روستاها را حفظ کنیم

کشور: مکزیک

موضوع مورد بررسی: راهکارهای حمایت از روستاییان و حفظ فرهنگ بومی

مساله مهاجرت نا خواسته روستاییان به شهرها پیامدهای بسیاری از لحاظ اجتماعی و اقتصادی در پی دارد. این مشکل در مکزیک نیز وج ود دارد. بیش از ۵۰% مردم مکزیک در حال حاضرزیر خط فقر زندگی میکنند. این بحران در ۲۰ سال گذشته بیشترین فشار را بر قشر کشاورز و روستایی وارد کرده است. سیاستهای کلی دولت در زمینه آزادسازی واردات هم تاثیر منفی بسیار بر رشد این فقر و کاهش جمعیت روستاها داشته است. یکی ازبزرگترین ضررهای این پدیده ، از بین رفتن سنتها, زبانهای قومی  و محلی و شیوه کشاورزی بومی است. اتان هاوزیکی ازروستانشینان مکزیک و فرزند یک خانواده پر جمعیت فقیر است. به علت مشکلات مالی، وی مجبور به ترک روستا شد. پس از پایان تحصیلاتش در شهر، اتان دانست که باید کاری اساسی برای رفع مشکل فقر خانواده اش کند و  تصمیم گرفت برای این مشکل راه حلی بیابد. اتان موفق به تدوین یک دوره آموزشی جامع شد.  وی از طریق آموزش فرهنگ و ارزشهای سنتی، جوانان را به اقامت در روستاها و کار در مزرعه تشویق کرد. در کنار این اموزشها وی دوره های متفاوت اقتصادی برای آموزش چگونگی کسب در آمد از طریق کشاورزی و برطرف ساختن نیازهای مادی در کوتاه مدت و در نهایت در بلند مدت از طریق پس انداز، برگزار کرد. اتان اعتقاد دارد که اگر جوانان از لحاظ احساسی و منطقی به جامعه روستایی خود احساس تعلق داشته باشند میتوان پدیده مهاجرت ناخواسته به شهرها را در دراز مدت حل کرد و از تبدیل روستهای زیبا به شهرهای خالی و مخروبه جلوگیری نمود. اتان این تفکر و ایده را به طور کامل در روستای یخانا پیاده سازی کرده و با موفقیت آن را به اجرا دراورده است. او در حال حاضر مشغول به گسترش این طرح به نقاط دیگر مکزیک می باشد. اتان سعی دارد از طریق همکاری با یک دانشگاه  معیارهای کمی و کیفی برای اندازه گیری تاثیر طرحش در روستاهای مختلف پیدا کند.

آنچه در مورد تلاشهای اتان جالب است این است که این مساله کاملا در ایران نیز قابل بررسی است و شاید الان بهترین فرصت برای اندیشیدن به راهکارهای حمایت از روستاییان و حفظ فرهنگ بومی در ایران است. روشهای سنتی کشاورزی و تولید، اصولا بیشتر از روشهای مدرن و به خصوص تولید انبوه ، سازگاربا محیط زیست هستند. در نتیجه به جز ضرر اقتصادی، تضعیف بنیان خانواده، ایجاد فقر و از بین بردن سنتها ، مهاجرت اجباری روستاییان از طریق کاهش تولید به روشهای بومی، سلامت محیط زیست را نیز به چالش میکشد.

واقعا چه نوع آموزشی در روستاهای ایران می تواند مهاجرت را کاهش دهد؟ به طور خاص هدف از طرح این موضوع یافتن برنامه های آموزشی قابل اجرا در ایران است تا بتوان از لحاظ اقتصادی و به طور پایدار کیفیت زندگی در روستاهای کشورمان را بهبود داد.

