کارآفرین اجتماعی موفق کیست؟

این روزها بسیاری از فعالان عرصه کسب و کار خودشان را "کارآفرین اجتماعی" قلمداد می کنند؛ اما واقعیت این است که گروه کوچکی از فعالان حوزه کسب و کار به عنوان کارآفرین اجتماعی قابل معرفی هستند.

به عنوان مثال؛ اگر شما فقط محصولات سبز مثل سلول های خورشیدی یا تجهیزات بازیافت تولید کنید یا  بفروشید، لزوما یک کارآفرین اجتماعی که بر اساس ارزش ها کار می کند،  نیستید. درست که فروش این محصولات کار خوبی است، ولی سایر ویژگی های یک کارآفرین اجتماعی را نیز باید دارا باشید.

به راستی ویژگی های یک کارآفرین اجتماعی کدامند؟

شرط اول این است که بعنوان یک کارآفرین اجتماعی، علاقه شدیدی به حل یک مشکل داشته باشید، ولی سوال اینجاست که آیا این علاقه و مشکلی که مورد نظر کارآفرین اجتماعی است هواخواه و اصطلاحا بازاری هم دارد یا به زبان ساده تر نیازی برای حل این مشکل هم در جامعه (یا حداقل بخشی از جامعه ) احساس می شود؟

کارآفرین اجتماعی به حل مشکلی می پردازد که واقعا مشکل جامعه است و برای حل  آن تقاضایی وجود دارد. قرار است برای حل مشکل محصولی تولید شود. این محصول می تواند خدمات اجتماعی باشد و یا یک محصول تولیدی مثل سلول های خورشید ی )مثال استفاده از انرژی های تجدید پذیر). محصول هر چیزی که هست باید بازاری داشته باشد و حداقل بخشی از جامعه علاقمند به استفاده از آن باشند و علاقه ای برای پرداخت هزینه های محصول وجود داشته باشد؛ قرار نیست کارآفرین اجتماعی علاقه ای نشان دهد و محصولی تولید کند که واقعا مورد نیاز جامعه نیست.

نکته دیگر داشتن بیانیه ماموریت مشخص است. بیانیه باید هم نشان دهد کارآفرین اجتماعی به دنبال حل چه مشکلی است و هم نشان دهد که کارآفرین از چه شیو ه یا شیو ه هایی برای حل مشکل استفاده می کند. بیایه ماموریت باید حاوی اصول مورد علاقه کارآفرین اجتماعی هم باشد. در اینجا در کنار علاقه شدید کارآفرین به حل مشکلات، پایبندی به اصول و داشتن یک فلسفه برای کاری که انجام می شود بسیار مهم است.

به بیان دیگر کارآفرین اجتماعی باید ازآغاز فعالیت نشان دهد چرا این کار را انجام می دهد؟ اگر این کار انجام نشود چه اشکالی به وجود می آید؟ و چه اصول و باورهایی چارچوب فعالیت کارآفرین اجتماعی را تشکیل می دهند؟

کارآفرین اجتماعی باید متمرکز و مشخص کار کند. قرار نیست که همه ی مشکلات موجود توسط یک نفر حل شوند. باید روی یک موضوع یا یک رشته مشخص کار شود. از این شاخه به آن شاخه پریدن و همه ی موضوعات و مشکلات را همزمان پیگیری کردن دردی را دوا نمی کند؛ مثلا اگر یک کارآفرین اجتماعی نگران اقشار فقیر و آسیب پذیر است، این عملی نیست که بتوان در آن واحد به همه ی ابعاد آن و برای همه آدم های فقیر کشور فکر کرد و کار کرد.

پس چه بهتر که یک گروه هدف مشخص را در یک منطقه مشخص در نظر بگیرد وتلاش کند تا در گوشه ای، مشکلی را حل کند.

مثلا توانمند سازی و فقرزدایی از زنان سرپرست خانواده در مناطق شهری استان مرکزی می تواند موضوع یک برنامه باشد. قرار نیست که یک نفر بیاید و بخواهد که مشکل فقر را به طور کلی در کشور با یک برنامه حل کند. حل این مشکل یک شبه و بایک مکانیسم میسر نیست.

کارآفرینان اجتماعی برتر متمرکز عمل می کنند، جایی را نشانه می گیرند و تلاش می کنند که هدفمند به فعالیت ادامه دهند.

