صحبت های ملاله یوسف‌‌‌‌‌زی در دفتر سازمان ملل

امروز، روز تولد ملاله یوسف‌زی یا گل مکئی (زاده ۱۲ ژوئیه ۱۹۹۷) دختر نوجوانی است در اکتبر ۲۰۱۲ در راه بازگشت از مدرسه، توسط طالبان مورد هدف گلوله قرار گرفت.
جراحت های زیاد گلوله ای در پیشانی، بهایی بود که وی برای تحصیل پرداخت. با وجود سن کم، ملاله در زمان تیراندازی، فعال حقوق بشر و حقوق کودکان و عضو کمپین تحصیل دختران اهل پاکستان بود. اگرچه خشونت طالبان و شلیک آنها به ملاله با هدف مشخص کردن خط قرمزهای آنان برای فعالیت های زنان و تحصیل دختران بود؛ با این حال سخنرانی امروز ملاله در سازمان ملل و پیامش در مورد "تحصیل" نشان دهنده نگاهی دیگر است. نگاهی که از امید، صلح، دوستی نشات می گیرد و به وحدت برای مبارزه با تروریسم از طریق آموزش و پرورش کودکان اشاره می کند.

قسمت هایی از صحبت های امروز ملاله در سازمان ملل را در این بخش بخوانید.

به نام خدا؛ مهربان ترین و بخشنده ترین
بزرگان محترم، برادران و خواهران عزیز من؛
افتخار بزرگی است که امروز بعد از یک مدت طولانی می توانم دوباره صحبت کنم. من نمی دانم که سخنرانیم را چگونه شروع کنم و اینکه مردم از من انتظار دارند که چه بگویم. اما اول از همه، از خداوند برای انسان های برابری که هستیم تشکر می کنم. میزان عشقی را که مردم در این مدت به من نشان دادند را نمی توانم باور کنم. از هزاران نفر در سراسر جهان کارت هایی پر از آرزوهای خوب و هدایای زیادی دریافت کرده ام. با تشکر از شما برای همه آنها. با تشکر از شما کودکان که با کلمات معصومتان به من نیرو بخشیدید. و بزرگ سالانی که برای سلامتی من دعا کردید.

برادران و خواهران عزیز، یک چیز را به یاد داشته باشید. روز ملالی، روز من نیست. امروز روز هر زن، هر پسر و هر دختری است که صدای خود را برای احقاق حقوق خود بلند کرده است. صدها نفر از فعالان حقوق بشر و مددکاران اجتماعی نه تنها در مورد حقوق بشر صحبت کرده اند، بلکه در حال مبارزه برای رسیدن به اهداف خود از آموزش و پرورش تا صلح و برابری هستند... هزاران نفر از مردم توسط تروریست ها کشته شده اند و میلیون ها مجروح شده اند؛ و من تنها یکی از آنان هستم.

و من امروز اینجا ایستاده ام ... یک دختر از میان بسیاری....

دوستان عزیز، در تاریخ نهم اکتبر ۲۰۱۲، طالبان به سمت چپ پیشانی من شلیک کرد. آنها به دوستان من هم شلیک کردند. آنها فکر کردند که گلوله ها ما را ساکت خواهد کرد. اما شکست خورند. از میان آن سکوت، هزاران صدا بلند شد. طالبان فکر کرد که اهداف ما را تغییر داده است و بلند پروازی های ما را پایان داده است. اما چیزی در زندگی من به غیر از مرگ ضعف، مرگ ترس و نا امیدی و تولد نیرو، تولد قوت و شهامت، تغییر نکرده است. بلند پروازی هایم مثل همیشه هستند؛ آرزوهایم هم همچین؛ حتی رویاهایم مثل همیشه هستند.

خواهران و برادران عزیز، من امروز علیه کسی صحبت نمی کنم؛ اینجا نیامده ام تا در مورد انتقام شخصی علیه طالبان و یا هر گروه دیگر تروریستی صحبت کنم. من برای صحبت کردن در مورد "حق آموزش و پرورش هر کودک" اینجا هستم. من خواهان آموزش و پرورش برای پسران و دختران همه پدرمادرها، به خصوص کودکان افراط گرایانی چون طالبان هستم.