محیط زیست

نظرات

minamirbagheri's picture

minamirbagheri

07.09.10

متأسفانه مشکل کشور ما در رابطه با این موضوع خیلی پیچیده تر از این حرفاست.بذارید روستاهای شمال کشور رو مثال بزنم که مقداری بهشون واقفم.
تا وقتی که ما بهترین چای طبیعی و برنج خوش پخت شمال کشور رو ول می کنیم و سالیانه چای های غیر طبیعی و برنج های مسموم هندی ، پاکستانی و تایلندی وارد می کنیم که از نیاز جامعه هم بیشتر و در ضمن ارزون ترهم هست چه جوری میشه جلوی مهاجرت روستاییان شمال کشور رو گرفت؟ اون هایی که فقط منابع درآمدشون به این زمین های کشاورزی ختم میشه؟ یک سال به خاطر کمبود آب ، سال دیگه به خاطر واردات اجناس خارجی به طور مداوم دچار ضرر و زیان میشن!

mahdisalehi's picture

mahdisalehi

07.11.10

من حرفتون کاملا موافقم مینا خانم. مشکل واردات بی رویه و بی قانون و عدم برنامه ریزی محصولات کشاورزی توسط دولت مشکل بزرگی هستش. ولی اینجا تو ادمونتون یه بازار هست برای کشاورزان. اونها هم نمی تونن با محصولات وارداتی مقابله کنند اما خیلی از مردم محصولات محلی رو که در اون از کود شیمیایی و ... استفاده نشده رو ترجیح میدن. حتی کمی گرونتر. این شاید یه فرهنگه که جا افتاده اینجا که بعضی از مردم طرفدار این نوع غذا هستند. اما شاید تو ایران هم قابل اجرا باشه. به نظرم خیلی ها دوست دارن از کشاورز های بومی حمایت کنند.
این هم وب سایتشه:
http://www.osfm.ca/ 

minamirbagheri's picture

minamirbagheri

07.13.10

بله . حق با شماست باید جا بافته .یعنی باید فرهنگ سازی بشه.مثلاً اگه بیان واسه تبلیغات این اجناس (مثل چایی) موارد دارویی مثل از بین بردن سر درد ، یا ... پیدا کنن و بیان کنن شاید توی فروشش تأثیر بگذاره.

مهشید امین پور's picture

مهشید امین پور

07.14.10

سلام
من با هر دو نفر موافقم ولی مشکل من اینه که فرهنگ سازی یعنی چی و چه کار عملی باید کرد برای فرهنگ سازی؟
وبسایتی هم که آقای مهدی عزیز معرفی کردن بسیار لینک خوبی بود... ممنون

minamirbagheri's picture

minamirbagheri

07.15.10

دقیقاً مشکل اصلی همین فرهنگ سازیه. از نظر من همینقدری که (البته تو این زمینه ها) توی برنامه های خوب که مورد قبول درصد زیادی از مردمه ، فواید محصولات بومی کشاورزی بگن و از مضرات محصولاتی که بیشتر شیمیایه مثلاً درصد زیادی از رنگ چایی های خارجی غیر طبیعیه یا این میوه هایی که از پین وارد میشه هورمون های خاصی بهش تزریق شده که درشت تر بشن ....
این جور برنامه کمک شایانی به محصولات بومی و روستایی می کنه

narges's picture

narges

07.16.10

فرهنگ هر جامعه ای خودمان هستیم ، اگر تصمیم بگیریم در خانواده این برنامه هارا اجرا کنیم و اطرافیان را به حمایت از روستاییان دعوت کنیم کار بزرگی میتوانیم انجام دهیم به اطراف خود نگاه کنیم و ببینیم چگونه میتوانیم روستاهای کوچک اطراف را پر رونق کنیم .با مسافرت به تمام نقاط ایران میتوانیم فرصتها وارزشهای هر منطقه را بیابیم و برای اطرافیان شرح دهیم .دیگران را تشویق به گردش در آن منطقه کنیم و از صنایع و تولیدات روستایی استقبال کنیم این امر باعث دلگرمی آنها میشود و توسعه فعالیتها و ....آنها را در بر خواهدداشت.
گاهی میتوان اندکی از امکانات شهرها را به روستاها منتقل کرد و با تشریح مزایای بسیار مفید زندگی در روستا ، امید و شور و نشاط زندگی را در روستاها گسترش دهیم.

