خدمات کاریابی برای قشر فقیر جامعه

نام مصاحبه شونده: لیلا سورلی
نام موسسه: مرکز حمایت اجتماعی
سال تاسیس: ۱۹۹۷ ثبت شده در سال ۲۰۰۶
تعداد کارمندان: ۶ نفر

۱- موسسه شما چه خدماتی ارائه می‌دهد؟ شما پایه گذار چه تغییراتی در وضع موجود زنان کم درآمد شده اید؟

ما در موسسه مان به زنانی کمک می کنیم که در یک حالت گذار قرار گرفته اند. کمکهای ما بسیار عملی هستند. ما در تلاشیم ک زندگی این زنان و خانواده یشان را با کمکهایی که به ایشان در زمینه پیدا کردن شغل می کنیم بهبود بدهیم. از ابتدای تشکیل موسسه مان ما این کار را شغل «مری پاپینزی» نامیدیم.
ما موسسه را به حالت یک مرکز کاریابی درآوردیم و مثل یک یک واسطه بین کارفرمایان و زنان که مایلد بودند در حوزه های خانواده مثل نگهداری از بچه ها و پرستاری و نظافت منازل و آشپزی و غیره کار کنند خدمات ارایه کردیم. تاکنون ما یک مرکز اطلاعات ساده که در آن اطلاعاتی جهت دسترسی هر دوی جویندگان کار و کارفرمایان قرار دارد را راه اندازی کرده ایم و این دو را به هم مرتبط کرده ایم. به علاوه٬ ما برای زنان جویای کار یک سری مشاوره هایی فراهم می کنیم که بدانند چگونه برای مصاحبه کاری آماده شوند و چگونه رزومه بنویسند و چگونه با کارفرما ارتباط موثر برقرار کنند. ما نه تنها در مرحله قبل از استخدام از مراجعینمان حمایت می کنیم بلکه پس از استخدام هم تلاش می کنیم تا از حقوق آنها در مقابل کارفرما حمایت کنیم. اگر هم اختلافی پیش بیاید ما سعی می کنیم در نقش میانجی آنرا حل کنیم. مراجعین ما از طبقه فقیر و به حاشیه رانده شده هستند کسانی مانند مادران سرپرست خانواده و زنانی از گروه های قومی اقلیت

۲- دیدگاه شما از چه نظر با دیگر موسسات در زمینه کاری شما متفاوت است؟( شما با دیدگاهتون چه چیز رو در این حوزه عوض کردید؟)

موسسه ما در سال ۱۹۹۷ یک کمک مالی از طرف وورد ویژن دریافت کرد. انگیزه ما در آن موقع ایجاد سیستم میکرو کردیت بود که دو هدف را دنبال می کرد: اول یک هدف اجتماعی که به زنان بیکار کمک کند تا کار پیدا کنند و دوم یک هدف مالی: زنان بتوانند برای خودشان درآمد داشته باشند. ما کارمان را ابتدا مانند یک موسسه انتفاعی شروع کردیم ولی به مرور به این نتیجه رسیدیم که هدف و کار موسسه ما بیشتر به موسسات غیرانتفاعی شباهت دارد در سال ۲۰۰۶ ما خودمان را به عنوان یک موسسه غیر انتفاعی و غیردولتی ثبت کردیم.

۳-   چه انگیزه‌ای باعث شد که اقدام به تاسیس این موسسه کنید؟

تعداد دیگری از موسسات مشابه وجود داشتند که در زمینه کاریابی فعالیت می کردند. من تفاوت را از چند جهت در کارمان می بینم. اول٬ ما تلاش می کنیم هزینه ها را کاهش دهیم و در نهایت مبلغ کمی از جویندگان کار دریافت می کنیم. ابتدا که این مراجعین پیش ما می آیند ما چیزی از آنها نمی گیریم. این ماجرا در ماه اول کارکردنشان نیز صادق است. دوم اینکه ما برای مراجعینمان مشاوره فراهم می کنیم و در این تلاش زیادی می کنیم و این مشاوره ها هم قبل و هم بعد از استخدام رایگان هستند. سوم اینکه ما معمولا در دعوای کارمند و کارفرما مداخله می کنیم. ما فقط کارمندان را در نظر نمیگیریم بلکه به رابطه خودمان با کارفرایان هم توجه ویژه داریم. با این وجود٬ ما متوجهیم که در بازار کنونی و با قانون های موجود قدرت چانه زنی کارمندان در مقابل کارفرمایان بسیار کم است. این سه ویژگی ما را از بقیه موسسات مشابه متمایز می سازد چرا که آنان وظیفه خود را پس از اینکه مراجعه کننده استخدام شد و هزینه های سرویس دریافت شده را پرداخت تمام شده می دانند.

