هفت راه‌حل مؤثر برای کسب سود بیشتر و افزایش سطح مشارکت کارکنان

کمک به پیشرفت کارکنان، به افزایش میزان سود، بازدهی و سطح مشارکت افراد در کارها می‌انجامد. اما شرکت‌ها چگونه می‌توانند به پیشرفت کارکنان خود کمک کنند؟ آیا شرکت‌ها باید بر تقویت نقاط قوت کارمندانشان تمرکز کنند یا به آنها کمک کنند که نقاط ضعف خود را اصلاح کنند و توسعه بخشند؟ جواب درست به این سؤال، به خصوص امروزه که از کارمندان انتظار می‌رود به شکل فعالی در کارها مشارکت کنند، اهمیت ویژه ای دارد.
مؤسسه گالوپ (Gallup) که یک مؤسسه تحقیقاتی است و در زمینه مدیریت به شرکت‌ها مشاوره می‌دهد، در طی پنج دهه هزاران تیم کاری و میلیون‌ها رهبر تیم، مدیر و کارمند را برای یافتن پاسخ این سؤال، مورد مطالعه قرار داد. یافته‌ها حاکی از آن بود که توسعه آنچه که افراد در آن استعداد ذاتی بسیار نتیجه‌بخش‌تر از تلاش برای اصلاح آن چیزی است که در آن ضعف دارند.
برای مثال ما می‌دانیم که هر چه افراد احساس کنند که ساعت‌های بیشتری در روز، نقاط قوتشان را به کار می‌گیرند، احتمال بیشتری وجود دارد که خود را پرانرژی، سر حال، خوشحال، خنده‌رو، در حال انجام کاری جالب و همین‌طور جلب احترام دیگران توصیف کنند. علاوه بر این، افرادی که نقاط قوت خود را هر روز به کار می‌گیرند، سه برابر بیشتر احتمال دارد که زندگی خود را عالی توصیف کنند و شش برابر شانس بیشتری وجود دارد که فعالانه در کارها مشارکت کنند.
تمرکز بر نقاط قوت کارمندان، تنها به افزایش مشارکت کارکنان و غنی کردن زندگی آنها نمی‌انجامد، بلکه به کسب و کار هم فایده می‌رساند! گالوپ اخیرا یک تحقیق گسترده را در خصوص شرکت‌هایی که مدیریت براساس نقاط قوت را به اجرا درآورده‌اند، به اتمام رسانده است. شرکت‌های مورد مطالعه، بر توسعه آنچه که به طور طبیعی به افراد مرتبط می‌شود، تمرکز کردند. به طور مثال، از کارمندان خود خواستند که تست‌های شناسایی نقاط قوت (CliftonStrenghts) را انجام دهند، در دوره های کوچینگ برای توسعه نقاط قوت شرکت کنند، و البته کارمندان را در موقعیت کاری قرار دادند که هر روز زمان بیشتری را به انجام آنچه در آن بهتر هستند، اختصاص دهند و کارهایی از این دست.
این مطالعه، اثراتی را که این عوامل بر کارکرد گروه کاری داشتند، مورد بررسی قرار داد. ۴۹۴۹۵ شرکت با ۱۲۰۰۰۰۰ کارمند از ۷ صنعت مختلف در ۴۵ کشور، در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند. گالوپ در این مطالعه بر شش مؤلفه تمرکز کرد: فروش، سود، تعامل مشتریان، حجم معاملات، مشارکت کارمندان و ایمنی.
به طور متوسط، گروه‌های کاری که روی نقاط قوت تمرکز کردند، نسبت به آنهایی که تمرکز کمتری روی این روش داشتند یا اصلا آن را به کار نگرفتند، در تمام این مؤلفه‌ها به شکل قابل توجهی رشد و توسعه داشتند. ۹۰ درصد از گروه‌های کاری که سیستم مدیریتی بر مبنای تمرکز بر نقاط قوت را به هر میزانی به کار بستند، شاهد افزایش کارایی به مقدار ذکر شده در ادامه و یا بیشتر از آن بوده‌اند. حتی با نظر گرفتن اعداد حداقلی، باز هم این‌ها دستاوردهای چشمگیری هستند:۱۰ تا ۱۹ درصد رشد در میزان فروش
۱۴ تا ۲۹ درصد رشد در سود حاصل از فعالیت‌ها
۳ تا ۷ درصد رشد در تعامل مشتریان
۹ تا ۱۵ درصد رشد در مشارکت کارکنان
۶ تا ۱۶ درجه رشد در حجم معاملات (در شرکت‌هایی با حجم معاملات کوچک)
۲۶ تا ۷۲ درجه رشد در حجم معاملات (در شرکت‌هایی با حجم معاملات بزرگ)
۲۲ تا ۵۹ درصد رشد در کاهش حوادث ایمنی