golnar's picture

golnar

07.19.10

شاید برای فرهنگ سازی بهتر باشه نمونه های محصولات خارجی مثل چای از نطر تغدیه ای بررسی بشه و مضرات و عوارض استفاده آن در برابر محصولات ارگانیک و طبیعی بیان شود بهترین وسیله برای فرهنگ سازی شاید تلویزیون باشه که البته هزینه زیادی رو داره ولی در دنیای امروز تعداد افرادی که دسترسی به اینترنت دارند روز به روز افزایش پیدا می کنه شاید شما هم عضو گروههای متعددی باشید و قطعا هشدارهایی در خصوص مواد غذایی هم دریافت کردید فقط مشکل مهم اینه که شاید به طور کامل اطمینان به صحت نوشته ها نداشته باشید برای این کار هم میشه راه حلهایی مثل تاسیس موسسه ای مورد تایید وزارت بهداشت جهت تحقیق و اعلام نتایج به مردم وجود داشته باشه با این کار قیمت محصولات طبیعی بالا رفته و درنتیجه کشاورزان ترغیب به تولید محصولات شده و به شهر مراجعه نمی کنند البته نقش حمایت های دولت و اتخاذ سیاستهای درست رو نباید نادیده گرفت

darchin's picture

darchin

08.27.10

با توجه به تجربه هاي دوستان در سال هاي پيش در زمينه اعتبارات خرد در بعضي از نقاط ايران كه ديگر خبري از آنها ندارم . طرح بانك ده يكي از موثرترين رو شهاي تشويق روستاييان به ماندن و كارآفريني در روستايشان مي باشد. و به طور كلي زماني كه بتوان امكانات مناسب آموزشي و بهداشتي و تفريحي رادر روستا ها ايجاد كرد ، كسي بيمار نيست از روستايي كه هم آرام است هم هوايش تميز است و ... بيرون بيايد. همچنين نگرش نامناسبي كه به روستايي بودن وجود دارد كه جاي بحث فراوان دارد نيز بايد مد نظر قرار بگيرد. و...

dadvar's picture

dadvar

08.29.10

می توان به یک سری از آموزش های کاربردی که می تواند کیفیت زندگی در روستا را برای روستائیان افزایش دهد اشاره کرد مثلا جوانانی که رشته تحصیلی اشان کشاورزی یا باغذاری و کلا رشته های مرتبط بوده می توانند این اموزش ها را در حوزه مسائل کشاورزی ، استفاده بهینه از اب و خاک ، حفظ و اصلاح نباتات ، دامداری و... به کشاورزان و روستائیان بدهند تا انها بتوانند محصول بهتر و بیشتری به بازار عرضه نمایند.همچنین می توان تسهیلاتی فراهم اورد تا جوانان روستایی به دانشکده هایی که اموزش های کاربردی در حوزه کشاورزی و دامداری دارند راه پیدا کنند (مثلا دانشگاه های علمی کاربردی ) .

sorour's picture

sorour

08.29.10

مشاغل پولساز و کاذب در شهر ها از طرفی و کار طاقت فرسا و درآمد پایین و ناملایمات طبیعی و عدم حمایت های مورد انتظار روستائیان از سوی دیگر موجب مهاجرت از روستاها به شهر شده است به نظر من علاوه بر توسعه صندوقهای تعاون ایجاد امکانات معیشتی در روستاها باید اهمیت فعالیتهای کشاورزی و جایگاه آن نیز برای روستائیان مشخص شود تا این افراد ضمن احساس ارزشمندی نه تنها به عنوان کسب درآمد بلکه به عنوان افرادی که بخشی از اقتدار اقتصادی در دست آنهاست فعالیت نمایند

sin2sin's picture

sin2sin

08.31.10

مساله فرهنگی دیگری که در اکثر روستاهای ما شاید به دلیل کمبود جوانان و مهاجرت به شهر ها در این روستاها وجود دارد عدم تمایل مصرانه مردم قدیمی روستا به تغییر است. برای ماندن و زنگی کردن باید تغییر مثبت داشت.

عادات فرهنگی روستاییان ما به سختی پذیرای طرح های جدید کارآفرینی اجتماعی هستند. شاید به دلیل پایین بودن سطح علمی روستا ها باشد.

