نقاط قوت و ضعف

کشور: ایران

موضوع مورد بررسی:  آموزش تغییر الگوهای مصرف غذا و تولید در صنایع مرتبط

هدا  و نسترن پس ازگفتگو و مشورت بسیار بلاخره تصمیم گرفتند که فعالیت اجتماعی خودشان در زمینه آموزش نحوه تغذیه سالم وسازگار با محیط زیست آغاز کنند. آنها تصمیم گرفتند که نام "خوراک فردا روز" را برای موسسه خود انتخاب کنند. ایده تاسیس موسسه "خوراک فردا روز" با هدف تغییر الگوهای مصرف غذا و تولید در صنایع مرتبط از طریق آموزش، از طرف هدا و نسترن مطرح شد و مورد استقبال چند نفر از دوستان آنها نیز قرار گرفت و خلاصه چهار نفر نیز به آنها قول همکاری دادند. این جمع شش نفره پس از گفتگو به این نتیجه رسیدند که طبیعتا نمیتوانند تمام مسائل مربوط به پدیده آینده خوراک را در قالب فعالیتهای خود پوشش دهند. هدا به دلیل تحصیل در رشته مدیریت سازمانی، علاقه زیادی به آموزش در موسسات و سازمانهای بزرگ دارد. به طور خلاصه ، هدا میخواهد از طریق آموزش به شرکتهای تولید بسته بندی غذا آنها را به استفاده از مواد اولیه سازگار با محیط زیست تشویق کرده و از ضررهای تولید و انباشت ظروف یک بار مصرف و بسته بندیهای پلاستیکی آگاه کند. نسترن اما به تاثیر خریدار و مصرف کننده بیشتر اعتقاد دارد. نسترن میخواهد از طریق آموزش در مدارس و خانواده ها آنها را به خوردن غذاهای خانگی تشویق کند و ضررهای غذاهای بیرون را توضیح دهد. همچنین نسترن تصمیم دارد مصرف کنندگان محصولات غذایی را تشویق به خریداری محصولاتی کند که بسته بندیهای کاغذی (آن هم فقط کاغذهای بازیافت شده) دارند. از آنجایی که نسترن در رشته آموزش هم تحصیل کرده همه گروه مطمئن هستند که او میتواند برنامه عالی و جامعی برای این آموزشها تهیه کند. از آنجایی که این دو ایده هر دو جذاب، عملی و قابل پیاده سازی هستند، تصمیم گیری اینکه کدام را انتخاب کنند کار سختی است. برای همین تیم تصمیم گرفت پیش از نهایی کردن تصمیم به  بررسی نقاط ضعف و قوت، فرصتها و تهدید ها هر دو طرح بپردازند تا بتوانند به نتیجه بهتری دست یابند. نقطه قوت طرح هدا این است که جمع ۶ نفره برای پیشبرد طرح برای آینده نزدیک کافی است، ولی نقطه ضعف اصلی طرح هزینه بالای دفتر کار است، چون برای برگزاری جلسات با صاحبان صنایع گروه باید دفتری مناسب در مرکز شهر را اجاره کند. مهمترین تهدید برای طرح در حال حاضر، عدم شناخت کافی در مورد این فعالیت در سطح جامعه است .همینطور به دلیل ایجاد هزینه های احتمالی برای صنایع تغذیه، این طرح شاید مورد قبول و تایید مخاطب قرار نگیرد. فرصت بسیار خوب فعلی هم نبود رقابت با موسسه به علت نو بودن ایده هدا است.