تلاش برای شفافیت گام مهم دیگری است که معمولا کارآفرینان اجتماعی برتر برمی دارند. باید به مشتریان سامانه نشان داده شود که فرایند برنامه ریزی و در نظر گرفتن نیازهای جامعه چگونه بوده است باید گزارش هایی تهیه شود و در اختیار عموم قرار گیرد مثلا گزارش  هایی از پروژه های انجام شده در وب سایت مجموعه می تواند به ایجاد اعتماد و گسترش فعالیت های کارآفرین اجتماعی کمک کند.

فعالیت های یک کارآفرین اجتماعی متوجه حل مشکلات اجتماعی است و بیانیه ماموریت هم به درستی این وظیفه را توضیح می دهد، ولی سوال اینجاست که در درون سازمان چه اتفاقاتی در حال وقوع است؟ سازمان باید با کارکنانش هم به درستی رفتار کند. نمی شود سازمانی برای حل مشکلات اجتماعی و مردم تلاش کند، اما از کارکنان خودش غافل باشد. در واقع طریقه ی رفتار با همکاران نشان دهنده واقعیت موجود و میزان پایبندی به ماموریت سازمان است .

شرط دیگر موفقیت یک کارآفرین اجتماعی این است که تلاش کند تا تیمی منسجم و متعهد برای انجام فعالیت هایش شکل دهد. زمانی که همکارانی استخدام می کنید، هدف این نیست که فقط انسان هایی با مهارت برای انجام وظایف  به کار بگیرید؛ شمابه کسانی نیاز دارید که ماموریت اجتماعی سازمان را درک کنند و تلاش کنند تا اهداف سازمان برآورده شود.

یک کارآفرین اجتماعی باید همیشه در حال آموختن باشد. یکی از راههای عملی این است که در شبکه های کارآفرینی اجتماعی وارد شوید و یا اینکه سعی کنید مشاورانی توانمند و آگاه به استخدام درآورید. این مشاوران می توانند به کارآفرین در مواقع مورد لزوم مشورت دهند و همچنین نفش آموزش دهنده ی کارآفرین را به عهده بگیرند.

غالبا کارآفرینان اجتماعی چنان سرگرم ماموریت سازمان هستند که فراموش می کنند خدمات و تولیدات سازمان خود را بازاریابی کنند.مقوله کارآفرینی اجتماعی یک وجهه ی اجتماعی دارد و یک بخش بازار و کسب و کار. بدون بازاریابی امکان عرضه محصول وجود ندارد و بدون عرضه محصول امکان برگشت سرمایه و گردش مالی و سلامت سیستم هم وجود ندارد. بنابراین باید تلاش شود  که خدمات اجتماعی به دست مخاطبانش برسد و با تولید منابع مالی، سازمان سالم و پویا به کار خود ادامه دهد.

شما چه خصوصیات دیگری را می توانید به این سیاهه اضافه کنید؟

منبع عکس

اشتغال و کارآفرینی

نظرات

darchin's picture

darchin

10.14.10

معرفي چند سايت براي معرفي بيشتر مفهوم كارآفريني اجتماعي
http://www.creative.blogfa.com/post-18.aspx

afshin's picture

afshin

10.18.10

من فکر می کنم یکی از ویژگی های مهم دیگری که یک کارآفرین اجتماعی باید داشته باشد توان بالا در فروش است و اصلا فهمیدن مفهوم فروش.
فروش هم می تواند فروش در بازار باشد یا فروش ایده. شما وقتی که یک ایده ای دارید و در نظر دارید که کسان دیگری را همراه خود کنید در واقع یک جورایی دارید ایده خود را به دیگران می فروشید درست است که معمولا بقیه در قبال ایده شما پول پرداخت نمی کنند ولی همین که با شما همراه شوند و یا به صورت داوطلبانه به شما کمک کنند در واقع با گذاشتن وقت بهای ایده شما را پرداخته اند. پس فروش ویژگی مهم دیگری است که جا دارد مورد توجه قرار بگیرد.

afshin's picture

afshin

10.18.10

جه سایت جالب و خوبی . مرسی به خاطر در اختیار گذاشتن لینک

sin2sin's picture

sin2sin

10.19.10

دقيقا افشين جان. هر كسي سرمايه اي داره . يكي پوله يكي وقته يكي هم سرمايش ايده هاييه كه ميده . اگه اينها همه يكجا جمع بشه كاري انجام ميشه. فقط بايد دقت كنيم كه ديگه ديگران در خدمت ايده من نيستند بلكه ما در خدمت انجام اون ايده هستيم.