تاثیر مثبت این روش ما در ارتباطمان با صدها زنی که از سرویس های ما استفاده می کنند ظاهر شده است. اینها همان مراجعین معمولی هستند که از خدمات ما استفاده می کنند.اگر بخواهیم به اعداد و ارقام نگاه کنیم ما هر ساله به حدود ۱۰۰ زن کمک می کنیم.
شاید این برای کشور جورجیا خیلی زیاد نباشد ولی خیلی کم هم نیست. حتی بسیاری از کمپانی های بزرگ هم این تعداد آدم استخدام نمی کنند. این خدماتی است که ما می توانیم به یکی از فقیرترین بخش های جامعه ارایه دهیم. این را با هم باید اشاره کنم که ما در توسعه و پیشرفت کار (که چه تعریفی از نظر حرفه ای داشته باشد)  هم نقش بازی کرده ایم. چنین جو و پیشرفتی ۱۵ سال پیش وجود نداشت. مثلا ما به اینکه پرستاران بچه و یا کسانی که در کار نظافت منازل هستند حرفه ای تر کار کنند کمک کرده ایم.

۵- ابتدا با چه مقدار سرمایه (نقدی و نیروی انسانی) آغاز کردید؟

ما با حدود ۶۰۰ دلار و دو نفرکارمند کار خود را شروع کردیم

۶-  رمز پایداری و دوام اقتصادی موسسه شما چه بوده است؟

ما توانسته ایم به پایداری برسیم. ما الان می توانیم هزینه هایمان را با درآمدان پوشش دهیم. ما البته مشکلاتی هم داشته ایم. مثلا بعد از آگوست ۲۰۰۸ و درگیری های آن روزها درآمد ما ناگهان کاهش پیدا کرد. برای ۸ ماه ما قادر نبودیم حقوق کارمندانمان را بدهیم. با این وجود به خاطر علاقه و اعتقادی که به کارمان داشتیم توانستیم جان سالم به در ببریم.

۷- اگر شما توان زندگی/کار جای دو نفر را داشتید، دومین زندگی خود را وقف بهبود کدام حوزه اجتماعی می کردید؟ (بعد از این حوزه که به آن مشغول هستید چه حوزه دیگری را مهم و نیازمند کمک می دانید؟)

ما دوباره در حوزه های مشابه کار می کردیم. یکی از این حوزه ها مربوط به حقوق زنان است. من قبلا اشاره کردم که ما در اختلافات بین کارفرمایان و زنان شاغل میانجی گری می کنیم با این وجود امکانات و منابع کافی نداریم که سرویس هایمان را گسترش دهیم و مثلا مشاوره های حقوقی هم ارایه کنیم. من دوست دارم ما بتوانیم چنین سرویس حقوقی را ارایه کنیم تا زنان بتوانند در قراردادهای کاری از حقوق خود دفاع کنند. ما البته در زمینه های دیگر مانند خشونت خانگی هم علاقمندیم که کار کنیم.

۸- دیدن و شنیدن مسائل و دردهای اجتماعی می تواند سنگین و ناراحت کننده باشد، شما چه راهی برای تخلیه روحی خود و سرپا ماندن برای ادامه کار خود پیدا کرده اید؟

کار ما بدون شک بسیار دشوار است. ما به طور مرتب از مشکلات وحشتناک مردمان به حاشیه رانده شده و ضربه پذیر می شنویم.   این داستان ها در مورد مردمانی است که شغل خود و در نتیجه امید به آینده خود را ازدست داده اند.  ما از اینکه بتوانیم برای این دسه از افراد شغل و منبع درآمد پیدا کنیم که به آنها معنی زندگی بدهد احساس آرامش می کنیم. آرامش حاصل از این کار واقعا زیاد است.