طرح نسترن به تعداد بیشتری همکارو نیروی انسانی  نیاز دارد که بتواند کار آموزش را در مدارس یا فرهنگسراها را عملی کند که بسیاری از این نیروها را میتوان با هزینه کم از طریق تبلیغات در دانشگاهها و جذب افراد علاقه مند، پیدا کرد. هزینه شروع به دلیل عدم نیاز به محیط اداری در کار طرح نسترن پایینتر است. فرصتها و تهدیدهای مشابهی هم برای این طرح وجود دارد، البته طرح نسترن کمتر در خطر مقاومت و مخالفت صنایع قرار دارد.
نظر شما راجع به این دو طرح چیست؟ میتوانید لیست کاملتری از نقاط ضعف و قدرت، فرصتها و تهدیدها ارایه کنید؟ و توضیح دهید چرا این نقاط را انتخاب کردید؟ تصمیم نهایی چیست؟

اشتغال و کارآفرینی

نظرات

dadkhah's picture

dadkhah

08.15.10

سلام/به نظرم هدف اساسی انتخاب شود/دوم.راهکارهای اساسی سریعتر و به صرفه تر بررسی شود/سوم.امکانات موجود بررسی شود/چهار/هرروش که به هدف نزدیکتر وممکن باشد پیاده کرد/گام یه گام جلو رفت/پایدار وشاداب باشید/

darchin's picture

darchin

09.13.10

مطمئنا هر دو طرح مي توانند براي جامعه مفيد و موثر باشند ولي با توجه به مباحثي كه در خود مقاله مطرح شده بود و به نظر من اهميت آموزش اقشار عمومي جامعه خود مي تواند تاثير مستقيم و غير مستقيم بر توليدات و نوع فعاليت هاي كارخانه جات داشته باشيد . همچنين چون در شرايط امروز ايران كه وضعيت اقتصادي و مسايل مطرح ديگر در زمينه فعاليت هاي تجاري بسيار پرنگ هستند. متاسفانه اكثر افراد به دنبال سود بيشتر و كيفيت كمتر هستند و مسايل از جمله حفظ محيط زيست و توليد مواد غذايي سازگار با محيط زيست و تغذيه سالم براي آنان خيلي معنايي ندارد اگر بستر فروش مناسبي را براي آن احساساس كنند. همچنين مسايلي از جمله فساد مالي و درگيري هاي سياسي در تجارت همه و همه ورود به اين سيستم ها را مشكل تر نيز كرده است ولي آمورش اقشار عمومي بخصوص زنان و مردان جوان مي تواند به دور بسياري از مشكلات و چالش هاي مطرح شده نقش بسزايي در خريد مواد غذايي سالم و بسته بندي هاي سازگار با محيط زيست داشته باشد و به طور كلي تاثير مستقيمي بر ايجاد فرهنگ تغذيه سالم در كودكان ، نوجوانان و جوانان و به معنايي سرمايه هاي آينده كشور دارد . كه تمام اين مسايل مستقيما بر روري توليدات مواد غذايي تاثير مي گذارد. چون كارخانجات غذايي با توجه به سلايق و نيازهاي جامعه( مشتري) توليدات خود را تنظيم مي كنند. به همين دليل من شخصا طرح نسترن را بيشتر مي پسندم.