برای انجام چنین طرح هایی اول مساله فرهنگ سازی و آموزش تغییر مثبت (کیفیت و بهره وری سبک زندگی) باید صورت گیرد.

royaaa's picture

royaaa

09.02.10

در ديدي كلي، علل تاثيرگذار بر مهاجرت روستاييان به شهرها در ايران از چهار بعد؛ اقتصادي، اجتماعي- فرهنگي، جمعيت شناختي و طبيعي- كشاورزي قابل بررسي است كه از اين ميان بعد اقتصادي نقش عمده اي ايفا مي كند و پس از آن ابعاد اجتماعي- فرهنگي، طبيعي- كشاورزي و جمعيت شناختي قرار دارند. ابعاد فوق برحسب عوامل جاذبه، دافعه، تبعي و شخصي قابل تقسيم بندي است كه عامل دافعه روستايي بيش از ساير عوامل در مهاجرت روستا- شهر موثر بوده است و سپس عوامل جاذبه شهري، شخصي و تبعي قرار دارند. دافعه هاي روستايي نيز بيشتر ابعاد اقتصادي، طبيعي- كشاورزي و اجتماعي- فرهنگي دارند
پراكندگي جغرافيايي روستاها، نبود صرفه اقتصادي براي ارايه خدمات اجتماعي، حرفه اي و تخصصي نبودن كار كشاورزي، محدوديت منابع ارضي و نبود مديريت صحيح مسؤولان باعث شده تا روستاييان براي رفع فقر شديد و ارتقاي سطح زندگي، به شهرها مهاجرت كنند. اين در حالي است كه روستاييان در بيشتر مواقع با مهاجرت به اهداف خود دست نمي يابند.
امروزه دولت مردان با کشیدن برق و گاز و آب و تلفن بر این باورند کا با این روش از مهاجرت جلوگیری می کنند اما انچه مشخص است .امکانات رفاهی خود بازدارنده مهاجرت نیست بلکه علت مهاجرت است چرا که این خدمات رایگان نیست و هزینه بر است و این در حالی ایت که روستاییان از نظر اقتصادی دچار مشکل هستند بیکارند و ترجیح می دهند که وقتی می خواهند هزینهاین امکانات را بدهند حد اقل در جایی باشند که بتوانند کار کنند.
کشاورز در روستا بدون تلفن و گاز و آب لوله‌کشي و ورزشگاه هم زندگي مي‌کند؛ ولي بدون توليد و درآمد، دوام نمي‌آورد. امروز بهره‌مندي از اين امکانات روبنايي و هزينه‌بر، به آسايش فکري و روحي كشاورز نـيانجاميده و وي را در روستا نگه نداشته است، بلکه سطح زندگي را در روستا همسطح شهر، كرده است. امروز روستازادگان از اولياي خود توقع کولر گازي دارند!
کسي با فراهم‌كردن امکانات روستائيان، مخالف نيست. ولي بهتر است که با افزايش درآمد کشاورزان، آنان امكانات رفاهي، خانواده خود را تأمين كنند.

mahisefat's picture

mahisefat

11.07.10

راست میگن هرکی هرچی داره قدرشو نمی دونه و میگه مرغ همسایه غازه. ما که در شهر زندگی می کنیم دلمون می خواد فرار کنیم و به روستاها پناه ببریم که آرامش بگیریم. اونا هم دلشون می خواد بیان اینجا و فکر می کنن که تو شهر چه خبره! همونطور که دوستان گفتن من هم فکر می کنم اگر امکانات بیشتری برای روستاییان فراهم کنیم مثل تفریحی فرهنگی آموزشی، دیگه کمتر به این فکر می افتن که به شهر مهاجرت کنن. دیگه اینکه جلوی واردات بی رویه رو بگیریم تا کار برای روستاییان وجود داشته باشه. الان همه چیز داره وارد میشه از کشورهایی مثل چین با قیمت خیلی پایین. خوب طبیعیه که این اتفاق می افته. کار دیگه ای که میشه کرد، توجیه کردن روستاییان در مورد مشکلات شهرنشینی است که فکر می کنم تا حدودی بتونه اونها رو از این کار منصرف کنه.

