بعضی جاها با گیس سفید یا ریش سفید می رفتیم

مسوولیت: مسوول امور زنان عشایر کشور

۱- پروژه صندوق اعتبارات خرد اول در کدام مناطق ایران شروع به کار کرد؟

پروژه صندوق اعتبارات خرد زنان روستایی و عشایری که با الهام از طرح محمد یونس (اجرا شده در کشورهای مالزی و هندوستان) گرفته شده بود ابتدا در روستای فیروزجا در نزدیکی شهر بابل استان مازندران اجرا شد. این طرح پس از یک سال و نیم به موفقیت رسید.

طرح محمد یونس بومی شد به این معنا که مثلا در کشورهای دیگر کارمزد بالاتر بود که با اقتصاد اسلامی سازگار نبود. ماسعی کردیم اینها را با شرایط فرهنگی و اعتقادات مذهبی مردممان در ایران وفق بدهیم و سپس آنرا پیاده کنیم.

۲- اینکه می گید بومی شد دقیقا یعنی چه؟

غیر از مساله کارمزد و اقتصاد اسلامی شرکت مردان در این پروژه ها در کشورهای دیگر بود ولی در ایران ما فقط زنان خصوصا زنان تولید کننده و سرپرست خانوار را در نظر گرفتیم با اولویت کسانی که می خواستند در حوزه دامداری و کشاورزی فعالیت کنند. ما کمتر دنبال کار های خدماتی بودیم و می خواستیم تولید کننده های روستایی را تشویق به کار کنیم.

۳- با چه شیوه هایی کارتان را آغاز کردید و چه ضعف و قدرت هایی داشت؟

ما به دو شیوه در روستاها کار کردیم. شیوه اول در استان کرمانشاه بود که صندوق ما شبیه صندوق قرض الحسنه بود و از بچه کوچک تا پیرزن ۶۰ ساله می توانستند در آن عضو شوند و وام دریافت کنند. شیوه دوم در استان مازندران بود و وام فقط در راستای تولید کشاورزی و دامداری داده می شد و فقط یک نفر از خانواده می توانست آنرا دریافت کند.

به مرور نقص های کار مشخص شد و ما متوجه شدیم چه اصلاحاتی باید روی طرح انجام دهیم. مثلا در شیوه اول که در کرمانشاه بود مشکل بازپرداخت داشتیم چون بیشتر اعضای خانواده ضمانت هم را کرده بودند و زیاد برایشان مهم نبود که هر طور شده وام را پس بدهند. ولی در شیوه دوم که در استان مازندران پیاده شد فردی خارج از خانواده ضمانت می کرد برای گرفتن وام و در نتیجه افراد با هم رودربایستی داشتند و سعی می کردند بخاطر اعتبار و آبرویشان حتما وام را پس بدهند. این شیوه پس از یک سال و نیم همچنان جواب داد و ما تصمیم گرفتیم آنرا پیش ببریم.

۴- تعداد صندوق ها چقدر بود و هم اکنون چقدر است؟

در ابتدا با سه یا چهار صندوق شروع کردیم و بعد تعداد آنها ۱۷ تا شد و بعد سریعا به ۴۰ تا رسید. الان باید حدود ۷۰۰ یا ۷۰۰ صندوق در کل کشور داشته باشیم.

۵- چه روستاهایی برای این کار انتخاب شدند؟

برای این که یک صندوق را به یک روستا ببریم شاخص های متعددی برای ارزیابی آن روستا داریم چون هر روستایی مناسب این کار نیست و این طرح در آنجا جواب نمیدهد. ما نگاه می کنیم ببینیم کدام روستا پتانسیل تولید دارد. بعد اگر طرح خوب پیش رفت ما به روستاییان می گوییم که برایشان امکانات دیگری از دیگر وزارتخانه ها و ارگانها می گیریم. آنوقت از رابطه های اداریمان استفاده می کنیم و سعی می کنیم کار آنها را راه بیندازیم.

