تفاوت مدیریت و رهبری

به طور کلی برای راهبری و مدیریت سازمان هابه دو نقش مهم رهبری و مدیریت نیاز داریم. مهم نیست که این نقش ها در یک موقعیت کارآفرینی باشدیا موقعیت راه اندازی یک کسب وکار یا ادامه کاریک بنگاه اجتماعی ی اقتصادی، در همه ی این موارد به دو نقش رهبری و مدیریت نیاز داریم. رهبری و مدیریت نقش های متفاوتی دارند. هر دو برای موفقیت سازمان لازمند. ولی با هم متفاوتند. ممکن است یک نفر به طور همزمان هر دونقش را بازی کند. دانستن تفاوت های مدیریت و رهبری به درک بهتر این دو جایگاه مهم کمک می کند. به نظر می رسد بزرگترین تفاوت میان این دو دررابطه با شیوه ای است  که دیگران را برای همکاری یا پیروی تهییج می کنند. مدیران زیر دستانی دارند در حالی که رهبران پیروانی دارند.

مدیران در صورت که مدیر تشریفاتی نباشند زیردستانی دارند و برای انجام وظایف محوله قدرتی دارند. مدیران یک جایگاه سازمانی دارند که به آنها اختیار می دهد تا وظایفی را با کمک زیردستانشان انجام دهند. مدیران به کارمندانشان می گویند که چه کاری باید انجام دهند. کارمندان هم وظایف محوله را انجام می دهند انجام این وظایف به معنای آن نیست که کارمندان آدم های بی اختیاری هستند. انجام وظایف به دلیل آن است که کارمندان به واسطه یک قرارداد در مقابل کارهایی که مدیر خواسته است و انجام داده اند دستمزد می گیرند.

مدیران حقوق می گیرند تا کارها را تمام کنند. معمولا فعالیت ها زیر فشار زمانی و کمبود منابع انجام می شود. بنابراین مدیران تلاش می کنند تا انجام کارها را به وسیله زیردستانشان به سامان برسانند.

مطالعات روی مدیران شرکت های غربی نشان می دهد که عمده ی این مدیران ازخانواده هایی پایدار به عرصه مدیریت وارد می شوند این مدیران علاقه ای به استرس یا خطرپذیری ندارند. مدیران علاقمند هستند تا کارشان را با آرامش انجام دهند.

برخلاف مدیران که زیردست دارند، رهبران پیروانی دارند. در بسیاری از سازمان ها که رهبران نقش مدیریتی هم دارند به واسطه نقش مدیریتی زیردست هم دارند ولی زمانی که نقش رهبری را انجام می دهند زیر دست ندارند پیرو دارند. کسانی که به رهبر سازمان اقتداء می کنند. و دنباله روی رهبری سازمان هستند.

اگر به مردم بگویید چکار بکن به اندازه کافی تحریک نمی شوند که به عنوان پیرو به دنبال سر شما راه بیفتند. باید از صمیم قلب به شما ایمان داشته باشند تا به دنبال شما حرکت کنند . به همین دلیل است که رهبران به طور معمول شخصیت های کاریزماتیک دارند. به دنبال یک رهبر سازمانی راه افتادن یک اقدام داوطلبانه است برعکس انجام دادن وظایفی که مدیر محول کرده که داوطلبانه نیست وبه منظور انجام وظیفه و در مقابل دریافت دستمزد انجام می شود . دنباله روی یک رهبر یک فرآیند داوطلبانه است. به همین دلیل رهبرانی که شخصیت کاریزماتیک دارند با موفقیت بیشتری پیروانی پیدا می کنند.

رهبران سازمانی معمولا روابطی انسانی با کارکنان سازمان برقرار می کنند. به دیگران اعتبار می دهند. اگر چه روابط رهبری سازمان با نیروی انسانی سازمان انسانی است ولی لزوما خیلی رفیق بازانه نیست. یعنی رهبری سازمان تلاش می کند تا یک حد و حدودی را با کارکنان سازمان رعایت کند .

البته همه این مطالب به معنای آن نیست که رهبران به وظایف محوله در سازمان توجه ای ندارند برعکس آنها بسیار علاقمند به نتایج هستند. رهبران تلاش می کنند تا دیگران را تحریک و تهییج کنند تا در جهت اهداف سازمانی گام بردارند.

برخلاف مدیران که به طور کلی علاقه ای به خطر و چالش ندارند رهبران آدمهایی خطر پذیر هستند. رهبران به دنبال چشم انداز موفقیت سازمان هستند . معمولا راههایی را می بینند که دیگران کمتر ملاحظه می کنند به همین دلیل از نظریک ناظر بیرونی شاید رهبران از خطرپذیرترین گروهها باشند همانطور که گفتیم شاید این خطرپذیری به دلیل زاویه ای باشد که از نظر رهبران کاملا روشن است ولی از نظر سایرین تاریک است و بنابراین راه پرخطری به نظر می رسد.
وال استریت جورنال در مطلبی برخی از تفاوت های مدیریت و رهبری را به این صورت توصیف می کند.

مدیر اداره می کند ولی رهبر نو آوری می کند .
مدیر یک کپی است ولی رهبر اصل است.
مدیر شرایط را نگاه می دارد ولی رهبر تغییر می دهد.
مدیر به ساختار سازمانی و سازمان توجه دارد رهبر به مردم .
مدیر سعی می کند که نقش کنترلی ونظارتی خود را نشان دهد ولی رهبر سعی می کند که اعتماد سازی کند.
مدیر کوتاه مدت نگاه می کند رهبر بلند مدت.
مدیر روی فعالیت جاری تاکید می کند رهبرروی افق های پیش رو.
مدیر پیروی می کند رهبر موجب می شود . ( رهبر همچون سرچشمه عمل می کند)
مدیر سرباز خوبی است رهبر به کسی وابسته نیست.

جدول ذیل یک سری ازتفاوت های رهبری و مدیریت را نشان می دهد

موضوع رهبر مدیر
ماهیت عامل تغییر عامل پایداری
تمرکز رهبری مردم مدیریت کار
چه دارند؟ پیروان زیردستان
افق بلند مدت کوتاه مدت
به دنبال؟ چشم انداز اهداف
رهیافت راه و چاه را نشان می دهد جزییات کار را برنامه ریزی می کند
فرآیند تصمیم گیری تسهیلگری می کند تصمیم را می گیرد
منبع قدرت کاریزمای شخصی مراتب سازمانی
جاذبه قلب مغز
انرژی اشتیاق کنترل
فرهنگ شکل می دهد قانون وضع می کند
دینامیک زودتر اقدام می کند واکنش نشان می دهد
تحریک دیگران می فروشد می گوید
ما به ازاء هیجان برای انجام کار پول برای انجام کار
دوست دارد کوشا بودن را عمل کردن را
می خواهد ببیند به هدف رسیدن نتایج
خطر پذیری می پذیرد کم می کند
قانون می شکند می نویسد
مناقشه می طلبد پرهیز می کند
راه و روش راههای جدید راههای موجود
نگران چه چیزی درست است

درست باشد
اعتبار می دهد می گیرد
سرزنش می گیرد می کند
روش تغییر رد و بدل

منبع عکس

آموزش و توانمندسازی