naser1364's picture

naser1364

11.10.10

با نظر شما موافقم اما دلیل دیگری هم که در این عدم تمایل موثر است تجربه بد روستائیان و کسانی که با کسب و کار کشاورزی سنتی ارتزاق می کنند از طرح های ناتمام و نادرست دولتی و غیر دولتی است و تصمیمات نادرست مهندسان ناآگاه!

naser1364's picture

naser1364

11.10.10

به قول دکتر پیران مهاجرات روستائیان به شهر هرگز غیر منطقی نیست و این عاقلانه ترین کاریه که یک روستایی می تونه انجام بده! چرا که چاره ای جز این نداره!
این قضیه خیلی فرق داره و اموزش تنها در جلوگیری اتز مهاجرت هیچ تاثیری نخواهد داشت، کار سنگین تر از این حرفاست، تنها آموزشی که می توان داد این است که روستایی با کمک امکانات و فرصت های روستا کارآفرین شود و مهارت های اشتغال به انها بیاموزیم

dadkhah's picture

dadkhah

11.16.10

سلام/همه مطالب دوستان خوب را مطالعه نمودم و موافقم/ من یک تجربه ای دارم که براتون می نویسم/ برای تجدید قوای روحی به هتلی در یکی از یلاقات کرج رفتم .با یکی از پرسنل اشنا شدم. برام که از چایی تازه دمش اورد گپی داشتم . اظهار داشت که خوش به حالنان که در پایتخت زندگی می کنید. علت این صحنتش را که پرسیدم .از پاسخهایش فهمیدم مرغ همسایه غازه .از درامد خودم براش گفتم .از مشکلات هوای و محیط الوده اش که به بیماری مبتلا می شویم و هزینه درمان بالا می رود . و چند برابر بودن هزینه زنئگی اعم از خوراک .مسکن . پوشاک. و تحصیل در شرایط برابر انها .. از مشکلات روحی و جسمی0 9% پایتخت نشینها گفتم. چون خودم تجربه زندگی و کار در 3شهرستان کوچک و متوسط و بزرگ غیر از تهران را داشتم و با مشکلات شهرستان و روستا اش اشنا هستم. را عنوان نمودم. بیان داشت خانمم اصرار دارد./ببینید حتی در امد ش چند برابر یک نفر که تحصیلات بالانری از او داشت و به عنوان کارگر در تهران کار می کند داشت . و هزینه زندگی اش هم چند برابر پایین تر بود. و از نظر روحی و جسمی سالمتر هم بود.و بعد از تحقیق از چند جوان روستاایی انجا متوجه شدم که بیکارند .ولی حاضر به ادامه شغل پدری نیستند و حرفه ای هم نمی خواهند یاد بگیرند و منتطررفتن به سربازی هستند. بدون هدفمند سازی / حال پیدا کنید پرتقال فروش را/