۶- اعتبار صندوق ها چقدر هست؟

اعتبار صندوق ها در سال ۱۳۷۹دو میلیون بود که حالا به چهار میلیون رسیده و کارمزد آنها حدودا ۷ تا ۱۰ درصد است و باید تا ۶ ماه هم وامشان را پس بدهند هزینه های جزیی کپی دفترچه و مواد اداری هم از همین صندوق ها پرداخت می شود. در ضمن هیات مدیره این صندوقها چیزی نمی گیرند و هر چه اضافه شود سرمایه صندوق خواهد بود.

۷- تاثیرات این صندوق ها در روستاها چه بوده است؟

این صندوق ها باعث ایجاد اشتغال بوده اند، البته  در یک حد محدودی و نتوانسته اند شغل های خیلی پایدار ایجاد کنند. در هر شهر یا روستا و استان کشور پتانسیل های مختلفی برای تولید هست. در بعضی مناطق فقط دو تا پتانسیل تولید کشاورزی است و بعضی جاها مثل مازندران ۱۲ تا. ما بررسی می کنیم ببینیم کجا همچین ظرفیتی هست تا صندوق را به آنجا ببریم. یکی از مشکلات این است که ریسک کارهای دامداری و کشاورزی خیلی بالاست. با این وجود من در بازدیدی که از کشور هند و از پروژه های مشابه داشتم متوجه شدم که ما نسبتا نزدیک به آنها عمل کرده ایم.

۸- آیا روستاییان وام ها را به موقع بازپرداخت می کردند؟

جالب است بدانید خانمها نسبت به آقایان در پرداخت وام ها متعهدانه تر عمل می کنند و بیشتر می شود نسبت به آنها اعتماد کرد.

۹- مشکلات این صندوق ها در حال حاضر چیست؟

یکی از مشکلات ما است که ما نتواسته ایم این صندوقها را ثبت حقوقی بکنیم. در بعضی حالت های ثبت از آنها مالیات کم می شود و در ضمن اینها را نتواسته ایم مانند ان جی او ها ثبت بکنیم لذا این صندوق ها هیچ جا ثبت نیستند.

۱۰ -وام ها چگونه و بر مبنای چه معیاری به روستاییان تعلق می گیرند؟

معمولا بین ۲۰ تا ۵۰ نفر عضو صندوق هستند. برای ضمانت به گروه های ۵ تا ۷ نفره تقسیم می شوند و یا اینکه در راستای تولیدشان اگر در فعالیت های مشابهی قرار است کار بکنند گروه بندی می شوند.  ما سعی می کنیم وام در راستای کارهای خدماتی داده نشود و همچنین تلاش می کنیم که وام به صورت توافقی به افراد نیازمند داده شود نه بر مبنای قرعه کشی.

۱۱- شما برای اینکه این طرح را به روستاها ببرید چگونه اعتماد سازی کرده اید؟

ارگان ما به علت فعالیت های گسترده ای که برای روستاییان و عشایر انجام داده توانسته اعتمادسازی کند و ما از این جهت مشکلی نداشتیم. ما البته برای این کار دوره های حرفه ای دیدیم و سعی کردیم به روستاها که می رویم اول حال و احوال کنیم و بعد می گوییم از کجا آمده ایم. ما سعی می کنیم همیشه با آدمهای محلی و معتمد برویم که این خودش کارها را آسانتر می کند. مثلا بعضی جاها با گیس سفید یا ریش سفید می رفتیم و بعضی وقتها با اعضای شورای روستا.معمولا رییس اداره ترویج که گاهی آقا هم بودند با ما می آمدند که البته خیلی موثر بود. در بعضی جاها البته خانمها راحت  بودند که با خانم صحبت کنند مثلا در عشایر با خانمها راحت تر بودند.

