یک تجربه: رفع تنش در محیط کار

مطلب زیر توسط یکی از دانشجویان مدرسه پرتو به نام نوید نوشته شده و به مدرسه پرتو ارسال گردیده است

مدتي پيش دوستي از من خواست كه در جلسه ای  كه او با مربيان مهدش گذاشته است شركت كنم. او مدير يك مهد كودك دولتي است و من قبلا آموزش هايي براي مربيان او ترتیب داده بودم و بعد، بخاطر مشكلات رايج، نتوانستم فعالیتم را ادامه دهم.

چالش او اين بود كه بعضي از مربيان در عکس العمل به والدين برخورد خوبی نمی کنند، و به همين دليل ماه گذشته يكي از خانواده ها، خردسال خود را به مهد کودک دیگری انتقال داده بود. اين امر براي يك مهد کودک دولتي كه تعداد مشخصی مربي دارد يك بحران جدي به حساب مي آيد.

مدير مهد كودك جلسه را با اعلام اين مطلب شروع کرد كه من هميشه دوست دارم به نوعي رفتار كنم كه هم شما راضي باشيد هم والدين. او در ادامه مطرح كرد كه در اين جلسه قرار است حاضرین نظرها و پيشنهادهاي خود را براي حل مشكل ارتباط بين مربي ها و والدين مطرح نمايند .همچنين اعلام كرد كه آقاي نوید با توجه به تجربياتي كه در زمينه آموزش ، كودكان و والدين دارند ، امروز در اين جلسه حضور پيدا كردند تا به ما كمك كنند تا به راه حلي مناسب براي مشكل بوجود آمده برسيم.

جلسه با اعتراض يك ازمربيان قديمی مهد نسبت به حضور من شروع شد، اعتراض ایشان به این بود که آقاي نوید دركي از فعاليت هاي ما با كودكان ندارند، تا اینکه من در خصوص نقش خودم به طور مختصر توضیح دادم و به معلمان اطمینان خاطر دادم که من براي اين آمده ام كه در كنار شما با توجه به تجربه هاي اجتماعي كه دارم، به نتايج مطلوبي در مورد چالش مطرح شده برسيم.

صحبت هاي دوطرف شروع شد و مدير مهد درباره حفظ و پايداري مهد و نقش مربيان صحبت كرد. مربيان نيز به نوبه خود درباره خستگي و مشكلات كار و اينكه والدين باید ما را درك كنند و ما مسئول و جوابگوي آنها نيستيم صحبت كردند. مدير مهد در ادامه توضيح داد كه اكثر مسايل مربوط به والدين را در حد ممكن خود من و مدير داخلي حل مي كنیم و حتي خيلي وقت ها دربرابر حرف هاي بي ربط آنها كوتاه مي آييم تا اطمينانشان را جلب كنيم و كمتر از شما مي‌خواهيم كه مستقيم در ارتباط  با آنان باشيد، و فقط در شرايط خاص مي خواهيم كه شما مستقيم به سوالات والدين پاسخ دهيد.

پس از مدتي از گروه اجازه خواستم كه جلوي وايت برد صحبت های خود را ارائه دهم. سعي من این بود که با مربي ها همدلي كنم و مشكلات كاری آنها را درك كنم و پيشنهادهايي بدهم كه بتواند فشار كاري آن ها را كم و محيطي شاد را براي آن ها ايجاد كند. پيشنهادهايي از جمله نظرخواهي مستمر از مربيان در مورد مسايل موجود توسط مدير مهد، استفاده از پيشنهادهاي خود مربیان از قبیل ايجاد فضايي كوچك براي استراحت، گوش دادن به موسيقي ، خوردن يك نوشابه خنك و خواندن مطالب جالبی كه بر روي يك وايت برد نوشته شده است، يا يك مجله كه در آن اتاق گذاشته شده است، ايجاد صندوق هايي به نام همه افراد در مهد كودك كه همه بتوانند هر روز به نوعي رفتارهاي مثبت يكديگر را تشويق نمايند، تشكيل جلسه هاي دوره اي براي بررسي چالش ها و مشكلات موجود و بررسي موفقيت ها و  پيروزي ها ، تهيه كردن يك چك ليست براي مربيان با توجه به وظايف و مسئوليت هايي كه مدير مهد از آنها انتظار دارد، و مواردي ديگر.