bahar019's picture

bahar019

05.07.11

من فكر مي‌كنم بحث آموزش و داشتن حداقل امكانات رفاهي در روستاها بايد خيلي جدي گرفته شود. اگر روستاييان داشته هايشان را بشناسند و ارزش‌ آن را درك كنند، به راحتي نمي توانند آن‌ها را ناديده بگيرند. ظرف 3 سال گذشته به دو روستاي قطب گردشگري ايران كه خيلي هم شاخص هستند سفر كردم يكي روستاي ابر در نزديكي شاهرود و ديگري روستاي دستكند در نزديكي شهر بابك . چيزي كه در هر دوي اين روستاها مشترك بود ميزان علاقمندي گردشگران و استقبال زيادي بود كه از اين دو روستا مي‌شد آن هم تنها با اندك تبليغاتي كه در رابطه با جاذبه‌هاي اين دو نقطه زيبا صورت گرفته است. ولي نقطه مشترك بعدي در ميان اهالي اين دو روستا عدم علاقه جوانان به ماندگاري در روستا بود خصوصا در رابطه با روستاي دستكند كه با وجود زيبايي بي نظيرش تنها 10 جوان و در حدود 5 يا 6 خانواده مسن در آن ساكن بودند. و عامل اصلي اين بي توجهي بخشي نداشتن ساده ترين امكانات حتي در حد يك خانه بهداشت، و بخش ديگر نداشتن آگاهي در مورد جاذبه بالقوه جذب گردشگري و درآمد زايي از اين طريق بود كه باعث شده بود به علت پايين بودن ميزان درآمد از روستا كوچ كنند. در حالي كه 3 جوان فعال روستا با كمك فردي كه با علاقه بسيار از تهران براي حفظ و نگهداري روستا از طرف ميراث فرهنگي آمده و ساكن روستا شده بود و البته تلاش بسياري هم براي آموزش كرده بود و شايد به اندازه كافي حمايت نشده بود يا برنامه ريزي درستي براي اين كار نداشت و فقط ناطر به بحث ميراث فرهنگي بود، اقدام به پذيرش گردشگر مي كردند. مكان اقامت داخل كيجه يا همان خانه هايي كه در دل كوه كنده شده بودند، بود و براي تامين غذا مجبور بودند از شهر بابك غذايي با كيفيتي بسيار پايين براي تنها رستوران روستا بياورند. گردشگران امكاناتي از قبيل امكان حمام كردن ندارند، تنها مغازه روستا يك سوپر ماركت بسيار محقر و با تعداد محصولات بسيار مختصر است. امكانات بهداشتي براي گردشگران و روستاييان در حد صفر بود و... خلاصه طبيعي بود كه هيچ جواني علاقه اي به گذراندن عمرش در چنين شرايط سختي نداشته باشد. آموزش در كنار ايجاد حداقل امكانات رفاهي از جمله كتابخانه ، مدرسه، بهداشت، آب و برق و گاز و تلفن و اينترنت مي تواند استمرار و تداوم آموزش را امكانپذير و مفيدتر كند. و اميد به زندگي و پيشرفت در روستا را بيشتر كند . و درك توانمندي هاي بالقوه روستا نيز مي تواند با اندكي تلاش تبديل به نقطه ي شروعي براي جذب درآمد و پيشرفت روستاها شود.

sharareh's picture

sharareh

05.11.11

شاید مهمترین آموزش، آموزش مهارتهای لازم برای تصمیم گیری و اقدام جمعی باشد. همیشه مردم ما منتظرند که دولت کاری برایشان بکند و امکانات به آنها بدهد. اگرچه این انتظار به حقی است، اما به این معنا نیست که اگر اینطور نشد و دولت وظیفه خود را درست انجام نداد مردم دست روی دست بگذارند و کاری نکنند و در نهایت مجبور به ترک روستا شوند.

lnazary's picture

lnazary

05.12.11

سلام
خیلی به پاسخ این سوال فکر کردم آموزش ها بسته به سطح روستائیان باید باشد در ایران سطح سواد روستائیان مثل کشورهای دیگر نیست پس صرفا پرداختن به آموزش بدون انجام تمهیدات جانبی دیگر در روستاهای ایران پاسخ نمی دهد باید ضمن آموزش های فرهنگی و علمی، آموزشهای مهارتی حتما به بهبود رفاه زندگی و همچنین کارآفرینی و اشتغال زایی همزمان فکر کرد. پس سوال زیاد جامع نیست و تک بعدی مطرح شده

ghanizadeh's picture

ghanizadeh

05.14.11

فکر می کنم که چنین آموزش هایی تنها در صورت هماهنگی و انطباق با واقعیات سیاسی / اجتماعی و فرهنگی
موفقیت امیز خواهد بود.
تصویر سازی ارمانی برای روستاییانی که به هر حال از امکانات موجود در شهر بی بهره اند و راه سعادت خود را در دستیابی به چنین امکاناتی می بینند چندان مورد استقبال ایشان قرار نخواهد گرفت.

