بنیانگذار "اتاقی برای خواندن": تعامل اجتماعی کلیدی ترین نکته است

در ادامه مصاحبه ای را از جان وود، بنیانگذار و عضو هیئت مدیره موسسه غیر انتفاعی "اتاقی برای خواندن" Room to Read می خوانید، که با تاکید بر سواد آموزی و برابری جنسیتی در تحصیل، به دنبال تغییر زندگی میلیون ها کودک در کشورهای در حال توسعه است.

کمی درباره انگیزه شکل گیری و بنیانگذاری "اتاقی برای خواندن" و این که از کجا الهام گرفتید بگویید؟

همه چیز بیشتر از ده سال پیش شروع شد، هنگامی که در نپال بودم و روزی، یک مدیر مدرسه از من درخواستی کرد. او به من گفت:" شاید یک روز با کتاب به اینجا برگردید".آن موقع با مایکروسافت کار می کردم و برای تعطیلاتی که به شدت به آن احتیاج داشتم برای کوهنوردی به هیمالیا  رفته بودم. روز دومی که آنجا بودم به یک مدرسه در روستای باهوندانا دعوت شدم. وقتی آنجا رسیدم، مدیر مدرسه گفت: "حالا بیا کتابخانه را نشانت بدم". وقتی بچه بودم وقت زیادی را در کتابخانه محله مان می گذراندم و توی کتابهای آن غرق می شدم. تصور کنید در کتابخانه که مدیر مدرسه نشانم داد چه حسی داشتم، کتابخانه ای برای ۴۵۰ دانش آموز که نه قفسه ای داشت و نه میز و صندلی و از همه مهمتر نه هیچ کتابی. همین جا بود که مدیر مدرسه آن حرف را گفت. البته او نمی دانست که من این جریان را به چالش شخصی م تبدیل خواهم کرد. به نظرم کاملا غیرعادلانه آمد که صدها دانش آموز می خواستند مطلب بخوانند اما نمی توانستند این کار را بکنند، چون دسترسی  به کتاب ندارند. در همان جا قول دادم که به آنها کمک کنم.

با ایمیل زدن به دوستان و فامیل و آشنایان از آنها خواستم کتاب هدیه کنند و شروع به جمع آوری کتاب کردم. یک سال بعد در  سال ۱۹۹۱، سه هزار کتاب را با یک کاروان گاومیش به روستای باهوندانا رساندم و به وعده ام عمل کردم. هیچ وقت صورت و نگاه های خندان بچه ها یادم نمی رود، وقتی کتاب های جدید رنگی شان را باز می کردند. برای من این یک تجربه متحول کننده بود که میل بیشتری برای انجام دادن کارهای این گونه در من شعله ور کرد و باعث شد کاری که یک بار از روی مهربانی کردم، تبدیل به همه زندگی ام شود. از مایکروسافت بیرون آمدم ، تمام سهامم را فروختم و در سال ۲۰۰۰ "اتاقی برای خواندن" Room to Read را تاسیس کردم. تصمیم راحتی نبود، اما هیچ وقت به پشت سر نگاه نکردم.

حالا اگر به شرایط امروز نگاه کنیم، "اتاقی برای خواندن" از نظر منابع، دستاوردها و نتایج به دست آمده، چقدر موفق بود؟

من در رویاهایم هم تصور نمی کردم به جایی برسیم که امروز هستیم. ما امروز سازمانی جهانی  متشکل از ۴۰۰ نفر نیروی انسانی پویا و با پشتکار هستیم که با ده ها هزار اجتماع جهانی همکاری کرده و زندگی میلیون ها کودک را با فراهم کردن حق تحصیل برای آنها، تحت تاثیر قرار می دهیم. ما اولین دهه فعالیت خود را در حالی می گذرانیم که با گذر از مرزهای نپال به بهبود سواد و تحصیل دختران در ۹ کشور دنیا -از جمله بنگلادش، کامبوج، هند، لائوس، آفریقای جنوبی، سری لانکا، ویتنام و زامبیا- رسیده ایم.  "اتاقی برای خواندن" امروز در شبکه جهانی خود ۹ میلیون کتاب به زبان انگلیسی و ۲۵ زبان دیگر در بیش از ۱۱ هزار کتابخانه و ۱۴۰۰ مدرسه دارد و همچنین به ۱۰ هزار دختر بورسیه تحصیلی و آموزش مهارت های زندگی ارائه می دهد.