dadvar's picture

dadvar

09.14.10

هر دو طرح و ایده خوب است اما نکات چندی را نیز می توان مد نظر قرار داد اول اینکه به هرحال با توجه به شرایط فعلی که در جامعه ما وجود دارد و البته در جوامع دیگر ، علاقمندی به خرید غذایی که در بیرون طبخ شده و یا غذاهای اماده زیاد است . دلایل این امر در این جا نمی گنجد اما نمی توان کلا به این پدیده منفی نگاه کرد و نفی اش کرد. در نتیجه این نوع محصولات خریدار زیاد از طبقات مختلف اقتصادی مخصوصا متوسط به بالا دارد. که در هر حال خریدار این نوع محصولات هستند حتی با کیفیت کم.در نتیجه اگر خریدار به مضرات مثلا بسته بندی های پلاستیکی اگاه شود انگاه به سمت خرید مواد غذایی اماده اما با بسته بندی مناسب ترغیب می شود و تولید کنندگان هم ، هم به دلیل مسئولیت اجتماعی در قبال سلامت مصرف کنندگان و هم به دلیل امکان جذب مشتری بیشتر و در نتیجه سود بیشتر بسته بندی محصولات خود را عوض کرده و سازگار با محیط زیست و سلامت انسان می کنند .اما در مورد طرح نسترن : اولا نیاز به اموزش های فراگیر و مداوم دارد که پایداری ان به نوع حفظ شود و مشخص شود ایا این اموزش ها روی عمکلرد افراد نیز اثر گذاشته یا فقط یک سری اطلاعات داده شده . در صورتی که برای اقشار مختلف جامعه بسته های اموشی جداگانه تدوین شود و همچنین تاثیر گذاری اموزش ها سنجیده شود و بر اساس ان برای اموزش های اینده برنامه ریزی گردد این طرح هم می تواند موفق باشد اما من به شخصه با طرح هدا موافق ترم چون فکرمی کنم عملی تر است و پایداری بیشتری دارد و همچنین در نهایت روی سلیقه مشتری در خرید محصولات با کیفیت بهتر هم اثر می گذارد

mahisefat's picture

mahisefat

11.20.10

من فکر می کنم هر دو طرح عملیه و خیلی اثرگذار و موفق می تونه باشه. ولی طرح هدا زودتر از نسترن جواب میده. نقاط قوتش اینه که هدی در رشته ای تحصیل کرده که می تونه صاحبان مشاغل رو تا حدود زیادی توجیه کنه و مجابشون کنه که از مواد اولیه ای استفاده کنند که قابل بازیافت باشه. نقاط ضعفش هم اینه که شاید اونها به حرف یه دختر جوان که هیچ موسسه و شرکت اسم و رسم داری پشتش نیست، اهمیتی قائل نشن. فرصتش اینه که با سازمان های حفاظت از محیط زیست همکاری کنه و از طرف اونها بره با اینا صحبت کنه. تهدیدش هم اینه که شرکت هایی که اون مواد اولیه مخرب رو تولید می کنند، می تونن برای هدای تولید دردسر کنن و براش مشکل بوجود بیارن و مانع کارش بشن. اما طرح نسترن خیلی زمان بره ولی اگه عملی بشه خیلی تاثیرگذار خواهد بود. چرا که اگر خانواده ای چیزی رو باور کنه و با دلیل منطقی بپذیره، حتما بهش عمل می کنه. نقاط قوتش اینه که می تونه خوب آموزش بده و افراد رو از این قضیه آگاه کنه و فرهنگ سازی کنی. نقطه ضعفش اینه که به افراد زیادی برای این کار احتیاج داره و زمان زیادی لازم داره و باید با تعداد کثیری از کودکان و جوانانی که عاشق غذاهای فست فود هستند، مفصل صحبت کنه. فرصتش اینه که از وسائل آموزش دسته جمعه مثل تهیه فیلم و بروشور و اینترنت و .... استفاده کنه. تهدیدش هم اینه که هزینه های زیادی رو متحمل میشه و خیلی از افرادی که به دنبال پول و سود بیشتری هستند و سلامتی انسان و محیط زیست براشون اهمیتی نداره، ممکنه براش ایجاد مشکل بکنن و سد راهش بشن.

naser1364's picture

naser1364

11.22.10

هردو طرح قابل اجراست اما طرح نسترن عملی تر است و من پیشنهاد می کنم اول طرح نسترن انجام شود و حساس سازی لازم در مورد مسالخه صورت گیرد تا مردم با آنها همراه شوند وقتی که مردم را علیه این ظروف همراه کردیم طبیعاتا کارخانه ها نیز برای تامین نظر مردم باید تغییری در تولیدات خود ایجاد کنند. به نظر من اول طرح نسترن اجرا شود و بعد از مدتی طرح هدی را اجرا کنند

naser1364's picture

naser1364

11.22.10

فرصت برای طرح هدی: آگاهی کم و بیش جامعه از ضرر ظروف پلاستیکی برای سلامتی و تاثیر ان در شیوع سرطان ها- و نقطه ضعف طرح هدی: عدم ارتباط با کارخانه دارها - تهدید ها برای طرح هدا:نبود ظروف کاغذی به تعداد انبوه در بازار- هزینه بیشتر ظروف کاغذی و بالا رفتن هزینه کالا

