کار را چگونه تعریف می‌کنیم؟

مدت هاست  اين سوال كه" آيا كارهايي كه ما به عنوان يك شغل انتخاب كرده و انجام مي دهيم چقدر با تعريف و ارزش هاي كار هماهنگ هستند؟" ذهنم را مشغول كرده است . دراين چند سطر دوست دارم نظر خودم را درباره چهارچوب ارزشي تعريف كار به طور كلي بيان كنم و بگويم به نظرمن چه فعلي كارمحسوب مي شود. و بعد دوست دارم با هم به اين گفتگو بنشينيم كه " آيا اگر چهار چوب ارزشي مناسبي را براي كار تعريف كنيم باز هم  نياز به تعاريف جديد درزمينه كار و كار آفريني داريم ؟". مطمئنا نظرهاي شما مي تواند شروعي باشد براي نوشتن بيشتر درباره اين موضوع.

چهارچوبي ارزشي كه من براي كار قايل هستم شامل مواردي از جمله نكات  زير مي باشد:
• وسيله‌اي براي رسيدن به اهدافي از جمله تامين معيشت روزانه، ترقي خانواده، خدمت به جامعه ( از جمله فعاليت هاي بشردوستانه و خيرخواهانه )  و  به طور كلي ساختن دنيايي بهتر براي همه انسان ها،
• رعايت عدالت و انصاف در حال ديگران ،
• رعايت ساده زيستي و صرفه‌جويي،
• راستگويي و امانت‌داري،
• بخشنده بودن،
• خلاق بودن،
• صبر و استقامت در برابر مشكلات،
• پشتكار و تلاش مستمر،
• كسب درآمد به نوعي كه كارگران در آن سهمي داشته باشند،
• دوري از  اعمالي از جمله :‌استثمار ديگران، احتكار و انحصار، توليد كالاهاي مخرب و آنچه باعث ترويج خشونت و فساد مي‌شود،
• دوري از حرص و طمع و مسند و مقام و رتبه و نشان،
• دوري از تظاهر و دو رويي و خودنمايي،
• علاقه مستمر به يادگيري و تحصيل علم و دانش در حرفه خود،
• اعتماد به نفس داشتن و متوجه توانايي‌ها و استعدادهاي خود بودن،
• كشف فرصت ها و استفاده مناسب از آنها،
و آشنايي و احترام به نيازها و ارزش‌هاي جامعه،
با توجه به موارد ذكر شده مطمئنا دزدي كار نيست، رشوه خواري، پول شويي، فروختن اجناس تاريخ مصرف گذشته و نامرغوب، ساختن ساختماني با وسايل غير مرغوب و غير ايمني، دزدي از زماني كه در محيط كار بايد براي مراجعه كننده گذاشته شود، تبليغ يك جنس نامرغوب و هزاران مثال ديگر نيز به نظر من هيچ كدام نمي‌توانند در چارچوب ارزشي كار قرار بگيرند. مانند اينست كه من به نژادها و اقوام و عقايد بي احترامي كنم ، محيط زيست را تخريب نمايم و  حقوق حيوانات را زير پا بگذارم و به صلح اعتقاد نداشته باشم و بگويم فعال  اجتماعي يا  فعال حقوق بشر هستم يا در فعاليتي خودجوش گروهي را از بين ببرم و بگويم دارم فعاليت داوطلبانه مي‌نمايم آنوقت به من مي‌گويند ترروريست نه داوطلب.
حال باز سوال اول اين نوشته كوتاه را تكرار مي كنم:
"آيا اگر چهار چوب ارزشي مناسبي را براي كار تعريف كنيم باز هم نياز به تعاريف جديد درزمينه كار و كار آفريني داريم ؟ "
اشتغال و کارآفرینی