7piir's picture

7piir

09.29.11

سلام
من اعتقاد دارم با توجه به نگرشها و باورهای مردم کشور عزیزمان که تا حدود زیادی نزدیک با نگرشها و باورهای قومهای آسیائی مخصوصا شرق آن میباشد , میبایست برای رفع این مشکل به رهبر سازی (مدیریت منابع ) با وجهه بومی همان مناطق پرداخته شود.
شما به گذشته کارهای گروهی در کشورمان نگاهی بیندازید . همیشه رد پای افرادی مدیر و مدبر که دارای اقبال عمومی داشته اند کاملا پیداست . اگر هم دقت بیشتری بنمائید شکست های ملی ما نیز بخاطر عدم کفایت رهبری ان زمان تاثیر به سزائی داشته است .
نقل است در نبرد مورچه خورت جوانی با تمام وجود میجنگید به گونه ای که کسی را یاری مقابله با او نبود نادر شاه از او پرسیدند تو در زمان سقوط اصفهان کجا بودی ؟ گفت من بودم . تو نبودی !
کاملا به حرفی که میزنم ایمان دارم اگر دولت و یا حتی مردم برای هر منطقه ( شهر - روستا - محله و... ) افراد مورد اقبال عمومی - وطن پرست - دانا - توانا و ریسک پذیر ( کار آفرینان بالقوه ) شناسائی و با تهیج آنان و حمایت بایسته امور را به انها بسپارد وضع تاسف بار کنونی متحول خواهد شد .
البته قرار بود شورا ها هم همین نقش را یرای هر منطقه بازی کنند اما تنها چیزی که مبناء نبود شایسته سالاری لازم برای منتخبین بود .

saideh's picture

saideh

10.06.11

مساله ی روستاها و مهاجرت و تبعات اون که اغلب ایجاد اشتغال کاذب و حاشیه نشینی هست واقعی و انکارناپذیره.واقعیت اینه که حل این مشکل در دو بعد باید انجام بشه: کلان و خرد. واضحه که مدیریت منابع و امکانات اشتغال و برخورداری های فرهنگی عمده ترین دلایل مهاجرت از روستا به شهر هست وسیاست های کلان در واردات و تولید باید به شمت حمایت از روستاییان و تولیدات شون باشه.از طرفی در فعالیت ای خرد هم میشه کارهایی کرد.بهترین روش عضوگیری از خود روستاها هست.افراد جوان و با استعداد در هر روستا شناسایی بشن.آموزشهای لازم رو ببینن و اون رو در روستاشون گسترش بدن.

به نظرم با یه تیم 5 نفره متخصص و پشتوانه مالی مناسب ( متوسط) در هر استان ظرف مدت چند سال بشه این کار رو اجرایی کرد.بدیهیه که استان هایی که مراکزشون مهاجرپذیری بیشتری دارند در اولویت هستند.

فرهنگ سازی برای مصرف کالاهای داخلی و حمایت از تولید کننده به نظرم بیشتر بحث اقتصادی و بازار و جاذبه و سودمندی کالای تولید شده بری مصرف کننده هست.من اطلاعاتی در این زمینه ندارم.

Sourenamse's picture

Sourenamse

02.11.13

دوستان به نظر من همه شما عزیزان درست می گید
اما تمام دلایل اینها نیستند و باز هم دلیل برای مهاجرت از روستا به کلان شهرها وجود داره مثلا ساختن کاخ آرزوها در میان خانه‌های شرها و یا باورهای مثل راحت شدن یا راحت بودن و یا به پول رسیدن که متاسفانه برای ما ایرانی‌ها به پول رسیدن یعنی خوشبختی
یه خورده عامیانه بگم به طرف زن نمیدن پامیشه میره شهر
تجملات و زرق و برق زندگی شهری از دور چشم خیلی‌ها رو کور کرده و بدون دیدن و توجه کردن به مسائل مهم دیگر در زندگی تن به مهاجرت میدن
اما کسی به این نگاه نمیکنه که در شهر باید روزی 4 ساعت از وقت با ارزشمون و تو ترافیک بی رحم باشیم آب و هوای آلوده امنیت زیر خط ناامنی ناراحتی اعصاب سرطان سکته اینها دستآوردهای زندگی شهری و رشد شهر نشینی هستند چون خود ما هم به این مسائل و مشکلات دامن می زنیم ............
شاید از خودتون بپرسید ما؟؟؟ چطوری؟؟؟
با رشد افکار و ادبیات ناسیونالیستی با موضوعات گوناگون مثل جوکها(یه روز یه ...)
ترویج فرهنگ با کلاسی و بی کلاسی و تبدیل تجملات ظاهری به عنوان تمدن
تعریف شخصیت افراد در لباس آنها و یا ماشین آنها
دامن زدن به تبعیضات اجتماعی و رشد باورهای غلط (بچه ها یا ساکنین شهرها برتر از روستائیان هستند) و یا تمام امکانات در شهرهاست
سردرگمی در بین اهداف گم شده یا تعریف نشده
و هزاران دلیل دیگر که دست به دست هم داده و ما ایرانی‌ها رو از نعمت داشتن روستاها و آبادی‌ها محروم کنند.
اما این و به یاد داشته باشیم که ما از دیر زمان در ضرب‌المثل‌ها گفته‌ایم (یک ده آباد بهتر از صد شهر ویرانه)
از دوستان خواهش می کنم یه بحثی در مورد پیشنهادات برای جلوگیری از نابودی روستاها و کمک به رشد آنها داشته باشیم
چون فقط عنوان کردن مشکلات به تنهایی نمیتونه اونها رو حل کنه .....

