استفاده بهینه از فرصت ها

نام مصاحبه شونده: مایک تی

نام موسسه: الون

سال تاسیس : ۳۱ دسامبر۲۰۰۷

تعداد کارمندان :۵

در مورد موسسه:
الون یک موسسه غیر انتفاعی در کشور مالزی است که در نظر دارد از طریق تکنولوژی مدرن و نوآوری در این زمینه امکانی برای هنرمندان از طبقه فرودست فراهم آورد تا بتوانند بدون واسطه برای محصولاتشان در دنیا بازاریابی کنند.
همچنین بخشی از درآمد کسب شده مثل برای خرید کتاب برای مدرسه یک محله در وب سایت صرف می شود و برای این منظور هدف کوچکی مثل جمع آوری ۱۰۰ دلار در وبسایت تعریف می شود. وقتی خریدار از وبسایت خرید می کند الون بخش کوچکی از این پول را برای هدف یاد شده کنار می گذارد و بعد از اینکه مبلغ مورد نظر جمع آوری شد آنرا به ان جی او دیگری که به طور مثال کتاب برای مدرسه ها تهیه می کند واگذار می کند و نهایتا هدف مورد نظر به این طریق دنبال می شود.
برای اطلاعات بیشتر از نحوه کار این موسسه به وبسایت زیر مراجعه کنید:
http://www.elevyn.com/home

۱.موسسه شما چه سرویس هایی ارایه می دهد؟

الون جایی است برای خرید و فروش صنایع دستی روستاییان و کسانی که جامعه به حاشیه رانده است. ما هنرمندان روستایی و شهری را به مشتریان و مخاطبان جهانی وصل می کنیم تا خریداران را بشناسند و مشتریان هم بدانند که پول به کجا میرود و به چه کسانی می رسد.

۲. انگیزه شما برای تاسیس موسسه تان چه بود؟

فقر دغدغه اصلی ما بود. فقر چشمان ما را به آنچه اتفاق می افتاد باز کرد آنهم با در نظر درگرفتن اینکه مالزی کشور نسبتا ثروتمندی است. من و دوستم دیوان از رشته های فنی می آییم. هر دو تصمیم گرفتیم تا از رسانه و اینترنت استفاده بهینه کنیم و این فاصله ای که بین این بخش فقیر جامعه با کل جهان وجود داشت را پر کنیم.

۳.سازمان شما چه ویژگی نسبت به سازمان های دیگر دارد؟ و برتری این سازمان در چیست؟

ما از تکنولوژی مدرن بهره زیاد می گیریم تا به هنرمندانی که با ما کار می کنند این فرصت را بدهیم که حتی از دورافتاده ترین نقاط کشور با جامعه جهانی در ارتباط باشند. ما از سایت هایی مثل توییتر٬ فیس بوک و یا از پیامک و ایمیل استفاده زیاد می کنیم تا محصولاتمان را به فروش برسانیم٬ مشتری پیدا کنیم و با دیگران همکاری داشته باشیم.

۴.با چه مشکلاتی روبرو بوده اید؟

تاکنون ما موفق شده ایم معادل ۴۰۰۰ دلار آمریکا را وارد کشورمان مالزی کنیم(از طریق فروش اینترنتی آثار این هنرمندان) و به دست این هنرمندان برسانیم. درست است که این پول زیادی نیست ولی در تلاشی که ما برای رسیدن به هدفمان می کنیم چنین دستاوردی ارزش خودش را دارد. از همه مهمتر٬ ما می بینیم که هنرمندان یک حس غرور و افتخاری نسبت به آثارشان به دست می آورند هنگامی که می بینند حتی در کشورهای دوردست و پیشرفته هم به فروش می رسند و استفاده می شوند و چنین تقاضایی در کشورهایی مثل بریتانیا٬ آمریکا و یا ژاپن و دیگر کشورهای اروپایی برای محصولاتشان وجود دارد.

۵.سرمایه اولیه شما چقدر بود و با چه تعداد نیروی کاری شروع کردید؟

ما ۱۵۰۰۰۰ رینگیت (واحد پول مالزی) از دولت برای شروع کارمان دریافت کردیم و سه نفر بودیم که این کار را شروع کردیم.

