هنر گفتگو

برای اینکه گفتگو به صورت واقعی شکل بگیرد نخست به یک محیط امن برای گفتگو نیاز است.  محیطی که فرد بدون هراس قادر باشد نظراتش را  با طرف‌های گفتگو مطرح کند. محیط امن یعنی محیطی که در آن تحقیروجود ندارد. یعنی محیطی که آدم احساس کند به حرف‌هایش توجه می‌شود و مهمتر آنکه حرف‌هایش شنیده می‌شوند. فضای گفتگو با فضای مناظره متفاوت است. فضای مناظره جای جدل و بحث  واثبات درست بودن نظرات طرف‌های مناظره است. محیط مناظره محیط رقابت است. در مناظره، کاندیداهای یک موقعیت یا صاحبان اندیشه‌های متفاوت به بحث و جدل می پردازند تا اثبات کنند که نظرات‌شان یا قابلیت‌هایشان بر طرف مقابل برتری دارد. محیط گفتگو محیط حل مساله است. محیط مثبت اندیشی است. محیط تلاش برای درک مشترک است. محیط تفاهم است. محیط همکاری است.

برای انجام یک گفتگوی سالم، طرف‌های گفتگو حقوق و تکالیفی دارند.

هر کدام از گفتگو‌کنندگان حق دارد که نظراتش را بدون واهمه از اینکه برایش حرف درآورند مطرح کند. مثلا در یک گفتگوی خانوادگی میان همسران، هر کدام از زوجین باید بتواند بدون واهمه و در یک شرایط احترام آمیز نظراتش را به طرف مقابل بگوید.

هر کدام از طرف‌های گفتگو باید تلاش کند که پیوسته از خود بپرسد آیا من درحال قضاوت طرف مقابل هستم. آیا بدون انکه طرف مقابل حرفی زده باشد در ذهن خودم محکومش کرده‌ام. خیلی وقت ها پیش ازآنکه طرف مقابل چیزی گفته باشد و حرفش را شنیده و اندیشه کرده باشیم با پیش فرض‌هایی که در ذهنمان وجود دارد و بدون شنیدن سخنی نسخه اش را پیچیده ایم. مثلا به صرف اینکه طرف سبیل دارد و عینک ته استکانی زده است پیش از آنکه سخنی بگوید و نظرش را در مورد فلان موضوع اقتصادی شنیده باشیم ممکن است که با فرض اینکه فلانی قیافه‌اش به فلان گروه می‌خورد اصلا به حرفش گوش ندهیم. یا برعکس کسی که ریشو است و تسبیحی در دست دارد ما را باید فلان گروه می‌اندازد و دوباره بدون شنیدن حرفش درذهن خودمان قضاوتش می کنیم.

در گفتگو باید از این دام ها پرهیز کرد. باید طرف مورد گفتگو محترم شمرده شود. باید تلاش کرد که پیش از شنیدن سخن طرف مورد گفتگو در ذهن قضاوتی نکرد. این‌ها تکالیف هر کدام از طرف‌های گفتگو است.

برای انجام گفتگوی سالم و مفید باید مهارت‌هایی داشت. هر کدام از طرف‌ها باید قادر باشند که نظرات خود را به روشنی بیان کنند. با استفاده از کلمات قابل فهم و منطقی. هر کدام از طرف‌های گفتگو باید بتوانند برای مدت کوتاهی نظرات و برداشت‌های خودشان را کنار بگذارند و به طرف مقابل با تمام وجود گوش فرادهند. مهارت پاسخ روشن دادن به سئوالات طرف مقابل به نحوی که قابل فهم باشد مهارت مهم دیگری است. گاهی اوقات سوالی پرسیده می شود. نباید سوال را بایک سوال پاسخ داد. باید پاسخی روشن و قابل فهم ارایه داد. هر کدام از گفتگو‌کنندگان باید تلاش کنند که محیطی سرشار از اعتماد و احترام متقابل ایجاد کنند. طرز نگاه به طرف مقابل، گوش دل سپردن ، اعتماد کردن و فرض بر اینکه طرف مقابل هم صادقانه سخن می‌گوید مهارت مهم دیگری است. نباید با نگاه بدبینانه و شکاکانه وارد یک گفتگو شد. باید تلاش کرد که به طرف مقابل احترام گذاشت. محیط گفتگو باید محیط محترمانه‌ای باشد.

شما چه فکر می‌کنید؟