حال فکر می‌کنید شرکت شما چطور می‌توانبد به این نتایج چشمگیر نزدیک شوبد؟ این تحقیق، در ترکیب با نتایج کار با صدها شرکت، هفت راه از بهترین روش‌های تقویت نقاط قوت را به شرح زیر شناسایی نموده است. شرکت‌هایی که بیشتر این نکات را به کار می‌گیرند، شاهد نتایج حداکثری ذکر شده در آمار فوق بوده‌اند.

۱. از راهبری شروع کنید.
گاهی اوقات، بخش‌ها و واحدهای اداری در یک مؤسسه، به صورت جداگانه روش تقویت نقاط قوت را به کار می‌گیرند و آثار محدودی هم ایجاد می‌کنند. اما وقتی که رهبران این روش را به عنوان یک استراتژی بنیادی و اولویت‌دار اعمال می‌کنند، آن زمان است که تغییرات واقعی رخ می‌دهند. برای مثال ما متوجه شدیم وقتی که رهبران، به پرورش نقاط قوت افراد در کل شرکت می‌پردازند شانس افزایش سود، چندین برابر می‌شود.
مدیران ارشد یک شرکت بزرگ آمریکایی یک برنامه به نام «با نقاط قوت خود پیش روید» را برای پیشرفت کارکنان رده‌های مختلف راه‌اندازی کردند تا به آنها کمک کنند که بهتر بفهمند چطور می‌توانند نقاط قوت خود را برای ایجاد تغییرات و ترویج یک فرهنگ واحد با استراتژی و اهداف مشترک به کار گیرند. تنها در سال اول، میزان مشارکت کارکنان این شرکت‌ها ٪۲۶ افزایش یافت.

۲. مدیران را وارد صحنه کنید.
بهترین راه برای به حداکثر رساندن نقاط قوت کارکنان، از طریق مدیران آنهاست. تقریبا ۷ نفر از هر ۱۰ کارمندی که معتقدند مدیر آنها بر پرورش نقاط قوت آنها یا ویژگی‌های مثبتشان تمرکز کرده است، مشارکت بالایی از خود نشان می‌دهند. در مورد کارمندانی که می‌گویند مدیر آنها چنین ویژگی ندارد، میزان مشارکت کارکنان تا ٪۱ نزول می‌یابد. همراهی مدیران در پروسه تمرکز بر نقاط قوت کارکنان ضروری است چرا که در وهله اول آنها هستند که نسبت به توسعه مهارت‌های کارکنان براساس نقاط قوت آنان مسئولند. این موضوع تاثیر عمیقی بر عملکرد تیم دارد.

۳. آگاهی و اشتیاق همگانی در مورد این روش را در سراسر شرکت گسترش دهید.
وقتی همه در مورد نقاط قوت یکدیگر بدانند، آنها را بیشتر به کار می‌گیرند. یک شرکت نه چندان بزرگ خدمات حسابرسی، ۵ نقطه قوت هر کارمند را در دفتر کار آنها در محلی که در معرض دید همه باشد قرار دادند تا همه کارمندان در مورد نقاط قوت و استعدادهای سایر همکاران بدانند و آن را در ذهن داشته باشند. رهبران باید استراتژی خود در ارتباط با نقاط قوت شرکت را هم با همه در میان بگذارند. علاوه بر این، آنها باید تحسین خود را مبنی بر این که چگونه تک تک کارکنان و اعضای تیم به نقاط قوت خود برای کسب موفقیت تکیه کرده‌اند، نشان دهند. این پیام، همه را به مشارکت دعوت می‌کند.

۴. وقتی در حال تشکیل تیم برای یک پروژه هستید، به نقاط قوت افراد توجه کنید.
رهبران نه تنها باید برای همه کارکنان فضایی فراهم کنند که آگاهی آنها از نقاط قوتشان افزایش پیدا کند، بلکه باید مطمئن شوند که تیم از افرادی با استعدادهای ذاتی متناسب با فعالیت مربوطه ساخته شده است. مسئولیت‌ها باید براساس آنچه به طور طبیعی متناسب با استعداد هر عضو تیم است، تقسیم شوند. برای مثال، قرار دادن دو فرد در یک تیم که با هم در انجام آنچه که در آن استعداد دارند، همکاری می‌کنند می‌تواند در این که تیم به هدف اصلی خود می‌رسد یا نه، اثرگذار باشند و تفاوت ایجاد کند.