Atefehnm's picture

Atefehnm

05.31.13

سلام
موضوع جالبی که داره برای من پیش میاد و البته داوطلبانه خودمو خوانوادم رو داخلش انداختم اینه که داریم به یکی از روستاهای شمال ایران مهاجرت می کنیم.(البته در مازندران که فکر می کنم بیشترین درصد جذب توریست رو نسبت به باقی شهر های شمال داره)وقتی در حال دیدن نهایی ویلایی که قرار بود بخریم بودیم بیشتر بومی های اونجا می گفتن چرا اینکارو می کنید ،شمال فقط یک هفته براتون جذابیت خواهد داشت و بعدش به شدت حوصلتون سر می ره ، افسرده می شید به علاوه برای شما که 2تا دختر دارید مدرسه ی خوب ،مراکز آموزشی ،باشگاه ، موقعیت شغلی و... به سختی پیدا می شه! از این بگذریم که ما تصمیم خودمونو گرفتیم و محیط مسموم و عصبی تهران چیز دیگه ای برامون نداره،اما چیزی که از اون روز ذهن منو مشغول کرده دیدن بچه های اون خونواده ها بودن.بیشتر دخترهای جوون یا دختر بچه داشتن تا پسر ،البته احتمالا پسرها سر خیابون ها ویلا ویلا می کردند(متاسفم که اینو می گم،اما باور کنید بهترین مثال در مورد شغل پسرها اونجا اینه).دختر ها که البته توی چند سفر قبلی ما برای انتخاب خونه با ما اشنا شده بودند ، از کوچکترین تا بزرگترینشون به شدت به معاشرت با ما علاقه نشون می دادند.اغلب مدرسه نمی رن یا نرفتن ولی درکشون از مسائل ، هوششون ،ظرفیت و میل زیاد یادگیریشون و از همه جالبتر علاقه و تعصبشون به روستاشون بود.لذت و غروری که داشتن از نشون دادن محیط سرسبز و گوشه و کنار اونجا به ما خیلی دیدنی بود.اما نگران اینم که این همه نیروی ذهنی و این همه پتانسیل روحی و جسمی داره از دست میره.چه وقتی بزرگتر بشن و نیازهای بیشتری به قول شما پیدا کنند مثل کار و کولر گازی !!! و دیدن جذابیت زندگی دخترهای شهری !!
من فکر میکنم مهمترین چیز اموزشه،به خصوص آموزش از پایینترین سنین. ایده آل اینه که توی هر منطقه ای با فواصل مشخص مراکز فرهنگی اموزشی و رفاهی ساخته بشه و با چند نیروی داوطلب دانش اموخته کارامد و خلاق (احتمالا از شهرهای بزرگ) و به کمک جوونهای همون منطقه اون مراکز رو اداره و ارتقاء داد.اما این فقط ایده آله.من به شخصه برای همین روستا فکرهای زیادی دارم و اگر هرکس می تونه کمک فکری یا حتی حضوری داشته باشه تا بتونیم یه کار گروهی مناسب بکنیم خیلی خوشحال می شم.
منتظر پاسخ هاتون هستم ، چون من می خوام واقعا وارد عمل شم...