هدف ما این است که تا سال ۲۰۱۵، ابزار  سواد آموزی و آموزش را با کیفیت بالا در دسترس ۱۰ میلیون کودک قرار دهیم. ما این هدف را با کمک والدین کودکان، معلمان، مدیران، و سازمان های گسترده تر دولتی و غیر دولتی که سرمایه گذاران این کار و آینده کودکان شان هستند، دنبال می کنیم.

از نقطه نظر رهبری سازمان، می توانید چالش های اصلی یا موقعیت های کلیدی که توانسته اید بر آنها فائق شوید و به خصوص آنهایی که به موفقیت "اتاقی برای خواندن" انجامیده اند را عنوان کنید؟

فکر می کنم بزرگترین چالشم، قانع کردن دیگران برای اهمیت دادن به این مسائل بود. تحصیل کودکان در کشورهای در حال توسعه مسئله ای است که به اندازه کافی به آن پرداخت نشده است. این در حالی است که در جهان ۷۷۳ میلیون نفر بی سواد هستند.  چالش من از روز اول این بود که افراد را متقاعد کنم که این مسئله بحرانی و جهانی، به آنها  نیز مربوط می شود. در هر صورت، امروزه بیش از هر زمان مشکلات از مرزها می گذرند و در این میان به نظر می رسد تحصیل و آموزش بهترین راه اثبات شده برای بیرون آمدن از فقر باشد. خوشبختانه، افراد زیادی این مسئله را جدی گرفتند. ما در حال حاضر یکی از موثرترین و گسترده ترین شبکه های جمع آوری کمک های مالی را داریم که در آن ۱۰ هزار نیروی داوطلب در ۵۶ شهر فعال هستند. این تعداد افراد روی هم سالانه ۱۲ میلیون دلار کمک مالی جمع آوری می کنند. این در کشورهای توسعه یافته مبلغ زیادی به حساب می آید، اما در جایی مثل کامبوج یا نپال یا لائوس، که در ازای هر ۱۲ دلار امکان دسترسی یک کودک به کتابخانه فراهم می شود ، این مبلغ خیلی بیشتر خواهد بود.

به غیر از پول، نیروی انسانی و دیگر سرمایه های عینی و ملموس، برای رسیدن به موفقیت چه سرمایه هایی به کار می آیند؟

تعامل اجتماعی کلیدی ترین نکته است. حتی با وجود حمایت های دولت ها و مدیران مدارس، این  گروه های اجتماعی  محلی هستند که نقش اصلی را در موفقیت پروژه ها بازی می کنند. حمایت ریش سفید یک روستا و یا سفارش دهان به دهان از یک گروه اجتماعی به گروه دیگر می تواند برای شما تاثیر مثبت و بلافاصله به همراه بیاورد. برای مثال ما در روستای مسلمان نشین راجستان هند، با مقاومت برخی از افراد در برابر تحصیل دختران مواجه شدیم. بعد از دوره های طولانی ملاقات و گفت و گو با ریش سفیدان و پدران روستا، ما توانستیم نظر اکثریت را به سوی تحصیل دختران متمایل کنیم. امروز بیش از نیمی از دانش آموزانی که آنجا تحصیل می کنند دختر هستند و گروه های اجتماعی محلی یک مدرسه راهنمایی هم در آنجا تاسیس کرده اند تا دانش آموزان بتوانند تحصیلات خود را ادامه دهند.

حمایت گروه های اجتماعی چیزی نیست که بتوان به زور خریداری و یا تحمیل کرد. این حمایت باید با خواست اجتماعات و برآمده از خود آنها باشد.

برای خواندن متن کامل مصاحبه با جان وود به زبان اصلی می توانید اینجا بروید.

آموزش و توانمندسازی