مگنوس مک فارلین: ماهیگیری که دنیا را غذا داد

در سال ۱۹۹۲ مگنوس ۲۵ ساله و فرگوس ۲۷ ساله در اسکاتلند بودند که از تلویزیون اخبار مربوط به پناهندگان جنگ بوسنی را تماشا کردند.  حدودا ده سال قبل این دو برادر، که هر دو کاتولیک هستند، سفری به بوسنی (به تعبیری محل تولد مریم مقدس) داشتند. در این سفر آنها شیفته زیبایی و مردم این کشور شدند. و حالا ده سال بعد مگنوس و فرگوس نظاره گر تصاویر ویرانی این کشور بودند.

هر دو فوراً تصمیم گرفتند به بوسنی بروند. مگنوس می گوید "با خود فکر کردیم آیا بهتر نیست که ما کمکی هر چند ناچیز بکنیم؟" این دو برادر یک هفته مرخصی گرفتند، ماشین شاسی بلندی خریدند و آن را با انواع آذوقه و لباس و دارو پر کردند.

ماشین پس از گذشتن از راههای پر پیچ و خم و جاده های محلی به بوسنی رسید. آذوقه ها بین مردم بی پناه پخش شد و ماموریت به پایان رسید. مگنوس می گوید که "گمان می کردم که کار خیری انجام داده ام و حالا برمی گردم به خانه و زندگیم . اما داستان اینگونه نشد."

زمانی که این دو برادر به اسکاتلند برگشتند با انبوهی از آذوقه و مواد خوراکی که خانواده و اهالی محل برای کمک به مردم بوسنی جمع کرده بودند مواجه شدند. مگنوس می گوید که این کار خیرخواهانه مردم او را به این باور رساند که " مردم واقعا خوب هستند , پس من هم باید خوب باشم"، و این باعث شد که یک عمل خیرخواهانه کوچک تبدیل به یک عمل گسترده و جهانی شود.  برادران مک فارلین بار دیگر ماشین را پر از آذوقه کردند و راهی بوسنی شدند و تا پایان جنگ بوسنی ۲۲ بار این کار را انجام دادند. کمک های نقدی ادامه پیدا کرد و مگنوس  کار خود را به عنوان ماهیگیر رها کرد , خانه پدری را فروخت و  خود را بطور تمام وقت وقف کمک به دیگران کرد. در طول ۱۸ سال گذشته این خدمات به بیش از ۸۰ کشور در جهان گسترش یافته است.

امروزه خدمات خیرخواهانه مگنوس مک فارلین "سازمان جهانی غذای مریم" را تشکیل داده، که روزانه به بیش از چهارصد هزار کودک در ۱۵ کشور جهان غذا می رساند.  مگنوس می گوید وقتی تصمیم گرفت سازمان تشکیل دهد که در سال ۲۰۰۲ در مالاوی مشغول کمک رسانی بود و نوجوانی به نام  ادوارد را ملاقات کرد. ادوارد فرزند بزرگ از شش فرزند خانواده بود و مگنوس آنها را در حال عزاداری بر جسد مادرشان پیدا کرد. ادوارد به مگنوس گفت که بزرگترین آرزویش در دنیا داشتن غذایی برای خوردن و رفتن به مدرسه است.

بنیاد "غذای مریم" با این هدف کار خود را در کشورهای فقیر شروع کرد که با فراهم آوردن غذای روزانه برای کودکان آنها را برای رفتن به مدرسه تشویق کند . اما در حال حاضر فعالیتهای این بنیاد از این فراتر است، چرا که نه تنها دانش آموزان بیشتری بطور منظم در مدرسه شرکت می کنند بلکه توانایی بیشتری برای درس خواندن و تمرکز دارند. تنها کمتر از ۶.۱۵ پوند ( یا ۹.۶ دلار) در سال برای تغذیه یک کودک کافی است؛ این هزینه کم توانسته گرسنگی را در میان دانش آموزان مدرسه های مالاوی، هند، لیبری، سودان و هاییتی از بین ببرد.

این بنیاد  با اهالی محلی برای پخت غذا و پخش آن همکاری می کند. در مالاوی بیش از ده هزار نفر برای کمک رسانی داوطلب شدند.

در کنار این پروژه بنیاد غذای مریم با برخی از پروژه های مطرح مانند پروژه "کوله پشتی" همکاری می کند. یروژه "کوله پشتی" با هدف تشویق دانش آموزان برای اهدای کوله پشتی های کهنه خود که پر از لوازم تحریر مثل دفترچه و مداد و خودکار و تی شرت هستند، تشکیل شده است.

مگنوس می گوید که "من صورت بچه ها را هنگام خوردن غذا می بینم و مشاهده اینکه میتوانم تغییری در زندگی آنها ایجاد کنم من را امیدوار می کند که راهم را ادامه دهم". او ادامه می دهد "وقتی من به بنیاد فکر می کنم، به هزاران هزار فعالیت های کوچک و خردی می اندیشم که به نام عشق انجام می شوند ....فعالیت های خیرخواهانه کوچکی که تغییرات ژرفی به وجود می آورند.

