مناقشه منافع: نمونه عملی شکست

توضیح : داستانی که درادامه می خوانید توسط یکی از دانشجویان دوره پاییز ۱۳۸۹ در مدرسه پرتو نوشته شده است. این داستان به اهمیت تدوین یک سیاست مناقشه منافع می پردازد. این داستان واقعی است، اما اسامی آن به صورت مستعار انتخاب شده اند. زمانی که نویسنده این داستان با درس مناقشه منافع آشنا شد به کلاس اعلام کرد که ای کاش این مفاهیم را قبل از تاسیس سازمان می دانستیم، که اگر چنین بود احتمالا سازمان ما دچار مرگ زودرس نمی شد.

بحران معلق منافع

سالها پیش، با جمعی از دوستداران میراث فرهنگی برای نگهبانی از میراث فرهنگیمون در سایه صلح و دوستی گروهی تشکیل دادیم. تنها یک نفرمون بنام علی، از نظر مالی به قول معروف دستش تو جیبش می رفت. اتفاقاً علی بود که از اول ما را دور هم جمع کرده بود.

هر جا کم می آوردیم، یا طرحی نیمه کاره مانده بود، علی از جیب میگذاشت و همه خوشحال بودیم که کار انجام شده. در کل ما بیشتر صاحب ایده بودیم و برای منابع مالیمون دو راه تشخیص داده بودیم: یکی جیب علی، دیگری اجرای طرح های دولتی، که آن هم با توجه به شناختی که از علی داشتند به ما تعلق می گرفت.

علی، که خودش گروه را راه انداخته بود، در اول فکر می کرد این کار وظیفه اوست و فکر می کرد بچه های دیگر هم اگر دستشان می رسید، حتما همین کار رو می کردند. خلاصه بگم تا یک سال اول کارها رو روال و برنامه پیش می رفت. همه از کار گروهیشون لذت می بردند و تمام تلاششونو می کردن. دقیقا همون جریان "همه چی آرومه" بود.

از طرفی علی سابقه چندین ساله فعالیت اجتماعی در میراث فرهنگی داشت و به قول خودش خوشحال بود که این اعتباری که این چند ساله کسب کرده به گروه و اعضاش هم تعمیم داده میشه . این بود که کم کم اعضای گروه به او وابسته شدند هم از نظر فعالیت های مالی گروه و تامین منابع و هم رفع مشکلات شخصیشان (کار نداشتن و بهانه هایی که اعضا برای قطع همکاری ها می آورند و اینکه می خواستند درآمد داشته باشند) و از طرف دیگر هم سازمان های دولتی علی را مسئول می دانستند و تنها با او در ارتباط بودند. خلاصه  علی کم کم فشار باری را بر دوشش حس می کرد که فکر می کرد داره بهش تحمیل میشه.

علی با خودش فکر کرد چطور از این مخمصه در بیاید که نه گروه لنگ بماند و نه از خودگذشتگی بیش از حد لازم باشد، چون به هر حال خودش به منابع مالی شخصی اش نیاز داشت.

او متوجه شده بود که یک جای کار اشکال دارد، اما مساله را اینگونه می دید که "من نباید این گروه رو از دست بدم، هر چی باشه باعث شده من بیشتر شناخته بشم و حالا با همکاری بچه ها به این اعتبارات افزوده شده در قبالش من هم منابع مالی رو تا حدودی تامین می کنم...و سعی می کنم واسه اعضای گروه کار جور کنم". با این فکر خاطرش جمع شد که همه در مقابل چیزی که ازدست می دهد چیزی هم به دست آورده اند. این بود که با خودش قراری گذاشت: این فعالیت اجتماعی نباید من را از زندگی و رسیدن به پیشرفت های شخصیم باز دارد، پس در راه خدمت به خودم ازش استفاده می کنم "، که البته فکر کرد منصفانه هم هست.

علی این تصمیمش را با بقیه در جریان نگذاشته بود و روال کار مثل همیشه ادامه داشت و کسی متوجه نبود که یک تغییر اساسی در کار گروهی رخ داده است، که تغییر از غیر انتفاعی به انتفاعی بوده. اما کم کم اعضا چشمانشان به این مساله باز شد و حس کردند که وسیله ای برای پیشبرد یک هدف ایده آل نیستند، بلکه وسیله ای شدند که یک نفر از نظر کسب اعتبار اجتماعی و به طبع اون اعتبارات دیگر تامین گردد.