طرح نسترن
قوت ها: توانایی هر یک از اعضای گروه برای اموزش
ضعف ها: عدم اشنایی تیم آموزش دهنده با غذاهای خانگی به صورت کامل
فرصت ها: اطلاع کم و بیش جامعه از مشکل موجود در غذاهای غیر خانگی به علت شیوع برخی بیماری های نوظهور
تهدیدها: زمان بر بودن غذاهای خانگی و گرفتاری شهروندان

melika's picture

melika

11.26.10

به نظر من هر دو روش کارآمده. این 2 نفر می تونن 1 هدف کلی در نظر بگیرن که اون تغییر الگوی مصرف غذا باشه و حالا اهداف جزئی شون 1.تغییر در صنایع و 2.تغییر در نگرش مصرف کننده باشه. این که هدف کلی و جامع دارن یکی از نقاط قوتشونه.در مقابل چون 2 تا جامعه ی هدف دارن و نیرو و زمانی که باید صرف کنن خیلی بیشتر از سازماناییه که 1 جامعه هدف دارن یک نقطه ی ضعف حساب می شه براشون.تهدیدشون اینه که آدما چه مدیر چه مردم عادی در مقابل تغییر موضع میگیرند مگر اینکه تغییر براشون سود داشته باشه،این تغییره و نگرش مردم بهش 1تهدیده.در مقابل توضیح موثر کار برای هر 2 جامعه ی هدف و جلب حمایت مراکز قوی دولتی که هم جهت با اهداف موسسه کار می کنند مثل شهرداری و استفاده از امکانات در دسترس این ارگانها برای تبلیغات و فرهنگسازی مثل معاونت فرهنگی شهرداری 1 نقطه ی فرصته

nasimjafari's picture

nasimjafari

11.29.10

نقطه قوت پروژه هدا این است که حوضه محدودتری دارد در حالیکه در پروژه نسترن این حوضه خیلی وسیع است. تهدید برای پروژه هدا عدم استقبال شرکتهاست در حالیکه برای پروژه نسترن علاقمندی خانواده ها نسبت به سلامت یک فرصت است. اگر این دو پروژه همزمان انجام شود پروژه نسترن برای هدا یک فرصت محسوب می شود چون مشتریان محصولات سالم برای شرکتها ایجاد می شود. من فکر می کنم استقبال خانواده ها بیشتر از شرکتهاست به همین دلیل فکر میکنم بهتر است پروژه نسترن زودتر شروع شود این کار به پیشبرد پروژه هدا کمک خواهد کرد. در عین حال اگر امکان کمک گرفتن از افراد بیشتر و موازی پیشبردن دو پروژه وجود دارد که نور علی نور می شود.

sharareh's picture

sharareh

05.25.11

از آنجایی که در دنیای امروز متأسفانه سود حرف اول را در تولید می زند، نه احساس مسؤولیت نسبت به جامعه و انسانها، تصمیم گیری نهائی بستگی دارد به این که استفاده از مواد سازگار با محیط زیست برای شرکتها بیشتر یا کمتر از ظروف یک بار مصرف و پلاستیکی هزینه داشته باشد. اگر بیشتر هزینه داشته باشد جلب موافقت آنها دشوار است و طرح نسترن عملیتر است، اما اگر هزینه آن کمتر یا مساوی باشد می توان طرح هدا را اجرا کرد. البته مزیت طرح نسترن آن است که حیطه وسیعتری را در بر می گیرد و آگاهی دادن به مصرف کنندگان نه فقط مشکل ظروف یکبار مصرف، بلکه بسیاری مشکلات دیگر را می تواند حل کند