۹- ارزشمندترین کار/لحظه‌ای که تا به حال در این موسسه داشته‌اید چه بوده است؟

فکر کنم من قبلا در این مورد صحبت کرده ام. ما به مردم با دادن پول کمک نمی کنیم بلکه با پیدا کردن شغل برای آنها به آنها کمک می کنیم.

۱۰- سخت ترین/ناخوشایندترین تجربه ای که در هنگام کار در موسسه داشته اید چه بوده است؟

اتفاقات بعد از آگوست ۲۰۰۸ شرایط سختی را برای ما به وجود آورد. بحران مالی ایجاد شده فشار سختی به ما وارد کرد ولی ما توانستیم جان سالم به در ببریم.

۱۱- کار گروهی  و تیمی می تواند بالا و پایین‌های زیادی داشته باشد، چه راهکارهایی در گرداندن کار گروهی داشتید که فکر می کنید موثر بوده؟

من در انتخاب کارمندانم دقت زیادی کردم و نقش زیادی بازی کردم. ما الان ۶ نفر هستیم و همه کارمندانم علاقه زیادی در کاری که می کنیم دارند. ما در مورد کارها و برنامه هایمان توافق می کنیم و بقیه کار زیا دشوار نیست. الان کارها به صورت روان پیش می رود ولی ما احتیاج داریم که کار را توسعه بدهیم.

۱۲- آیا تا به حال با موسسه‌ی مشابهی—در حوزه کاری خود—در خارج از کشور (عرصه بین المللی) در تبادل اطلاعات و دانش قرار گرفته اید؟

تا حالا نه ولی احتیاج داریم که با موسسات بین المللی ارتباط برقرار کنیم. ما دوست داریم به سرمایه گذاران خارجی نزدیک شویم تا برای توسعه کاریمان از آنها کمک بگیریم. ما در نظر داریم برای موسسه «ماما کاش» و سایر موسسات که کارهای نظیر کارهای موسسه ما را حمایت مالی می کنند اپلای کنیم.

۱۳- آینده موسسه خود را چگونه می بینید؟ ده سال دیگر در چنین روزی موسسه شما در چه موقعیتی خواهد بود؟

اگر همه چیز خوب پیش برود کارهای ما هم از نظر مقدار و هم از نظر جغرافیایی محمدوده بیشتری را پوشش خواهد داد. یکی از برنامه ها ی ما این است که سرویس هایمان را گسترش دهیم و فقط هدف ما زنان با مهارت های پایین کاری نباشند. ما برای این کار باید با کارفرمایان متنوع تری فرای آنهایی که فقط خدمات خانگی می خواهند مانند بیزنسها ارتباط برقرار کنیم. ما همین الان هم از بعضی از کمپانی ها تقاضا برای استخدام  افراد با ظرفیت های مختلف داشتیم. حوزه دیگری که مد نظر ماست حقوق زنان است. ما آرزو داریم که درصورت داشتن درآمد کافی بتوانیم فعالیت هایمان را از پایتخت گسترش دهیم . در ۱۰ سال آینده من امیدوارم ما بتوانیم در سراسر گرجستان شعبه بزنیم.

۱۴- در حال حاضر بزرگترین دغدغه/مشکل موسسه که با آن دست به گریبان هستید چیست؟

ما هنوز در حال دسته و پنچه نرم کردن با مشکلاتی هستیم که به خاطر آن بحران اقتصادی برای ما ایجاد شد. چالش ما الان دسرسی به منابع مالی بیشتر برای توسعه کاریمان است. درآمدی که الان داریم کمک می کند سرپا بمانیم ولی برای توسعه موسسه مان کافی نیست. در ضورت غلبه کردن به این مشکل می تواینم به فاز جدیدی از کارمان برویم که البته باعث خواهد شد که بتواینم موثرتر کار کنیم و تاثیر بیشتری از  آنچه الان می گذاریم داشته باشیم.

فقر زدایی