در ادامه مطلب را به سمت ويژگي ها و مهارت هاي فردي بردم و به مربيان يادآوري كردم كه قرار نيست همه ما را درك كنند زیرا که كارمان دشوار است واگر كسي در كار خود اينگونه از ديگران توقع داشته باشد، جامعه اي خواهيم داشت سرشار از تنش و عدم آرامش. پس هر كسي وقتي كاري را انتخاب مي كند، مسوليت ها و چالش هاي آن را نيز مي پذيرد و سختی ها بهانه اي براي برخورد نامناسب با ديگران نیستند؛ البته براي اين كار بايد مهارت هاي روانشناختي و باورهاي اخلاقي خود را ارتقا دهيم. در ادامه تيتر وار به اهميت يادگيري مهارت هاي زندگي از جمله خودآگاهي، رفتار قاطعانه، همدلي، شنونده خوب بودن، كنترل خشم و اضطراب، مهارت حل مساله‌، تفكر انتقادي و تفكر خلاق اشاره كردم. همچنين به صورت گروهي به اين مساله پرداختیم كه بايد هميشه شرايط و موقعيتي كه در آن كار يا زندگي مي كنيم را بپذيريم و بتوانيم به اين درك برسيم كه چگونه بين مسايل تغيير ناپذير و تغيير پذير تمايز قايل شويم و براي آنهايي كه امكان تغيير دارند برنامه ريزي و تلاش كنيم. در باره اینکه اعضای خانواده ها شبیه همین مربیان و مدیران و کارکنان دیگر بخش هاهستند صحبت کردیم و نتيجه این بود که همه بايد با هم راحت و صميمي باشند تا بتوانند محيطي شاد براي خود ايجاد كنند. برای مثال، قرار شد اگر كسي سر كلاس خسته است و يا مشكلي دارد حتما با مدير و مدير داخلي مهد درباره مشكل خود به راحتي و با اطمينان صحبت كند و مدير نیز درباره مشكلات خود توضیح دهد و خيلي مطالب ديگر، كه با صحبت دو طرفه و نوشتن در وايت برد ادامه پيدا كرد. تمام مطالب و پيشنهاد ها نيز  توسط مدير و مدير داخلي مهد ياداداشت گردید.

در انتها من پیشنهاد كردم كه براي ادامه جلسه برگه اي براي جمع آوري نظرهاي مربيان تهيه شود و در جلسه بعدي  در مورد نظرها و پيشنهادها صحبت شود. من با اجازه همه از جلسه خارج شدم و جلسه به كار خود ادامه داد. روز بعد از مدير مهد درباره جلسه سوال كردم. بسيار خوشحال بود و گفت جلسه شروع بسيار خوبي براي همکاری های بعدي و ارتباطات بهتر بين او و مربيان بوده و تعدادي نظر و پيشنهاد جالب دریافت کرده بود، و نسبت به همکاری در آینده اظهار تمایل نمودند.

منبع عکس

آموزش و توانمندسازی

نظرات

afshin's picture

afshin

10.05.10

روش به کار گرفته شده به ویژه گوش دادن به حرف مربیان نکته بسیار مهمی در مدیریت است. به وطور اساسی گفته می شود که اگر شما مهارت ارتباطی ندارید و یا اینکه مهارت گوش دادن به دیگران و به ویژه همکارانتان را ندارید مدیر نشوید. من فکر می کنم مهترین کاری که تسهیلگر این جلسه کرده اینه که شرایطی را به وجود آورده که دو طرف به حرف هم گوش بدن به خصوص مدیر مهد حرف مربیان را بشنود.

darchin's picture

darchin

10.05.10

افشين جان ممنون، واقعا انسان اگر بتواند با ديگران همدلي كند و واقعا با دل و جان به آن ها گوش بدهد و خالصانه به آنها عشق بورزد. همه چيز حل است.

malemi's picture

malemi

10.05.10

سلام،

صحبتتون رو در مورد پذیرفتن مسوو لیت کاملا قبول دارم. یعنی‌ من به عنوان مدیر ویا مربّی ویا پدر/مادر وظیفه‌ای به عهده دارم در قبال مهدکودک که باید تمام و کمال پاسخگو باشم. اما این مشکل خیلی‌ پیش میاد که کارمند احساس میکنه هم دلی‌ و دلسوزی با کاری که داره میکنه نمیشه، چه از طرف مدیر و چه از طرف مرجو عین (مثلا اینجا والدین).بیشتر وقت‌ها هم این دو طرفه هست، هم مربی‌ و هم والدین این حس رو دارن که طرف مقابل سعی‌ در ایجاد رابطه و رفع تنش نمیکنه. همدلی کردن با بقیّه کار بسیار قشنگ و دلنشینی هست اما پیاده سازیش در عمل و در محیطی‌ که درونش تنش و نارضایتی‌ وجود داره خیلی‌ سخت و گاهی‌ غیر ممکن هست. شما فکر می‌کنین توی این محیط کی‌ میتونه نقش تسهیلگر رو بازی کنه؟ و چطور میشه مفهوم همدلی رو به سایر کارمند ها/والدین منتقل کرد؟