۵. در بررسی عملکرد کارکنان، بر شناسایی و توسعه نقاط قوت آنها تمرکز کنید.
انجام این کار گرچه آسان به نظر می‌رسد اما اگر فلسفه بررسی عملکرد کارکنان در سازمان،‌ بر اصلاح نقاط ضعف کارکنان استوار باشد، انجام این کار حتی برای راهبران و مدیرانی که مایل هستند بر نقاط قوت کارکنان شرکت خود سرمایه‌گذاری کنند، سخت است. رویکردی که در بررسی عملکرد، بر محور نقاط قوت استوار است ساده و رک، جذاب و قاطع است. مدیران باید بررسی عملکرد را به صورتی انجام دهند که موجب شناسایی و به کارگیری استعداد کارکنان شود و به قدردانی از آنها و توسعه استعدادهایشان منجر شود. مدیران همچنین باید عملکرد مورد انتظار خود را برای کارکنان شفاف کنند و به آنها کمک کنند که اهدافی دست‌یافتنی را برای خود مشخص نمایند. یکی از نتایج بررسی عملکرد بر مبنای نقاط قوت، این است که کارکنان احساس می‌کنند که مدیرشان آنها را می‌شناسد و به آنان احترام می‌گذارد؛ این به نوبه خود باعث بهبود عملکرد کارکنان می‌شود.

۶. یک شبکه از کارشناسان شناسایی نقاط قوت و اشاعه‌دهندگان این ایده، درست کنید.
پرچمداران و حمایت‌کنندگان این ایده در داخل شرکت کسانی هستند که نقشی اساسی را در حمایت از کارکنان در استفاده از آنچه در آن خوب هستند، ایفا می‌کنند تا همه در کارشان بهترین باشند. این حامیان کمک می‌کنند که جنبش تمرکز بر نقاط قوت، در سطوح مختلف پیش برود. در نهایت، تشویق مستمر آنها می‌تواند شرکت را به سمت یک عملکرد در سطح استانداردهای جهانی هدایت کند. یک شرکت سرمایه‌گذاری در انگلیس با بهره‌گیری از یک شبکه متخصصان داخلی که به کارمندان در فهم این که چطور می‌توانند نقاط قوت خود را به شکل مؤثرتری به کار بگیرند، کمک می‌کرد، به سرعت پیشرفت کرد. نتیجه این که با وجود یک بازار رقابتی که شرایطش دایم در حال تغییر است،‌ این افراد توانستند خودشان را با محیطی که به طور مداوم در حال تغییر است هماهنگ کنند و همزمان مهارت‌های خود را گسترش دهند.

۷. فرهنگ محوریت دادن به نقاط قوت را به نام تجاری و هویت اصلی شرکت، ‌پیوند بزنید.
یک نام تجاری که حاکمیت فرهنگ تکیه بر نقاط قوت را در یک شرکت انعکاس دهد، می‌تواند فواید بسیاری برای آن شرکت داشته باشد. نام تجاری که براساس نقاط قوت یک شرکت بنا شده است نظر گروه درستی از افراد جویای کار را برای همکاری با آن شرکت جلب می‌کند؛ یعنی کسانی که می‌خواهند نقاط قوت خود را گسترش دهند و با فرهنگ شرکت هماهنگ هستند. یک نام تجاری این چنینی، برای مشتریان هم قانع‌کننده است و می‌تواند نقطه تمایز شرکت شما از شرکت‌های دیگر باشد.

حال بیایید صادق باشیم: کارکنان نمی‌توانند کاملا از نقاط ضعف خود خلاص شوند. این در دنیای واقعی امکان‌پذیر نیست. اما به جای این که مردم زمان زیادی را صرف تقویت نقاطی کنند که در آن شانس موفقیت زیادی ندارند، مدیران می‌توانند همکاری استراتژیک و روند متفکرانه‌ای را شکل دهند تا به کارکنان کمک کند که حول نقاط ضعف خود کار کنند. اطلاعات ما نشان می‌دهد که تمرکز انرژی بر توسعه نقاطی که به طور طبیعی افراد در آن خوب هستند، نتیجه خیلی خوبی دارد. به همین ترتیب، شرکت‌هایی که به عنوان استراتژی، بر نقاط قوت خود و کارکناشان تاکید می‌کنند تغییرات مثبت بسیار خوبی را در فعالیت خود شاهد خواهند بود.

منبع: Harvard Business Review