saljo's picture

saljo

05.26.11

هر دو طرح بنظر خوب است ولی باید با شرایط افراد علاقه مند در اجرای آن و محیطی که می خواهند اجرا کنند بررسی شود برای مثال لازم است شش سرمایه هر یک از افراد شامل(مالی) پولی، فیزیکی و(معنوی) انسانی، ارتباطاتی، اجتماعی و سازمانی بررسی شود و نکات قوت و ضعف ارائه گردد همچنین در خصوص محیط یعنی فرصت و تهدید نیز با توجه به شرایط اقتصادی و سیاسی و غیره بررسی شود
بنظر طرح نسترن با شرایط اعلام شده و حسی و بدون سوات نزدیک به هدف است

lnazary's picture

lnazary

05.26.11

با سلام
فکر می کنم در مقایسه دو طرح اگر هر دو روی یک کار در ابتدا سرمایه گذاری کنند بهتر باشد و اثر سینرژیک یا هم افزایی داشته باشد و چون آموزش مصرف کننده و عملکرد صحیح او در خرید باعث ارائه فیدبک بهتری به تولید کننده می شود در نهایت سبب کنجکاوی فروشنده در شناخت تمایل مشتری و اجبار تولید کننده برای بهبود کالای خود برای بالابردن فروش می شود. یعنی با یک تیر دونشان زدن به خصوص که هر دو مشکل سرمایه هم دارند

saideh's picture

saideh

10.16.11

هر دو طرح جالبه.
طرح هدی امکان اجرایی شدنش سخت تره.به این دلیل که برای بنگاههای تولید کننده ظروف یک بار مصرف پلاستیکی فعالیت اقتصادی می کنند.بر حذر کردن آنها از تولید ظروف یا بسته بندی پلاستیکی مستلزم توجیه اقتصادی هست.طرح باید توجیه اقتصادی داشته باشه.اگر هدی بتونه توجیه اقتصادی رو در کنار مضرات زیست محیطی قرار بده امکان موفقیت طرحش و اقناع تولید کنندگان برای تغییر تولید شون( که خود مستلزم هزینه هست) بیشتر خواهدبود.برای تهیه توجیه اقتصادی تیم احتیاج به مشورت یا مشارکت یک متخصص اقتصادی و بازاری دارد.از طرفی ظروف کاغذی هم نیازمند کاغذ هست که مستلزم تخریب جنگلها در دراز مدت هست.به نظر میرسه حتی جایگزین شدن ظروف و بسته بندی پلاستیکی با کاغذی هم در دراز مدت تهدیدی برای محیط زیست هست.باید یک ایده ی خلاقانه برای بسته بندی و ظروف استفاده بشه.یکی از نظرات دیدم نوشته بود ظروف قابل خوردن.این ایده ی خوبیه.البته از طرفی اگر فرایند بازیافت سیستمی و مدون بشه هم طرح هدی اجرایی هست به شرط داشتن توجیه اقتصادی.

طرح نسترن به مراتب با دشواری های بیشتری روبرو هست.تغییر دیدگاه مصرف کننده و ترغیب آن به مصرف کالای جدید طرحی کلان هست.به نظر میرسه اجرایی کردن اون در یک مقیاس کوچکتر مثل یک استان با همکاری شبکه استانی صدا و سیما و آموزش و پرورش استان و سایر نهادهای اجرایی و البته کمکهای داوطلبانه برای آموزش و همچنین جلب همکاری دانشگاه ها برای آموزشهای طولانی مدت و مستمر راهگشا هست و شانس اجرایی شدن اون رو بیشتر می کنه.
موفقیت اون در یک مقیاس کوچک تجربه لازم رو فراهم می کنه و امکان سنجش عملی شدن اون رو در مقیاس بزرگتر میسر می کنه.