من حتی از طالبی که به من شلیک کرده متنفر نیستم. حتی اگر یک تفنگ در دستم داشتم و او روبروی من می ایستاد، به او شلیک نمی کردم. این شفقت است که من آن را از محمد پیامبر خدا، عیسی مسیح و بودا آموختم. این میراث تغییری است که من آن را از مارتین لوتر کینگ، نلسون ماندلا و محمد علی جناح به ارث برده ام. این فلسفه عدم خشونت است که من از گاندی جی، بچه خان و مادر ترزا آموخته ام. و بخششی که پدر و مادرم به من یاد داده اند.

خواهران و برادران عزیز، ما، اهمیت نور را در زمان تاریکی درمیابیم و اهمیت صدایمان را در سکوت! ما در زمان مواجه شدن با اسلحه در سوات پاکستان متوجه اهمیت قلم و کتاب شدیم. به قول دانایان، "قلم تواناتر از شمشیر است"؛ افراط گرایان همواره از کتاب و قلم می هراسند. قدرت از آموزش و پرورش آنها را به وحشت می اندازد. به همین دلیل است که آنها هر روز مدرسه های را منفجر می کنند؛ چراکه از تغییر وحشت داشته و دارند؛ آنها از تساوی که آموزش به جوامع ما می آورد، می هراسند.

دبیر کل محترم سازمان ملل، "صلح" عاملی لازم و اساسی برای آموزش و پرورش است. در بسیاری از بخش های جهان به ویژه افغانستان و پاکستان، تروریسم و جنگ و درگیری، کودکان را از مدرسه رفتن باز داشته است. ما از این همه جنگ خسته شده ایم. زنان و کودکان بیشماری به دلیل شرایط حاکم، رنج های زیادی محتمل شده اند. در هند، اطفال معصوم و فقیر بسیاری قربانی کار کودک هستند. مدرسه های زیادی در نیجریه ویران شده است و دختران زیادی مجبور به ازدواج در سنین کودکی می شوند. فقر، جهل، بی عدالتی، نژاد پرستی و محرومیت از حقوق اولیه، از مشکلاتی است که زنان و مردان زیادی با آن مواجه هستند.

امروز، ما از رهبران جهان می خواهیم به تغییر سیاست های استراتژیک خود، به نفع صلح و رفاه دست بزنند. ما از همه دولت ها در سراسر جهان می خواهیم که از آموزش رایگان و اجباری برای هر کودک حمایت کنند. ما خواستار مبارزه همه دولت ها با تروریسم و خشونت برای محافظت از کودکان در برابر آسیب و خشونت هستیم.
ما از کشورهای توسعه یافته می خواهیم به حمایت از گسترش فرصت های آموزشی برای دختران در کشورهای در حال توسعه بپردازند.

ما همه جوامع را به صبوری دعوت می کنیم تا بتوانند تعصبات خود را در حوزه فرقه، مذهب و یا جنسیت، کنار بگذارند؛ و بتوانند آزادی و برابری زنان را ایجاد کنند، به طوری که منجر به شکوفایی آنها شود. همه ما نمی توانیم موفق باشیم اگر نیمی از ما عقب نگه داشته شده باشد. برادران و خواهران عزیز، ما خواهان مدارس و آموزش و پرورش برای ساختن آینده روشن برای هر کودک هستیم. ما سفر خود را به مقصد صلح و آموزش و پرورش برای همگان ادامه خواهیم داد. هیچ کس نمی تواند ما را متوقف کند. ما در مورد حقوق مان صحبت خواهیم کرد؛ تا صدای ما "تغییر" را برایمان به ارمغان بیاورد.

ما همه، با هم هستیم؛ متحد برای حمایت از آموزش و پرورش؛ و اگر می خواهیم به اهدافمان دست یابیم باید خودمان را با سلاح دانش توانمند سازیم و وحدت با هم را سپر محافظت از خود کنیم.

بیاید یک مبارزه جهانی علیه بی سوادی، فقر و تروریسم از راه "کتاب و قلم" ایجاد کنیم؛ اینها موثر ترین سلاح ما هستند.

یک کودک، یک معلم، یک قلم و یک کتاب می تواند جهان را تغییر دهید.

آموزش و پرورش تنها راه حل است.

آموزش و توانمندسازی
;