برای من گاهی‌ پیش میاد که میخوام این مفهوم رو به بقیّه همکارام منتقل کنم،اما وقتی‌ اونها رو تحت فشار میبینم انجام دادنش تا حدی غیر ممکن میرسه.

afshin's picture

afshin

10.06.10

مریم خانوم
من فکر می کنم که تسهیلگر دل داده به سخن مدیر و مربیان. نه اینکه نسخه ی همدلی داده باشه به اونها و بگه خوب حالا برین همدلی کنین کارها درست می شه .
این ها دو تا مفهوم جداست .
همدلی در بین کارکنان و مدیر یک داستانه
همدلی و درک و احترام تسهیلگر به اون افراد در جلسه یک داستان دیگه اس
من فکر می کنم که مراد نویسنده در اینجا اینه که نویسنده که تسهیلگر اون جلسه بوده رفته به آدم ها احترام گذاشته با هاشون همدلی کرده ، اعتماد شون رو جلب کرده تا سفره دلشون را باز کنن مشکلات رو بگن و برای مشکلات راه حل دربیاد.
اصلا اگه مردم تا سفره دلشون رو باز نکنن تا با هم گفتگو نکن که همدلی به وجود نمی آد .

malemi's picture

malemi

10.06.10

سلام افشین،

مرسی‌ از کامنت. درسته...و گاهی‌ در محیط کار و در ارتباط با دوستان نیاز به یک تسهیلگر هست که حرف دوطرف رو گوش بعده و همراه بشه.

مرسی‌ از نظر خوبتون

vida's picture

vida

10.20.10

سلام دوستان عزیز
از نوید هم ممنونم که تجربه خودش رو با ما در میون گذاشت. من فکر م یکنم راه حل های بسیار مناسبی رو ارائه دادهو اینکه بامربیان همدلی کردن بسیار مهم هست . نکته ای که برای من جالب بود تشکیل جلسات دوره ای بود چون وقتی ما به رویکرد خودمون ناه می کنیم و متوجه چالش ها و مشکلات می شیم راحت تر می تونیم اون ها رو بر طرف کنیم و با مشاهده گردن نقاط ضعف و قوت خودمون به کار کیفیت بیشتری بدیم . فکر می کنم اگر مربی با عشق و محبت سر کلاس حاضر بشه و محیط برای اون هم یادگیری داشته باشه دیگه محیط کلاس براش کسل کننده نبست و کم تر چیزی می تونه مربی رو عصبی کنه

mahisefat's picture

mahisefat

11.06.10

مرسی که تجربتون رو در اختیار ما گذاشتید. من هم فکر می کنم گوش دادن در ابتدا خیلی می تونه از تولید تنش خودداری کنه. باید ابتدا به افرادی که ناراضی هستند فرصت بدیم که حرفشون رو بزنن و بعد مشکل رو حل کنیم. اینکه توقع نداشته باشیم همه ما رو درک کنن نکته بسیار خوبیه که بیشتر باید روش کار بشه.

nasimjafari's picture

nasimjafari

11.06.10

ممنون از نوید. نکته جالبی که توجه من رو جلب کرد تلاش برای ایجاد یک فضای اجتماعی در آن مهد کودک بود. اینکه آن افراد فقط در کنار هم کار نکنند بلکه در واقع در یک اجتماعی حضور داشته باشند که هم به نیازها ،حقوقشان و حتی رشد فردیشان توجه شود هم با هم در جهت ارتقاء فعالیت آموزشی مشارکت کنند. جلسات مشورتی مستمر قطعا به این فضا سازی کمک خواهد کرد.حتی شاید جلسات مشابهی با والدین ویا مربیان و والدین به تقویت این فضا کمک کند.

afagh's picture

afagh

11.18.10

تجربه ای که نوید داشت خیلی نکات جالب و با ارزشی داشت. مهمترین آن توجه کردن و گوش کردن به صحبتهای مربیان و به طور کلی مخاطبان بود. دیگر آنکه اگر فردی ضعفی دارد و یا دچار اشتباهی شده آن را به طور مستقیم مطرح نکنیم که موجب خشونت و حالت تدافعی در فرد مقابل شود. نوید با مطرح کردن مشکلات به طور کلی و سعی در رفع آن و ایجاد راه کار موجب شده که کسی ناراحت نشود. در ضمن اعتماد و اطمینان حاضرین را جلب کرده است. دیگر آنکه این جمع در یک جلسه تمام نشده و ادامه دار هست. آنها می خواهند واقعا مسئله را حل کنند و پی گیری می کنند که دیگر مشکلی از این قبیل ایجاد نشود. و به این ترتیب آنها روابط بهتر و موثرتری با هم خواهند داشت.