علی هم متوجه این مساله شده بود و سعی میکرد بیشتر مخفی کاری کند، که موضوع را پیچیده تر می کرد. شک در میان بچه ها افتاده بود و یکی پس از دیگری با دلایل نامعلوم استعفا میدادن.

پس از گذشت ۳ سال، فقط یک اسم از گروه مانده است، و علی، که هدفش حفظ میراث فرهنگی بود، الان بدنبال حفظ نام گروه و فعال جلوه دادن آن است. هر از گاهی  فعالیتی انجام می شود و گزارشی در می آید، و چند عضو جدید می آیند و قدیمی ها می روند...

حقوق و قوانین

نظرات

darchin's picture

darchin

10.25.10

با تشكر از دوست عزيزي كه اين تجربه را برايمانوشته اند. متاسفانه با كامل نشدن و توقف طرح ظرفيت سنجي و ظرفيت سازي در سازمان هاي غير دولتي ، بسياري از نهادهاي مدني همچنان با تمام عيوب خود به فعاليت هاي اجتماعي شان ادامه دادند. به نظر من در حال حاضر همكاري با مدرسه پرتو و تشويق دوستان فعال مدني به حضور در اين سايت مي تواند نقش پررنگي در آموزش نهادهاي مدني داشته باشد. البته مدرسه پرتو نيز بايد قسمت آموزش خود را بسيارپررنگ تر نمايد.
شاد باشي
نويد

afshin's picture

afshin

10.27.10

من گمان می کنم عدم وجود سیاست و مناسبات مربوط به مدیریت مناقشه منافع در سازمان های غیردولتی پاشنه آشیل بسیاری از این سازمان هاست. باید مناقشه منافع تدوین شود باید معلوم شود اگر پسر خاله مدیرعامل قرار است طرف قرارداد موسسه شوند واقعا این مورد چگونه مدیریت می شود تا شائبه و اصل سوئ استفاده حادث نشود. این سیاست مناقشه منافع واقعا خیلی خیلی مهم است.

dadvar's picture

dadvar

10.28.10

تجربه خوب و البته تلخي بود. درحقيقت علي با يك حساب دو دوتا چهارتا به نوعي شروع به سوء استفاده از موقعيتي كه داره كرده و از يك طرف ديگه سعي بقيه افرادي هم كه در اون گروه بودن خيلي تعلق خاطري به اون جمع نداشتن و سعي نكردن تا جلوي فروپاشيشو بگيرن و جايگاه خودشون رو مشخص كنن. يكي از بهترين اموخته هاي من در اين دوره اشنا شدن با مفهوم مناقشه منافع و چگونگي مقابله با اون بود

sin2sin's picture

sin2sin

10.30.10

درسته ياسمن جان تجربه ي تلخيه. تلختر اينكه باز هم با دونستن مناقشه منافع نتوني كاري بكني چون گاهي اينقدر منافع يك فعاليت اجتماعي شخصي ميشه كه جايي براي بيان مناقشه منافع نميمونه چه برسه به اجراش... .

mahisefat's picture

mahisefat

11.06.10

این مناقشه منافع یکی از اون اصطلاحاتیه که من معنیشو نمی دونم. احتمالا در طول ترم یاد خواهم گرفت. ولی نمیشه همه تقصر هارو گردن علی انداخت. چرا که از اول نیتش خیر بوده و می خواسته کمک کنه. به نظرم بعد از اینکه فشار بیش از حد روی دوشش احساس کرد و از طرفی نمی خواست گروه از هم بپاشه، خواست که خودش هم در قبال کاری که می کنه، سودی ببره. این درسته که هر کاری هم سود داره هم بها. در واقع حمایت مالی علی بهایی بود که میداد و بالا بردن اعتبار و شناسوندن خودش در سازمان های دولتی، سود پنهانی بود که از این جریان می برد. به نظرم اگر کار ها بصورت مساوی بین افراد تقسیم میشد، این مشکلات به وجود نمی اومد. نه اینکه یک نفر سودش بیشتر باشه یک نفر بهایی که میده بیشتر باشه.