۱۲- کجاها این طرح جواب نمیداد؟

اگر جایی بود که افراد صاحب نفوذ روستا با ما مخالف بودند مستقیم نمی گفتند که نیایید. مثلا سعی می کردند بگویند در  این روستای خاص مشارکت پایین است و یا این طرح جواب نمی دهد و غیره و دلک. معمولا هم این جاهایی بود که افراد روستا نسبتا متمول بودند و نیازی به چنین طرح هایی نداشتند و یا اینکه مثلا زنهای روستا که نمونه هایی در استان خوزستان داشتیم شوهران پولدار داشتند و در واقع به طرح ما خندیدند!. ما معمولا سعی می کنیم این صندوق ها را به جاهایی بریم که پتانسیل تولید هست و افراد روستا آنقدر متمول نیستند که از چنین وام هایی بی نیاز باشند . البته ما این را در اداره قبلش بررسی می کنیم که چنین توانی در آن روستا باشد و تلاش ما هم این است که صندوق جایی برود که افراد روستا خودشان متقاضی باشند و به زور این پروژه را جایی انجام نمی دهیم. تجربه نشان داده که وقتی کاری را به افراد روستایی تحمیل می کنیم اگر پروژه خوب جلو نرود و شکست بخورد همه پای خودشان را کنار می کشند و می گویند ببینید خودتان کردید خودتان هم پای شکست پروژه بایستید. روستاهای متقاضی باید ۳۰ تا ۵۰ خانوار داشته باشند و همانطور که گفتم سطح مشارکت بالا باشد. شاخص فقر طوری باشد که افراد متمول کم٬ افراد متوسط معمولی و افراد کم درآمد ۴۰ تا ۵۰ خانوار باشند. همینطوری دوری و نزدیکی به شهر یک عامل دیگر است. که ما در بردن صندوق به یک روستا در نظر می گیریم.

۱۳- برخورد مردها با فعالیت اقتصادی خانمهایشان چگونه بود؟

بعضی جاها به خصوص اوایل کار مردها نمی گذاشتند و حتی در روستاهای برخوردار هم تا خانمها می خواستند در این فعالیت ها مشغول شوند مردها می گفتند: حالا این خانمها می خواهند دور هم جمع شوند چکار بکنند و خانمها توانمندی ندارند و امثال این گونه نظرات. ما هم البته به زنها می گفتیم اشکال ندارد . مردها حرف خودشان را بزنند شما هم کار خودتان را بکنید و امتحانش که ضرری ندارد. اینطور می شد که پس از مدتی کار خانمها می گرفت و مردها هم به فکر می افتادند که صندوق مشابهی بزنند.

۱۴- آیا الان موسسات غیردولتی هم در این پروژه ها فعالیت دارند ؟

الان ان جی او هایی هستند که دارند در حوزه های مشابهی کار می کنند و اعبارات خرد می دهند. مثلا بعضی از اینها در شهر بم هستند ولی بیشتر مشکلاتشان نبود اعتبارات کافی برای پیشبرد پروژه هایشان است.

۱۵- صندوق اعتبارات خرد در مورد زنان عشایر چگونه فعالیت می کند؟

در مورد زنان عشایر باید بگویم که ظرفیت بیشتر تولید آنها در حوزه صنایع دستی است چون همانطور که می دانید حدود ۳۵ درصد صنایع دستی کشور توسط عشایر ما تولید می شود. ما سعی می کنیم در زمینه بسازی و تجهیز صنایع دستی عشایر فعالیت کنیم و بعد از آنهم در حوزه کشاورزی و دامداری. مشکلات اقتصادی خاص زنان عشایر ما مسایل اقتصادی است و بعد هم البته اقتصاد خانواده.

۱۶- توصیه شما در مورد کار کردن با روستاییان و جلب اعتمادشان به افرادی که می خواهند در این حوزه قدم بگذارند چیست؟

توصیه من این است که افرادی که به روستاها برای ایجاد چنین فعالیت هایی می روند همواره خودشان را دانش آموز این راه ببینند و طوری با روستاییان برخورد نکنند که انگار همه چیز را می دانند و آمده اند روستاییان را آموزش بدهند و روستاییان بی سوادند و هیچ چیزی نمی دانند چنین حسی نباید به هیچ عنوان به روستاییان منتقل شود.

کاری که ما می کنیم بیشتر ایجاد ارتباط است و روستاییان خودشان همه کارها را انجام می دهند. در واقعا شاید کارهای مشابهی انجام می داده اند فقط نمی توانسته اند آنرا به خوبی مدیریت کنند.

اشتغال و کارآفرینی

نظرات

mahisefat's picture

mahisefat

11.06.10

چه کار قشنگی. اینجا هم خانم ها بهتر از آقایون عمل کردند. ایول :-)