حاملان استقلال در لهستان

موضوع: توانمندساری کودکان بی سرپرست برای کسب آمادگی زندگی مستقل اجتماعی

کشور: لهستان

نزدیک به 22 هزار کودک در لهستان از طرف دولت به مراکز کودکان بی سرپرست سپرده شده اند در حالیکه  هیچ یک از 351 مرکز نگهداری از کودکان بی سرپرست، کودکان را برای یک زندگی مستقل در بزرگسالی آموزش و توسعه نمی دهند  و 60 درصد از بزرگسالان بی خانمان و معتاد، زندگی در این مراکز را تجربه کرده اند. این بزرگسالان معمولا از زندگی اجتماعی طرد شده هستند و از آنجا که زندگی اجتماعی بیرون را تجربه نکرده اند و نیازهایشان از طریق خانواده های دیگر تامین شده است، پس از بیرون آمدن از این مراکز با موضوعات روزمره ای مانند خرید کردن، دکتر رفتن،و برقراری ارتباط عادی به دیگران، مشکلات عدیده دارند.

علیرغم این مشکلات، جامعه و دولت از این افراد برای کسب آمادگی زندگی مستقل اجتماعی حمایت نمی کند.

آرلیوسز با درک این مشکل و پس از مدت ها فعالیت اجتماعی و تالیف کتاب در زمینه فقر و کودکان، تصمیم گرفت دوره هایی را برای توانمندسازی بزرگسالانی که از زندگی در مراکز نگهداری کودکان بی سرپرست وارد زندگی مستقل اجتماعی میشوند برگزار، و آنان را آماده ورود موفق به جامعه کند.

برای برگزاری این دوره ها در سال 2002 موسسه خیریه "رابینسون کرس" را تاسیس کرد و همزمان، اولین کمپ تابستانی را راه اندازی کرد. او 40 بزرگسال (رابینسون) 16 تا 19 ساله را از 6 مرکز کودکان بی سرپرست گرد هم آورد.

متون تخصصی این دوره ها که به آموزش مهارت های کلامی و ارتباطی، تقویت مالی و توانایی استفاده از کامپیوتر می پرداخت با کمک کارآفرینان و روانشناسان تهیه شده بود.

پس از مدتی، آرلیوسز، روش کاری خود را اصلاح کرد. او نام موسسه خود را به "حاملان استقلال" تغییر داد و مراکز خود را در مدارس، مراکز ارتباط گیری و مراکز خدمات اجتماعی دایر کرد و هریک از این مراکز با 12 عضو (رابینسون) و یک مشاور شروع به کار کرد.

در حال حاضراین اعضا حداقل 4 ساعت  در هفته با هم به گفتگو می نشینند و پیشنهادات خود را مطرح می کنند و در صورتی که پیشنهادی عملی از یک رابینسون مطرح شود شرایط اجرای ایده از طرف موسسه فراهم می گردد. عضویت و شرکت در این دوره ها برای هر فرد حداقل یک سال ادامه دارد و رابینسون ها همراه با مشاور خود به تمرین مهارت های ارتباطات اجتماعی با کارآفرینان و دیگر گروه های اجتماعی، مدیریت زمان و یادگیری کامپیوتر می پردازند.

به نظر شما وضعیت کودکانی که در ایران به بهزیستی و مراکز نگه داری از کودکان بی سرپرست سپرده می شوند، چگونه است؟ مشکلات آنها را مطرح و درباره راه حل این مشکلات بحث کنید.

منبع عکس

فقر زدایی

نظرات

fereshteh's picture

fereshteh

08.18.10

az anjaee ke tajrobe nazdik az kar ba koodakane bi sarparast va bad sarparast dar iran ra daram bayad begooyam ke mohemtarin moshkele in koodakan adame ertebate nazdik ba jamee va afrade aadi ast ke kolan in masale be behzistee marboot ast chon bayad ejaze dahad bacheha be rahati baraee saati ba khanevadehee ke morede taeed hastand dar ertebat bashand\

zahrajalili's picture

zahrajalili

08.31.10

من فکر می کنم مشکل اصلی که در مراکز نگهداری کودکان وجود دارد٬ عدم توجه به آموزش مهارت های زندگی اجتماعی به این کودکان است. همان طور که دوستان گفتند٬ این بچه ها فعالیت های اجتماعی ندارند و این موجب می شود که یاد نگیرند چطور در جامعه زندگی کنند.
گرچه مشکل یادنگرفتن مهارت های زندگی٬ تنها مختص این بچه ها نیست. سیستم آموزش طوری است که برای دانش ریاضی و علوم بسیار بیشتر از مهارت های زندگی و تفکر و .... ارزش قائل است و این مساله برای اغلب بچه ها وجود دارد.
یک موسسه ی موفق در این زمینه٬ (که البته موسسه ی شبانه روزی نیست و من از نزدیک با این موسسه آشنا هستم)٬ انجمن نیکوکاری رهاورد مهر و دانش بم است. این موسسه حدودا یک سال بعد از زلزله٬ در بم شکل گرفته است و در حال حاضر حدود ۱۰۰ کودک را مورد حمایت خود قرار داده. این موسسه٬ علاوه بر حمایت درسی این بچه ها٬ به بچه ها مسئولیت های بسیاری می دهد و فعالیت های گروهی و اجتماعی مختلفی برای بچه ها تعریف می کند. مثلا بچه ها در ترمیم قسمتی از ارگ جدید مشارکت هایی داشته اند یا در حال حاضر بچه های کلاس هایی با عنوان سرزمین من برای شناخت بیشتر ایران دارند و ...
فکر می کنم راه حل در تغییر نگرش های آموزشی برای این بچه هاست. گرچه این کار در مراکز دولتی بسیار سخت خواهد بود.

dadvar's picture

dadvar

09.28.10

از جمله مشکلات کودکان بی سرپرستی که به بهزیستی سپرده می شوند نداشتن تجربیات اجتماعی است یعنی به نوعی سطح تجربه مندی در این کودکان و نوجوانان به دلیل کم بون ارتباطات اجتماعی بین انها و دیگران و همین طور عدم اموزش های لازم در این حیطه کم می باشد که این مساله می تواند مشکلات زیادی را در جوانی بزرگسالی در انان ایجاد کند و باعث شود که بیشتر از سایرین دچار اسیب های اجتماعی شوند . اما نکته دیگر انگ و برچسب های متععد منفی است که سایرین به اینگونه کودکان می زنند و همواره با یک قضاوت منفی از پیش تعیین شده با این گونه افراد مواجه می شوند که این مساله علاوه بر بار روانی سنگینی که برای این بچه ها ایجاد می کند باعث می شود که در اینده فرصت های زیادی نیز از اینان دریغ شود

mahisefat's picture

mahisefat

11.14.10

بزرگترین مشکل این بچه ها کمبود اعتماد به نفس و خود کم بینیه. چون فکر می کنن که خیلی با افراد عادی متفاوتن و جامعه هم به دید یکسانی به اونها نداره. همین امر اعتماد به نفس رو از این ها میگیره و از اونجایی که آموزش مناسبی در زمینه برقراری روابط اجتماعی ندیدند، در جامعه دچار مشکل میشن. بهترین کار اینه که موسساتی راه بیفته که در همون مراکزی که این ها نگه داری میشن، بهشون این مسائل آموزش داده بشه. مثلا یه گروه آموزشی تشکیل بشن و به موسسات بهزیستی برن و برای این بچه ها کلاس های مختلف و پروژه های عملی در زمینه های اجتماعی برگزار کنن که همه چیز رو قبل از اینکه پا به اجتماع بیرون بگذارند یاد بگیرند.