخی از موارد عدم درج تیراژ صحیح ، حقوق نامبردگان را زیر پای میگذارند تازه وضع در نشر بسیار بهتر از باقی موارد است .
فقط بخاطر انکه به نکته بسیار حساسی اشاره نمودید و ان فرار نخبگان در کلیه رشته ها بر آن شده که بگویم این فرار در 50 سال آینده باعث فقر شدید کشور از نظر بهره هوشی / هیجانی خواهد شد و تازه آن زمان است که هزینه های این اشتباه بزرگ نمایان خواهد شد .
فاجعه ای که تا پانصد سال گریبان نسلهای اتی را خواهد گرفت ان زمان که نفت و گاز و معادن کشور رو به افول خواهد گذاشت و دیگر محلی برای درآمدهای باد آورده وجود ندارد .
لذا خواهشمندم در این خصوص هم مطالبی عنوان بفرمائید

maryammolavi's picture

maryammolavi

11.02.11

بله به طور خاص
شوهر من رادیاتور بدون آب را برای مناطق کم آب طراحی کرد و هر چه تلاش کرد نتوانست از کپی کردن آن توسط سازنده جلوگیري کند

omid84's picture

omid84

11.03.11

چه موضوع جالبی
در چند وقت گذشته خیلی به این موضوع فکر کرده بودم. متاسفانه در ایران نه قوانین سفت و محکمی وجود دارد و نه فرهنگ مردمی. از کپی انواع فیلم و آهنگ گرفته تا ایده های تجاری و ... این قدر برای همه ما عادی شده است که اصلا فکر نمی کنیم شاید این کار نادرست باشد.
در اولین بررسی ها متوجه شدم که به قول معروف از خودم باید شروع کنم و الان چند وقتی است که فیلم های ایرانی و آهنگ های ایرانی که دارای آلبوم مجاز هستند را به صورت ارجینال خریداری می کنم.
به نظرم برای تغییر این اوضاع ، ازدیاد حرکت های مردمی مانند ان.جی.ا های حمایت از مالکیت فکری یا تشکیل انجمن ها و دیگر سازمان های مردم نهاد ، می تواند به مجلس و دولت فشار وارد کند تا قوانین اصولی تر و اجرایی تری را ایجاد کنند.

در مورد سوال آخر مقاله هم فکر نمی کنم این کار نوعی باج گیری باشد و از طرفی وجود قانون مالکیت فکری ، به نظرم باعث رشد جامعه هنری خواهد شد. زیرا باعث توانمند سازی هنرمندان واقعی می شود که معمولا از آثار هنری خویش ، بهره مالی کافی نبرده اند.

darchin's picture

darchin

11.08.11

به نظر من مي تونه ربط داشته باشه فقط مساله اصلي در ايران اينه كه همه شعار مي دن ولي خودشون مجري خوبي نيستند.