lida's picture

lida

10.26.10

یکی از مهمترین ابعاد کارآفرینی , شناسایی فرصت هاست . فرایند شناسایی فرصت ها برای کارآفرینان اجتماعی در خالص ترین شکل خود عبارت است از شناسایی راه های جدید و متفاوت برای ایجاد و حفظ ارزش های اجتماعی .
شفافیت راه , عامل مهمی در سنجیدن فرصت هایی است که از پتانسیل تاثیرگذاری برموفقیت سازمان برخوردارند. بدون شفاف بودن راه, \"ماموریت بی هدف \" برای برخی سازمان ها که فرصت های احتمالا درآمدزارا تعقیب می کنند به واقعیت قابل توجهی تبدیل می شود, اما همین امر منجربه انحراف آنها ازمسیر اصلی می گردد.
همواره ایده ها و نظرات بسیاری وجود دارد . با این وجود بعید است که هر ایده مهیجی بتواند به فرصتی تبدیل شود که ارزش اجتماعی را ایجاد و حفظ کند . فرصت های خوب منوط به زمان بندی هستند . دریچه فرصت ها نیز مشروط به محیط های در حال تغییر و شرایط خاصی است که برای انسانها بوجود می آید , درست مانند وضعیتی که در بخش انتفاعی شاهد آن هستیم . همچنین مدیریت کسب و کارهای اجتماعی در شرایط امروزی واقعیتی است که نیازمند بکارگیری مهارت ها و اصول موثق کسب و کار برای تداوم برنامه ریزی های جدید و خلاقانه است .
کارآفرینان اجتماعی سرسختانه با علم و هنر خود فرصت هارا تعقیب می کنند تا ارزش اجتماعی را ایجاد یا حفظ نمایند.

sin2sin's picture

sin2sin

10.30.10

كسي كه بتواند داوطلبان را مديريت كند.

sin2sin's picture

sin2sin

10.30.10

يك سوال اگه مديريت شراكتي بهتره و اگه كاري واقعا گروهيه ميشه به يك نفر گفت كارآفرين اجتماعي موفق؟ يا اين صفت خاص يك مجموعه است؟

mahisefat's picture

mahisefat

11.06.10

من هم با نظرات شما موافقم. کارآفرین واقعی کسیه که نیت و عملش برداشتن یک بار اضافی از روی جامعه و حل یک مشکل از جامعه باشه و در این راه باید از کمترین امکانات با بهترین ایده ها استفاده بشه تا اون مشکل حل بشه. یه موسسه میشناسم در بم به اسم \"چتر آبی سارا\" که موسسش یه خانم هست که برای زنان سرپرست خانه در بم ایجاد شغل می کنه و کلاس هایی رو برای اونها و فرزندانشون و بچه هایی که پدر و مادرشون رو در زلزله بم از دست دادن برگزار میکنه. 3 سال پیش که من با این موسسه آشنا شدم، اینها حتی جایی برای برگزاری این کلاس ها نداشتند و در کانتینر بودند. شهرداری و بهزیستی هم هیچ کمکی به این ها نمی کرد. و امروز بعد از 3 سال این خانم با تلاش زیاد و گرفتن وام تونست یک جای مسقف برای این عزیزان درست کنه تا بتونه بهتر خدماتش رو ارائه کنه. امیدوارم من هم مثل ایشون بتونم روزی یک کارآفرین اجتماعی موفق بشم.

afagh's picture

afagh

11.12.10

همه این تجربیاتی که در اینجا درج شده و آموزشی که در زمینه کار آفرینی اجتماعی در این متن آموزش داده شده، برنامه هایی هست که نیازمند گروهی از منابع انسانی با دانش و مهارت خاص هست. من وقتی این مطالب را می خوانم کمی نا امید شدم که پس فقط ایده هایی قابلیت اجرا دارد که گروهی مایل به اقدام باشند و بخواهند همکاری کنند و در ضمن مهارت و دانش کافی هم داشته باشند. یعنی نمی توان یک اقدام فردی و کوچک انجام داد؟ به نظرم بهتر هست ایده ها و تجربیاتی هم که زیاد عظیم نیستند هم ارائه داد. و همیشه به فکر پروژهای بزرگ نباشیم.

farin's picture

farin

11.19.10

شاید یکی دیگر از خصائصی که یک کار آفرین رو موفق می کنه این باشه که در میون مردمی که می خواد بهشون خدمت کنه زندگی کنه تا به واقع درک کنه که این مردم به چه چیزی نیاز دارن نه با معیارهای خودش از بیرون نیاز اونها رو تشخیص بده.