۶. مهمترین خصلت کارآفرینی اجتماعی استفاده از بهترین شیوه‌های اقتصادی/بیزینسی برای مستقل شدن خدمات اجتماعی است، رمز پایداری و دوام اقتصادی موسسه شما چه بوده است؟

ما همواره تلاش می کنیم تا هر چه می توانیم محصولات بیشتری بفروشیم و همچنین سرعت عمل داشته باشیم. ولی همچنین سعی می کنیم دنبال فرصت های خوب باشیم که برای موسسه مان درآمد کسب کنیم که بتواند پایدار بماند. یکی از این کارها فروش عمده کارهایمان است و یا گرفتن سفارش از مشتری برای ساخت محصولات ویژه.

۷.اگر شما توان زندگی/کار جای دو نفر را داشتید، دومین زندگی خود را وقف بهبود کدام حوزه اجتماعی می کردید؟ (بعد از این حوزه که به آن مشغول هستید چه حوزه دیگری را مهم و نیازمند کمک می دانید؟)

ورزش و آموزش برای کودکان.

۸.روبرو شدن همیشگی و روزانه با مشکلات و معضلات اجتماعی آسان نیست. برای اینکه بین کاریتان تعادل برقرار کنید و استرس را کنار بگذارید چه می کنید؟

من علاقه زیادی به ورزش و بدنسازی دارم. من مرتبا به ورزشگاه می روم و دوبار در هفته فوتسال و فوتبال بازی می کنم.

۹.ارزشمندترین کار/لحظه‌ای که تا به حال در این موسسه داشته‌اید چه بوده است؟

وقتی یک هنرمند به ما فید بک می دهد که چگونه الون توانسته زندگیش را متحول کند و موفق شده است کسب درآمد داشته باشد و زندگیش رو به جلو پیشرفت کند.

۱۰.سخت ترین/ناخوشایندترین تجربه ای که در هنگام کار در موسسه داشته اید چه بوده است؟

من فکر می کنم خیلی از کارهایی که ما داریم الان می کنیم به ندرت قبلا انجام شده است. مدلی برای دنبال کردن وجود ندارد و ما مجبوریم خودمان یک سری تصمیم بر مبنای آزمون و خطا بگیریم که البته هزینه هایی هم دارد. در عین حال این تصمیمات ما روی هنرمندان همکارمان و همچنین مشتری هایمان و کارمندانمان و مسایل مالیمان تاثیراتی دارد و البته نگاه داشتن تعادل بین همه اینها بسیار سخت است.

۱۱.کار گروهی و تیمی می تواند بالا و پایین‌های زیادی داشته باشد، چه راهکارهایی درگرداندن کار گروهی داشتید که فکر می کنید موثر بوده؟

ما مرتبا جلسات هفتگی داریم تا تا کارها را پیگیری کنیم در عین حال تیم ما آزادی عمل زیادی برای اجرای پروژه ها دارد. مثلا یکی از مدیران ما به نام سو لی درگیر کار دیگری شد که به نظر ما مفید بود و بعد همگی از آن حمایت کردیم.

۱۲.آیا تا به حال با موسسه‌ی مشابهی—در حوزه کاری خود—در خارج از کشور (عرصه بین المللی) در تبادل اطلاعات و دانش قرار گرفته اید؟

بله٬ به مقدار بسیار زیاد. ما به ان جی اوهایی بسیار دیگری که در حوزه گروه های بومی در آسیای جنوب شرقی فعالند همکاری می کنیم و البته از آنها بسیار یاد گرفتیه ایم.

۱۳.آینده موسسه خود را چگونه می بینید؟ ده سال دیگر در چنین روزی موسسه شما درچه موقعیتی خواهد بود؟

هدف اصلی ما در حال حاضر تولید با کیفیت و فروش آنها در یک فضای عادلانه برای تولید کننده بدون واسطه است و اینکه این گروه های بومی و به حاشیه رانده شده و فقیر بتوانند حمایت شوند.

۱۴.در حال حاضر بزرگترین دغدغه/مشکل موسسه که با آن دست به گریبان هستید چیست؟
پول کافی در حساب بانکیمان وجود داشته باشد تا بتوانیم برنامه هایمان را عملی کنیم!

اشتغال و کارآفرینی