اشتغال و کارآفرینی

نظرات

afshin's picture

afshin

10.13.10

داستان جالبی است.
این داستان از آن نظر جالب است که برادران مک فارلین به خانواده ها غذا می دهند تا بچه ها بتوانند درس بخوانند یعنی اینکه سیر کردن شکم هدف غایی نیست هدف غایی درس خواندن است یعنی این برنامه در خدمت توانمند سازی جوامع فقیر و در نهایت توسعه است. این خیلی نکته ظریفی است به همین خاطر است که این برادران در برنامه کوله پشتی هم مشارکت می کنند.
بعضی سازمان ها رساندن غذا را هدف غایی می دانند و به بقیه داستان کار ندارند ولی این برادران علاوه بر آنکه سعی می کنند غذا برسانند دارند به مدرسه فکر می کنند و این نکته ای است که کار این ها ر ممتار می کند . ممکن است یکی بگوید خوب اگر اینها فکر نکنند بالاخره خانواده ای که سیر تر است به طور اتوماتیک روی مدرسه هم کار خواهد کرد . من فکر نمی کنم که ضرورتا این چنین باشد . یعنی اینکه همین که این برادران موضوع مدرسه را هم روی میز گذاشته اند باعث می شود که همیشه روی این موضوع فکر کنند روی این موضوع کار کنند و برنامه هایی مثل کوله پشتی را هم حمایت کنند. از نظر من این نگاه خیلی نگاه ارزشمندی است .

darchin's picture

darchin

10.13.10

اين حكايت و حكايت هاي واقعي ديگر بر قدرت فعاليت هاي داوطلبانه و بشر دوستانه هر انسان اشاره دارد كه مي تواند به راحتي حتي از مرزهاي محل تولدت نيز بگذرد و نشان دهد كه وحدت عالم انساني فقط يك آرزو نيست فقط لازم است به آن معتقد باشيم و استعدادهاي روحاني خود را به خوبي بشناسيم.

sin2sin's picture

sin2sin

10.14.10

دلم مرخصي مي خواد :)

malemi's picture

malemi

10.15.10

نکته جالب دیگه یی که در این داستان وجود داره اینه که این بنیاد از کمک اهالی محل برای پخت و پخش غذا استفاده میکنه. که این باعث هم میتواند باعث اشتغال زایی برای اهالی و هم بالا بردن حساسیت موضوع برای آنها باشه.

mahisefat's picture

mahisefat

11.06.10

واقعا قابل تحسینه. ولی با وجود موسسات این چنینی و این همه پولی که سالانه برای مصارف کمک به نیازمندان در نظر گرفته میشه، چرا باز هم شاهد تصاویر بچه های گرسنه در اقسا و نقاط جهان هستیم؟ چرا با وجود این همه منابع مالی و کشور های ثروتمند، باز هم مردم جهان باید لنگ ارضا نیازهای اولیه خودشان مثل خوراک، پوشاک و مسکن باشند؟

naghiloo's picture

naghiloo

11.11.10

راستش اول تیتر را درست نخونده بودم، فکر کردم همون داستان همیشگی که به\" فقرا ماهیگیری یاد داد\"
اما این ماجرا همچنان ادامه دارد، گرسنگی، فقر، نیاز ویه عده که غذا وکمک می رسانند.
نمی دونم شاید یه جا باید ماهی داد ویه جا باید ماهی گیری یاد داد.

afagh's picture

afagh

11.12.10

من هم نغمه جان فکر شما را کردم که شاید به جای آنکه نیازها را مستقیم تامین کنند به آنها یاد می دهند که چوگنه این نیازها را تامین کنند. ولی از طرفی تامین غذا یکی از نیازهای اولیه هر انسانی هست و برادران فارلین اهداف انسان را هم به آنها گوشزد کردند. اینکه انسان به رشد و تعالی هم نیاز دارد و قرار نیست مانند حیوان زندگی کند. پس این نیازها را تامین کرد تا آنها بدون دغدغه کمبود غذا و گرسنگی به اهداف متعالی مانند تحصیل فکر کنند و متمرکز شوند.

naser1364's picture

naser1364

11.24.10

هدف ارزشمندی را دنبال می کنند درود بر آنها

afshin's picture

afshin

11.29.10

مگنوس در تاریخ 25 ماه نوامبر یعنی 4 آذرماه 1389 توسط سی ان ان به عنوان یکی از قهرمانان سال 2010 سی ان ان معرفی شد.

marjanzardosht's picture

marjanzardosht

01.09.11

به نظرم خیلی قشنگ است که از افراد محلی در بهبود وضعیت خودشان کمک می گیرند. خیلي مهم است که افراد بیاموزند که چطور بايد در ايجاد تغییرات سهیم بوده و مصرف کننده ی صرف نباشند. به قول دوستمان هم ماهی لازم است هم علم ماهی گیری داشتن!

harry7's picture

harry7

05.16.11

مطلب معرکه ای بود....میدونید جالبیش کجاست؟ اینکه این دو برادر کار واقعا کوچکی انجام دادند و آن کار باعث به وجود آمدن این بنیاد شد...این جوابی است برای افرادی که میگویند:کار به این کوچکی که به جهان کمکی نمیکند، یا می گویند:فکر میکنی کار به این کوچکی در بهبود وضع دنیا تاثیری دارد؟...بیایید ما هم شروع به انجام کار های کوچک برای شهر و جامعه مان کنیم تا در کل کاری بزرگ انجام شود...